یکشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۰ ۲۰ ژوئن ۲۰۲۱
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

گفتگوی «هنرمندنیوز» با بازیگر تئاتر و سینما

صبا صدیق زاده، متولد بیست و سه اسفند هزار و سیصد و هفتاد و سه، تبریز، دیپلم نمایش از هنرستان هنرهای زیبا کوثر و مدرک کارشناس بازیگری از دانشکده هنرو معماری واحد تهران مرکز، اولین تئاتر او «عزیز شنگال» با دکتر قطب الدین صادقی در سال نود و سه و آخرین اجرایش «رفتم سیگار بخرم ده سال طول کشید» در سالن مولوی به کارگردانی باقر سروش بوده است، صبا صدیق زاده تجربه بازی در اجرای پرمخاطب «ملکوت» نوشته بهرام صادقی و همچنین فیلم سینمایی «جیغ بنفش مورچه ها» به کارگردانی مهدی رضایی را در کارنامه دارد.
صبا صدیق زاده، متولد بیست و سه اسفند هزار و سیصد و هفتاد و سه، تبریز، دیپلم نمایش از هنرستان هنرهای زیبا کوثر و مدرک کارشناس بازیگری از دانشکده هنرو معماری واحد تهران مرکز، اولین تئاتر او «عزیز شنگال» با دکتر قطب الدین صادقی در سال نود و سه و آخرین اجرایش «رفتم سیگار بخرم ده سال طول کشید» در سالن مولوی به کارگردانی باقر سروش بوده است، صبا صدیق زاده تجربه بازی در اجرای پرمخاطب «ملکوت» نوشته بهرام صادقی و همچنین فیلم سینمایی «جیغ بنفش مورچه ها» به کارگردانی مهدی رضایی را در کارنامه دارد.

هنرمندنیوز: با صبا صدیق زاده که به غیر از بازیگری فعالیت هایی چون رقص باله و رقص مدرن را هم انجام می دهد و این روزها مشغول تدریس زبان ترکی استانبولی است گفتگویی کوتاه داشته ایم که با هم می خوانیم.

چرا از اینهمه فعالیت هنری سراغ بازیگری رفته اید؟

یادم می آید موقع انتخاب رشته بین اینکه تجربی بخوانم یا معماری دو به شک بودم و ته دلم می دانستم که هیچ کدام را به اندازه کافی دوست ندارم، از طرفی هم هیچ اطلاعی راجع به هنرستانی که در آن رشته نمایش وجود داشته باشد نداشتم تا اینکه یک روز خیلی اتفاقی وقتی با پدرم از مشاور تحصیلی برمی گشتیم از جلوی هنرستان کوثر رد شدیم و پدرم به من بنر آن را نشان داد که رشته نمایش هم داشتند و همان لحظه اولین جرقه در من ایجاد شد، رفتم داخل و تست دادم، یادم می آید آن موقع امتحان ورودی هم تئوری بود هم عملی و من هر دو را قبول شدم و ثبت نام کردم.

وضعیت دنیای تصویر و نمایش امروز برای رشد یک جوان چقدر ایده آل است؟

اگر منظور از امروز دقیقا زمان حال است که خب متاسفانه باید بگویم خیلی بد! که به واسطه کرونا هم که دیگر تقریبا غیر ممکن شده است اما حتی قبل از کرونا هم وضعیت هنر تئاتر چندان تعریفی نداشت، ولی وضعیت دنیای تصویر در مقایسه با نمایش خیلی بهتر است، دقیقا نمی دانم چرا ولی برای تئاتر هیچ ارجی نمی نهند و به شکلی با آن رفتار می کنند که انگار اگر نباشد هم هیچ اتفاقی نمی افتد و متاسفانه این یک حقیقت غم انگیز است، من از سال هشتاد و هشت وارد فضای تئاتر شده ام و تئاتر کار کرده ام و متاسفانه تا بوده همین بوده‌ است، پس با این حساب وضعیت ایده آل برای رشد یک جوان در این حیطه تقریبا صفر است.

شرایط امروز تئاتر را چگونه می بینید و آیا بعد از کرونا حال آن خوب خواهد شد؟

خوب که نه اما امیدوارم امیدوارم و امیدوارم که حداقل به حالت قبلی برگردد، امیدوارم دوستان تئاتری هنوز امیدی برای کار کردن داشته باشند و دوباره در سالن ها باز شود و من یک اجرای خوب ببینم، بعد از اجرا پر از هیجان باشم و از سالن بیرون بیایم تا راجع به کار با دوستانم صحبت کنم، همین!

دوست دارید در کنار کدام هنرپیشه ها و برای کدام کارگردان بازی کنید؟

حقیقتا این برای من هیچوقت خیلی ملاک نبوده چون از وقتی که یادم می آید همیشه با قشر دانشجو بیشتر کار کرده ام و دلیل آن هم به خاطر این بوده که صفر تا صد کار را خودشان جلو می بردند و همه هزینه های کار را خودشان از جیب می دادند، در نهایت زحمت خیلی زیادی برای کارشان می کشیدند و کارشان برای آنها به مثابه فرزندشان بود، البته به جز این ها کارگردان ها و بازیگرهایی بودند که خیلی دوست دارم تجربه همکاری با آنها را داشته باشم که یکی از آن کارگردان ها جناب آقای کیومرث مرادی و دیگری جناب حمید پور آذری در تئاتر است، در سینما کارگردان هایی چون جناب مجید برزگر، سیروس الوند، مانی حقیقی، رسول صدرعاملی و آقای فرمان آرا.

نقشی بوده در میان فیلم های ایرانی که شما دوست داشته اید آن را بازی کنید؟

بله، بله! بارها و بارها نقش لیلا حاتمی در فیلم در دنیای تو ساعت چند است را در ذهنم مجسم کرده ام که خودم به جای ایشان بازی می کنم یا نقش ترانه علیدوستی در فیلم درباره ی الی.

چه توصیه ای به علاقه مندان بازیگری دارید؟

اگر خیلی خیلی خیلی صبور هستید و پر تلاش موفق خواهید شد ولی حتی اگر پر تلاش هم باشید و صبور نباشید بهتر است اصلا نزدیک بازیگری نشوید.

سختی ها و شیرینی های این حرفه یا لذت ها و تلخی ها؟

اگر بخواهم از سختی هایش بگویم که فکر کنم خیلی طولانی شود، اجازه بدهید از شیرینی های رسیدن به نقش بگویم، از پروسه تمرینات دلچسب گروهی گرفته تا اتود های تکی، از تلاش برای رسیدن به شخصیت در نمایشنامه، اینکه تک تک رفتارها و حس های درون کاراکتر را آرام آرام در وجود خودتان می آورید و آن را خلق می کنید، کم کم با صدای آن حرف می زنید و بعد از یک مدتی آن شخصیت درون شما زندگی می کند! به نظر من خیلی هیجان انگیز است و حالا اگر بخواهم یک کوچولو هم از تلخی های آن بگویم می توانم از تمرینات طولانی و سخت که بارها اشکمان را درآورده بگویم، از دست کم گرفته شدن توسط اطرافیان، از انتظارات خانواده ها، از شوهر خاله ها و شوهر عمه ها که در هر جمعی که ما را می بینند مدام می پرسند: پس کی تیلویزیون نیشونت میده! و من و امثال من آهی می کشیم و همه چیز را در یک کلمه خلاصه می کنیم: ایشالله به زودی! ازماه ها تمرین کردن و به اجرا نرسیدن یا  دستمزدهای کم که کارگردان ها حتی آن را هم از ما دریغ می کنند.

جلوی آینه تمرین جایزه گرفتن می کنید؟

فکر می کنم همه بازیگرها تجربه این اتود را داشته باشند و من هم بارها این تمرین را کرده ام، حتی نشان به این نشان که لباسی که می خواهم بپوشم را هم در ذهنم تصور کرده ام.

فکر می کنید ده سال بعد کجا باشید؟

تایپ شخصیتی من به این شکل است که خیلی در حال زندگی می کنم، درست است که یک زمان بندی مناسب برای اهدافم دارم اما فکر نمی کنم خیلی دقیق بشود گفت ده سال دیگر کجا هستم اما از این بابت مطمئن هستم که اگر عمری باقی بود ده سال بعد موفق تر از همیشه فیلمنامه به دست در حال تمرین نقش جدیدم هستم.

آیا ممکن است روزی بازیگری را کنار بگذارید؟

بارها فکر کرده ام اما نمی توانم!

 

تبلیغات

دیدگاه ها:

ارسال دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..