چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۱ ۸ فوریه ۲۰۲۳
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

یادداشتی کوتاه برای فیلم آشفته‌گی

یک نکته مهم در سینمای فریدون جیرانی وجود دارد و آن تجربه گرایی ست، تجربه گرایی در سن و سال جیرانی بیشتر یک ریسک محسوب می‌شود، اما تسلطِ بیش از حدِ جیرانی به سینما باعث شده فیلم‌های او به یک چارچوبِ مشخصی دست پیدا کنند...
یک نکته مهم در سینمای فریدون جیرانی وجود دارد و آن تجربه گرایی ست، تجربه گرایی در سن و سال جیرانی بیشتر یک ریسک محسوب می‌شود، اما تسلطِ بیش از حدِ جیرانی به سینما باعث شده فیلم‌های او به یک چارچوبِ مشخصی دست پیدا کنند...

افشین علیاریک نکته مهم در سینمای فریدون جیرانی وجود دارد و آن تجربه گرایی ست، تجربه گرایی در سن و سال جیرانی بیشتر یک ریسک محسوب می‌شود، اما تسلطِ بیش از حدِ جیرانی به سینما باعث شده فیلم‌های او به یک چارچوبِ مشخصی دست پیدا کنند، آشفته گی در ادامه فیلم خفه گی ساخته شده فیلمی که بیشتر به ژانر نوآر نزدیک است تلاش‌های جیرانی برای نگه داشتن این ژانر در سینمای ایران قابل ستایش است اما علاقه جیرانی به ژانر نوآر باعث شده که او فراتر از ژانر به یک قالب ذهنی دست پیدا کند، اصولا دو فیلم آخر جیرانی به تفکر و ذهنیت نزدیک‌تر است در آشفته گی این ذهنیت به نوعِ روایت کمک بسزایی کرده است، در آشفته گی خبری از خرده پیرنگ نیست قصه‌ای تعریف می‌شود در فضا و موقعیتِ خاص، اساسا در آشفته گی این فرم است که خودنمایی می‌کند اما از درونِ این فرم محتوا پدید می‌آید، فرم و محتوا از نکات مهم آشفته گی ست حتی بازی بازیگران در قاب هم بر اساس فرم شکل می‌گیرد، می‌گویند ریتم کُند است! کُند بودنِ ریتم هم یکی از مهم ترین اِلمان‌های ساختاری همچین فیلمی ست، ما نمی‌توانیم در مواجهه با فیلم جیرانی از (چرا) استفاده کنیم جیرانی به عنوان فیلمساز به عنوان کسی که ژانر و روایت و قصه را می‌شناسد می‌داند چرا باید قاب‌ها را کمی کج بگیرد، می‌داند در سکانس‌های دونفره نگاه مهم‌تر از دیالوگ است، جیرانی با چند دیالوگ بی ربط با یک نگاه طولانی عاشق شدنِ شخصیت‌هایش را به مخاطب منتقل می‌کند از سوی دیگر کلوزآپ‌ها ی جیرانی را فقط باید روی قاب سینما دید، قصه‌ای که در آشفته گی روایت می‌شود همراه با فرم به یک انسجام نهایی تبدیل می‌شود، جیرانی در این فیلم بی مکانی و بی زمانی را رعایت می‌کند قطعا مخاطب تا نیمه‌های پایانی هم متوجه ی این مسئله نمی‌شود، چرا که جیرانی با پرداختی مناسب در قالب ژانر قصه گویی کرده است و مخاطب سخت می‌تواند از موضوع اصلی فیلم رها شود و به جزییات بپردازد، در آشفته گی فقط دو سکانس وجود دارد که مسئله ی مجهول بودن زمان و مکان را یادآوری می‌کند که این هم باز هوشمندی جیرانی باز می‌گردد، آشفته گی با قصه ی یک نویسنده آغاز می‌شود کلیت فیلم میان تخیل و واقعیت در تعلیق وجود دارد و جیرانی برای پیشبرد فیلمش با پنج یا شش کاراکتر در موقعیتی خاص به عشق پرداخته است، عنصر عشق در این فیلم نمی‌تواند حقیقی باشد، دریا مشرقی با دستمالی کردن عشق در موقعیت‌های مختلف قصد رسیدن به یک زندگی دیگری دارد او دنبال پول و خوشبختی است به همین جهت از همه چیز می‌گذرد تا بتواند به زندگی آرمانی اش دست پیدا کند.

 

 

تبلیغات

ارسال دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..