ادب مرد به ز دولت اوست!
- شناسه خبر: 92401
- تاریخ و زمان ارسال: 11 مرداد 1404 ساعت 13:08

در هفتهای که گذشت، فضای فرهنگی و هنری کشور شاهد تنشی بود که بهظاهر از یک اختلاف نظر ساده درباره نقشآفرینی در یک فیلم آغاز شد، اما در پس آن، لایههای عمیقتری از مناسبات اخلاقی، حرفهای و نسلی در سینمای ایران را برملا کرد. ماجرا از گفتوگویی با داریوش ارجمند، بازیگر نامآشنای سینما و تلویزیون آغاز شد؛ جایی که او مدعی شد نقش غلام در فیلم «پیرپسر» ابتدا به وی پیشنهاد شده، اما او این نقش را نپذیرفته است. این ادعا با واکنش تند حامد بهداد، یکی از بازیگران مطرح سینمای معاصر ایران، روبهرو شد. حامد بهداد در پاسخ به ارجمند نوشت: تهیه کننده فیلم از جانب خودش فیلمنامه را برای ایشون میفرسته و من پس از اطلاع، از پروژه عذر خواهی کردم که کارگردان «ییرپسر» خاطر نشان کرد این نقش فقط برای حسن یورشیرازی است. از نظر بنده ایفای نقش غلام باستانی به شدت سخت و مستلزم داشتن توان بدنی و اخلاق حرفهای و تکنیک بازیگری است که از نظر من اینها هیجکدام در داریوش ارجمند نیست. اکتای براهنی هم نوشت: بنده هیجوقت ایشان را ندیدهام. ایشان روزگاری بازیگر خوبی بودند. اما من شخصا هرگز ایشان را نمیخواستم. یکی از همکاران عزیزم فیلمنامه را برای ایشان برده بود و من بسیار مخالف بودم. حتی حاضر نشدم با ایشان تلفنی صحبت کنم. انتخاب من حسن پورشیرازی بود. از ابتدا برایش نوشتم که روشن است. ایشان در توهم مالک اشتر شناور هستند. من حتی یک کلمه با ایشان نه حرف زدهام نه ایشان را دیدهام.
اگرچه اصل ماجرا ظاهراً به یک سوءتفاهم یا اختلاف دیدگاه حرفهای بازمیگردد، اما نوع واکنشها و تبعات رسانهای آن نشان داد که موضوع فراتر از یک اختلاف شخصی یا هنری است. این ماجرا بار دیگر مسئلهی مهمی را در عرصه فرهنگ و هنر کشورمان به بحث گذاشت: جایگاه احترام، حرمت پیشکسوتان، و مرز بین جسارت و بیادبی در رفتار حرفهای هنرمندان.
داریوش ارجمند، با سابقهای چند دههای در عرصه تئاتر، تلویزیون و سینما، بهدرستی یا نادرست، ادعایی را مطرح کرده که حتی اگر نادقیق بوده باشد، میتوانست با لحنی ملایمتر و محترمانهتر پاسخ بگیرد. حامد بهداد، هرچند حق دارد از نقش خود دفاع کند و واقعیت را روشن کند، اما واکنش او، بهویژه در فضایی عمومی چون شبکههای اجتماعی، بیش از آنکه روشنگر باشد، حملهآمیز و تند بهنظر رسید.
فراموش نکنیم که ادب و احترام، ابزار ضعف نیست، بلکه نشان بلوغ حرفهای است. حتی در جوامع مدرن سینمایی دنیا، بزرگترین ستارهها هنگام سخن گفتن از پیشکسوتان، با نهایت ادب و فروتنی رفتار میکنند، حتی اگر با آنها موافق نباشند. دلیلش ساده است: هر هنرمند، ایستاده بر دوش نسلی از بازیگران و خالقان پیش از خود است.

بیشک بخشی از شدت واکنش بهداد را باید در زیست امروز ما در فضای مجازی جستوجو کرد. این فضا، که در ذات خود سریع، عاطفی و پرهیاهوست، گاه هنرمندان را وسوسه میکند تا واکنشهایی فوری و احساسی نشان دهند؛ بدون آنکه به پیامدهای بلندمدت آن فکر کنند.
هنرمند، چه بخواهد و چه نخواهد، الگوی بخشی از جامعه است. جوانان بسیاری از گفتار و رفتار او تأثیر میپذیرند. وقتی در مواجهه با یک پیشکسوت، بهجای تعامل سازنده و بزرگوارانه، با ادبیاتی طعنهآمیز و گاه تحقیرآمیز سخن گفته میشود، این فرهنگ به نسل بعدی هم منتقل خواهد شد. بیآنکه حتی بدانند «ادب»، همچون تکنیک بازیگری، آموختنی و تمرینی است.
داریوش ارجمند، فارغ از تمام نقدهایی که ممکن است به برخی بازیها یا مواضع او وارد باشد، نماینده بخشی از تاریخ سینما و تلویزیون این کشور است. از نقشهای حماسی در آثار مذهبی گرفته تا شخصیتهای پیچیده در آثار اجتماعی، او چهرهای ماندگار در ذهن تماشاگر ایرانی است. آیا نقد چنین شخصی باید با چنین بیپروایی همراه باشد؟ آیا راهی نبود که حامد بهداد، با همان انرژی و هوش هنریاش، بدون تحقیر یا انکار، حرف خود را بزند؟
تجربهی تاریخی به ما نشان داده که تقابل نسلها، هرگاه با احترام متقابل و درک جایگاه یکدیگر همراه نبوده، به جای رشد، موجب شکاف، حذف و دلخوریهای عمیق شده است. ما در برههای هستیم که سینمای ایران بیش از همیشه نیاز به همدلی، گفتوگو و احترام متقابل دارد؛ و این تنها از مسیر اخلاق حرفهای میگذرد.
در برابر چنین اختلافنظرهایی، گاهی سکوت یا پاسخدادن با نرمی، قدرت بیشتری دارد. به تعبیر بزرگان، برخی پاسخها را باید به تاریخ سپرد. هنرمندی که امروز در جایگاه قدرت و محبوبیت قرار دارد، باید بداند که روزی خود به جایگاه پیشکسوتی خواهد رسید. نسل بعدی نیز در رفتار امروز او الگویی برای مواجهه با خودش خواهد داشت. بیاحترامی، چرخهای است که اگر آغاز شود، همه را در خود میبلعد.
در پایان، آنچه از این ماجرا در حافظهی جامعه باقی میماند، نه این است که نقش غلام را چه کسی بازی کرد، یا چه کسی رد کرد، بلکه نوع مواجهه دو بازیگر با موضوع و احترام متقابلشان در این مسیر است. سینما، بیش از بازی خوب، به رفتار خوب و اخلاق خوب نیاز دارد. چون این هنر، در نهایت، بازتابدهندهی ارزشهای انسانی یک ملت است.
کاش این ماجرا فرصتی باشد برای بازاندیشی در مورد نقش حرمت، اخلاق، و ادب در رفتار حرفهای سینماگران و کاش حامد بهداد، که بیتردید بازیگری توانا و صاحبسبک سینمای ایران است، با درایت و متانتی بیشتری از این موقعیت عبور میکرد و ای کاش داریوش ارجمند هم در طرح چنین موضوعی، دقت و احتیاط بیشتری به خرج میداد. ما نیاز داریم دوباره باور کنیم که ادب، زینت رفتار حرفهای است، نه زائدهای بیمصرف. و آنکه ادب دارد، نیازی به داد زدن برای اثبات حقانیتش ندارد.
مهدی احمدی / مدیرمسئولاد

