دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ ۱۰ مه ۲۰۲۱
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

نگاهی به نمایش «شیروانی داغ» به کارگردانی ایوب آقاخانی

بازی­های نمایش تقریباً همگی روی یک موج سوارند. در بین هفت بازیگر نمایش، کسی از جاده بیرون نمی­‌زند و همه در یک مسیر حرکت می­‌کنند. غلو تعمدی و یکدستی در بدن و نگاه­شان هست که تعقیب اجرا را دلپذیر می­‌کند،
بازی­های نمایش تقریباً همگی روی یک موج سوارند. در بین هفت بازیگر نمایش، کسی از جاده بیرون نمی­‌زند و همه در یک مسیر حرکت می­‌کنند. غلو تعمدی و یکدستی در بدن و نگاه­شان هست که تعقیب اجرا را دلپذیر می­‌کند،

 

  • ایوب آقاخانی برای من بیش و پیش از هر چیز معلم است. معلم بزرگی هم هست. گواهی دادن فایده­ای اگر داشته باشد، رک بگویم که معلم بی­رقیبی هم هست بین کسانی که درام درس می‌­دهند. می‌تواند بی­تلاشی محسوس، نگاه دانشجویانش به زندگی را از بنیان تغییر دهد و از درام به زندگی نقبی بزند.
  • اما ربطش به اجرایی که بر صحنه دارد. خب این از یادم نمی­رود که او در بهترین کارهایش، همیشه گوشه­‌ی چشمی به استناد اجتماعی و تخاطب با بیننده­ی امروزی داشته است. به عبارت دیگر معتقدم دغدغه و دلمشغولی آموزگارانه­ی آقاخانی او را واداشته این متن را در این سال و دوران کار کند؛ به­ویژه که همیشه می­گفت آن را بیش از هر نمایشنامه­‌ی دیگری می­‌پسندد. پیداست که فکر می­کرده بالاخره وقتش رسیده. حالا تلاش ملموس کارگردان برای همخوان کردن «گربه­ای روی شیروانی داغ» با جهان زیسته­ی بشر ایرانی این زمانه، و توازی موقعیت­های شاهکار تنسی ویلیامز با آنچه بین من و شما می‌گذرد، چیزی نیست که مخاطب پیگیر «نگیرد».
  • جایی از نمایش هست که بحث محوری و تماتیک دروغ اوج می‌­گیرد. بریک(همان که در اقتباس سینمایی ماندگار ریچارد بروکس، پل نیومن فقید بازی­اش می­کرد) پدر را به نمایندگی از تمامی خانواده­ی ازهم­پاشیده­اش شماتت می‌­کند که با دروغ همراه شده. اسکیپر به سمت تماشاگران می‌­آید و نور جایگاه تمایشاگران روشن می­شود. حیران می­‌مانیم که بازیگر روی صحنه چرا از وضوح خارج شده. راستی ویلیامز با آن همه فاصله‌­ی زمانی و مکانی از ما نمی­‌گوید؟! این اواخر در کمتر نمایشی، تمهید کارگردانی را این همه باشکوه یافته­ام.
  • بازی­های نمایش تقریباً همگی روی یک موج سوارند. در بین هفت بازیگر نمایش، کسی از جاده بیرون نمی­‌زند و همه در یک مسیر حرکت می­‌کنند. غلو تعمدی و یکدستی در بدن و نگاه­شان هست که تعقیب اجرا را دلپذیر می­‌کند، البته به ­استثنای بهترین بازیگر نمایش، جناب فرید سجادی حسینی. اقتضای نقش پدربزرگ با آن فربگی و تبختر، چیز دیگری است. به‌­تناسب هم اجرا شده.
  • طراحی لباس «شیروانی داغ» را سخت بشود از یاد برد. کاری بسیار راهبردی و نامحسوس از مقدی شامیریان. هدف­گذاری مشخصی دارد و نتیجه هم می­‌گیرد.
  • متن سترگ ویلیامز مثل هر اثر ماندگار دیگری، از زمان فرا می‌­رود و این یعنی رویارویی با آن، می­‌تواند ضرورت و ایجابی فارغ از این اجرای بخصوص هم باشد؛ گواینکه این اجرا موفق شده خروجی استاندارد و هارمونی جذابی از اجزای مختلف نمایشی را روی صحنه خلق کند.
  • طراحی دوسویه و امکانی که سالن استاد سمندریانِ ایرانشهر، برای تغییر جایگاه تماشاگر به گروه اجرایی می‌­دهد، این بار در بافت کارگردانی آقاخانی خوش نشسته و دیگر نمی‌­شود نمایش را بی­نگاه تماشاگران به آن سوی سالن و همدیگر تجسم کرد. طراحی دکور هم به یاری آمده و حفاظ بین دو سطح صحنه و میزانسن­‌هایی سخت اما دقیق، گویی امتداد ترس صاحب اثر است از آنچه بر ما می‌­گذرد. واسطه­ی متنی امریکایی از نیمه‌­های قرن بیستم اینجا بیشتر می‌­شود دستاویز.
  • با این توضیحات نمی­‌شود از پیشنهاد این نمایش و دیدارش گذشت.

نویسنده: امیرعطا جولایی

 

تبلیغات

ارسال دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..