جمعه ۳ اسفند ۱۳۹۷ ۲۲ فوریه ۲۰۱۹
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

یادداشتی کوتاه برای فیلم «قسم» اثری از محسن تنابنده

دومین فیلم محسن تنابنده به شدت ادعای داستان گویی دارد اما فقط در سطح ادعا می‌ماند، تعدد کاراکتر و تک لوکیشن بودن فیلمِ قسم قطعا حُسن به حساب نمی‌آید چرا که کاراکترها در موقعیت درستی قرار ندارند...
دومین فیلم محسن تنابنده به شدت ادعای داستان گویی دارد اما فقط در سطح ادعا می‌ماند، تعدد کاراکتر و تک لوکیشن بودن فیلمِ قسم قطعا حُسن به حساب نمی‌آید چرا که کاراکترها در موقعیت درستی قرار ندارند...

افشین علیاردومین فیلم محسن تنابنده به شدت ادعای داستان گویی دارد اما فقط در سطح ادعا می‌ماند، تعدد کاراکتر و تک لوکیشن بودن فیلمِ قسم قطعا حُسن به حساب نمی‌آید چرا که کاراکترها در موقعیت درستی قرار ندارند دیالوگ گویی و همهمه ای که در کل فیلم شاهد آن هستیم غیرقابل کنترل است حتی این تعدد کاراکتر که هرکدام می‌توانند شخصیت مستقلی باشند مخاطب را گمراه می‌کند، حتی تا نیمه ی اول فیلم خط اصلی قصه پیدا نمی‌شود، این نه تنها ضعف فیلم قسم است بلکه ساختار سخت اثر هم زیر سوال می‌رود، به طوری که تنابنده برای بوجود آوری قصه راه سختی را پیش گرفته با اینکه موضوع فیلم می‌تواند تاثیرگذار باشد اما شکل و زاویه ی روایت به طوری پرداخت شده که عملا مخاطب باید خودش تشخیص دهد که قصه چه می‌خواهد بگوید، اساسا فیلم قسم بر اساس ارجاعات دیالوگی شکل گرفته اما دیالوگ ها باعث شلختگی در روایت شده، از سوی دیگر راضیه به عنوان راوی یا هدایت کننده قصه نمی‌تواند به شخصیتی مستقل تبدیل شود، به نظر می‌رسد ایده چند خطی فیلم قسم به واسطه ی شخصیت هایش به بدترین شکل ممکن جلو می‌رود، فیلم برای طرح یک موضوع اسیر خرده پیرنگ هایی می‌شود که می‌خواهد به اخلاق گرایی برسد برای همین فیلمساز تصمیم می‌گیرد چند قصه ی کوچک و کاملا بی ربط را به اصل موضوع گره بزند اما اختلاف بین اعضای یک خانواده برای مخاطب نمی‌تواند موضوع دندان گیری باشد، به همین جهت فیلمساز همه ی این اختلاف ها را یک باره رها می‌کند مثل موضوع آن جوانی که با سند از زندان آزاد شده و عشقش نسبت به آن دختر جوان، که برای چند دقیقه پدر دختر با پسر درگیر می‌شود اما دقیقا در سکانس بعد با ورود خسرو آن موضوع رها می‌شود حتی اختلاف آن دو برادر در مورد سگ هم بی پایان می‌ماند، این اختلافات و همهمه‌ای که در اتوبوس ایجاد می‌شود ربط منطقی با اصل قصه نداشته و فیلمساز تنها به فکر پیام دادن به مخاطب است، که در دو سکانس این پیام را غلو شده به مخاطب منتقل می‌کند، شاید بهترین سکانس فیلم زمان نمایش دادن صحنه بازسازی قتل در اتوبوس باشد. فیلمساز، به درست ترین شکل چگونگی صحنه قتل را نشان می‌دهد، اما در نیمه دوم فیلم شکل و جریان قصه کاملا کشش لازم را از دست می‌دهد، حالا همه ی کاراکترها درباره خسرو حرف می‌زنند ، فیلمساز در نیمه دوم فیلم بیشتر می‌خواهد پیام اخلاقی بدهد یکی را تبرئه می‌کند و دیگری را قاتل! آیا افتادن اتوبوس در آب نتیجه اخلاقی ست؟

به هر شکل فیلم قسم یک اثر تلویزیونی است، روی پرده سینما لو می‌رود کشش لازم را ندارد،بازی مهناز افشار مهم ترین ضعف این فیلم به حساب می‌آید، این فیلم نمی‌تواند در اکران عمومی مخاطب های زیادی را به خودش اختصاص بدهد.

ارسال دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..