شکست مدیریت فرهنگی در میدان آزادی!
- شناسه خبر: 93063
- تاریخ و زمان ارسال: 14 شهریور 1404 ساعت 18:42
کنسرتی که میتوانست به نمادی از وفاق و همدلی ملی بدل شود، بهجای آن به عرصهای برای نمایش اختلافات میان دستگاههای متولی فرهنگ و مدیریت شهری و سو استفاده رسانههای بیگانه از این موضوع تبدیل شد. از یک سو شهرداری تهران که خود را متولی برگزاری و مدیریت فضاهای عمومی میداند و از سوی دیگر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که مسئول سیاستگذاری و نظارت بر اجراهای هنری است. این ناهماهنگی و نبود وحدت رویه، بیش از همه هنرمندان و مردم را قربانی کرد. پرسش اساسی اینجاست: چرا باید فرهنگ و هنر همواره بازیچه تصمیمهای اداری و اختلافات مدیریتی باشد؟همایون شجریان نه صرفاً یک خواننده، که میراثدار یک سنت هنری و صدایی ملی است. احترام به او، احترام به فرهنگ، موسیقی و میراث معنوی ایران است. کنسل شدن اجرای او در واپسین لحظه، نهتنها توهینی به شخصیت هنری ایشان، بلکه بیاحترامی به مردمی است که با شوق و ذوق برای شنیدن صدایش گرد هم آمده بودند. این مردم، همانهایی هستند که در روزهای سخت، تنها پناهشان هنر و فرهنگ بوده است؛ همانهایی که بعد از تجربه تلخ جنگ ۱۲ روزه و شرایط سنگین روانی، نیاز به نفس کشیدن در فضایی سرشار از امید و زیبایی داشتند. آیا سزاوار بود که این سرمایه اجتماعی با تصمیمی شتابزده و بیتدبیرانه خدشهدار شود؟
مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود بارها بر ضرورت حفظ وحدت و وفاق ملی تأکید داشتهاند. هنر و موسیقی میتواند ابزار نیرومندی برای تحقق این وحدت باشد. لغو چنین کنسرتی، با بهانههای مختلف؛ عملاً در تضاد با همین تاکیدات و رهنمودها قرار دارد. وقتی عالیترین مقام کشور بر حفظ انسجام اجتماعی تأکید دارد، چرا در لایههای میانی مدیریت فرهنگی کشور شاهد تصمیمهایی هستیم که نتیجهای جز شکاف و دلسردی مردم ندارد؟
واقعیت این است که جامعه امروز ما با مشکلات گوناگون اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. در چنین فضایی، هنر و موسیقی میتواند نقشی حیاتی در التیام روان جمعی و بازسازی امید اجتماعی ایفا کند. اما زمانی که همین آخرین پناهگاه مردم نیز با بیتدبیری مدیران از آنان گرفته شود، چه چیزی برای جامعه باقی خواهد ماند؟ آیا مسئولان فرهنگی کشور نمیدانند که هر کنسرت لغوشده، هر نمایش توقیفشده و هر هنرمند دلشکسته، گامی به سوی افزایش بیاعتمادی و فاصله گرفتن مردم از نهادهای رسمی است؟ یادتان رفته برای اتحاد و همدلی این روزهایمان چقدر هزینه کردهایم؟
بهراستی وقت آن نرسیده که معاونت هنری و مدیریت فرهنگی کشور را به اهلش بسپارید؟ مدیریت فرهنگ و هنر نه میدان آزمون و خطا است، نه عرصهای برای نمایش قدرتهای جناحی و اداری. این حوزه حساس و حیاتی، بیش از هر چیز به مدیرانی کارشناس، آشنا به جهان هنر و فرهنگ و دلسوز مردم و نظام نیاز دارد. اگر قرار است فرهنگ و هنر کشور همچنان با بیبرنامگی و ناهماهنگی اداره شود، باید آماده باشیم تا شاهد از بین رفتن سرمایههای فرهنگی و اجتماعی باشیم که طی دههها شکل گرفته است.
کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی میتوانست فرصتی تاریخی برای نشان دادن چهرهای جدید از پایتخت فرهنگی ایران باشد؛ تصویری از وحدت، شادی و همدلی. اما آنچه رخ داد، تصویر تلخ دیگری بود از شکاف مدیریتی که در حساسترین لحظهها بهجای حمایت از مردم و هنرمندان، آنان را تنها گذاشت و فرصت را از دست داد. این شکست، تنها شکست یک کنسرت و اجرای آن نبود؛ شکست یک نگاه مدیریتی بود که هنوز نیاموخته است فرهنگ و هنر، عرصه کنترل و حذف نیست، بلکه میدان خلق و پیوند است.
امروز جامعه فرهنگی و هنری کشور چشم به راه پاسخی شفاف و صریح است. مردم حق دارند بدانند چه کسانی تصمیم گرفتند که کنسرت لغو شود. اساسا کاری که از انجام آن مطمئن نیستنید چرا باید رسانهای شود؟ چرا نشست خبری آن ۱۰ شهریور در روز شهادت امام حسن عسگری و تعطیل رسمی بدون اطلاع قبلی و شتابزده باید برگزار شود؟ مردم و هنرمندان حق دارند بدانند تا چه زمانی باید قربانی تصمیمهای غیرکارشناسانه باشند و مدیران فرهنگی کشور وظیفه دارند پاسخگوی این ناکامیها باشند. این وحدت به سادگی حاصل نشده که دستمایۀ نااهلان گردد؛ مبادا روزی از این سوی بوم بیفتیم و فردا از آن سوی بوم. در آخر باید یادآور شوم که فرهنگ و هنر نه زینت جامعه، بلکه ستونهای اصلی آن هستند. هر ضربه به این ستونها، لرزهای بر پیکر جامعه میاندازد. مدیران فرهنگی اگر خود را خدمتگزار این ملت میدانند، باید با شجاعت از اشتباهات خود درس بگیرند و میدان را به کسانی بسپارند که دل در گرو فرهنگ و هنر این سرزمین دارند. هرچند روز گذشته معاونت هنری با انتشار فیلمی در جمع خبرنگاران از همایون شجریان و مردم هنردوست عذرخواهی کردند، اما بایسته است تدبیر شود تا از تکرار چنین ناهماهنگیها و رویدادهای ناخوشایند جلوگیری گردد. ما بیش از هر زمان دیگری به هنر، امید و وحدت نیاز داریم. وقت آن رسیده که این نیاز را جدی بگیریم و فرهنگ را از حاشیه تصمیمهای سیاسی و اداری بیرون بکشیم.
مهدی احمدی / مدیرمسئول

