سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ ۱۵ ژوئن ۲۰۲۱
ویجت ها و آخرین اخبار
تیتر یک و اخبار برگزیده
آخرین اخبار، ویجت ها و جدول ها

عباس غفاری: «موفقیت بزرگ» فیلمی در ستایش هنر تئاتر و ساموئل بکت است. امانوئل کورکون این شیفتگی را در جای جای فیلم نشان می‌دهد، حتی در میزانسن‌های بازیگران و انتخاب زاویه‌ دوربین که سعی کرده نقش ناظر را ایفا کند و ازخودنمایی بپرهیزد.
عباس غفاری: «موفقیت بزرگ» فیلمی در ستایش هنر تئاتر و ساموئل بکت است. امانوئل کورکون این شیفتگی را در جای جای فیلم نشان می‌دهد، حتی در میزانسن‌های بازیگران و انتخاب زاویه‌ دوربین که سعی کرده نقش ناظر را ایفا کند و ازخودنمایی بپرهیزد.

هنرمندنیوز: «موفقیت بزرگ» بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است. ایتن کاربونی (با بازی کاد مراد) یک بازیگر و کارگردان ناموفق است که برای امرار معاش مجبور است چند محکوم زندانی تئاتری را بر اساس قصه‌های عامیانه به صحنه ببرد، اما در خلال تمرین‌ها درمی‌یابد که محکومین مفهوم «انتظار» را به درستی درک کرده‌اند، زیرا هر روز با آن مواجهند؛ انتظار فرارسیدن روز ملاقات با نزدیکان، انتظار رسیدن ساعت هواخوری، انتظار روز دادگاه و محاکمه، انتظار رسیدن روز آزادی و... پس ایتن دست به ریسک بزرگی می‌زند وتصمیم می‌گیرد با کمک زندانی‌ها نمایش «در انتظار گودو» را کارگردانی کند! یعنی یکی از دشوارترین نمایش‌های ابزورد تاریخ تئاتر.

او با درک موقعیت محکومین (تکراری و بیهوده بودن فعالیت‌های شبانه‌روزی آنان) به این مهم دست می‌زند وسعی می‌کند باهمین حربه بازیگران آماتور را به شناخت مفاهیم نمایش، رهنمون کند. گروه، شش ماه باسختی‌های فراوان تمرین می‌کند و خود را برای اولین اجرای عمومی آماده؛ «درانتظارگودو»برخلاف انتظار بااستقبال خوبی روبرو شده و برای تور دور فرانسه دعوت می‌شود. اما موفقیت‌های چشمگیر این اجرا برای قضات و پلیس اهمیتی ندارد چون در چشم آن‌ها گروه اجرایی ازچند محکوم بزه کار تشکیل شده که باید دوران محکومیت خود را طی کنند. در حالی که گروه به تالار «اُدئون»پاریس دعوت شده است، جایی که بسیاری از هنرمندان حرفه‌ای تئاتر آرزوی اجرا در آن را دارند. باتلاش ایتن و رئیس زندان، گروه اجرایی به پاریس می‌رسند، اما گروه بازیگران به صحنه نمی‌آیند و فرار را بر اجرا ترجیح می‌دهند! در انتها ایتن مجبور می‌شود تاخود به روی صحنه بیاید وشرح ماوقع را بگوید و...

امانوئل کورکون با استفاده از این ماجرای واقعی قصه را به زندانی در فرانسه منتقل می‌کند وبه نوعی به تحلیل جامعه چند صدایی فرانسه ی کنونی دست می‌زند. جامعه‌ای که  مشکلات نژادی، دینی،فرهنگی فراوانی دارد و همین امر باعث چند دسته‌گی فرانسوی‌هاشده.جامعه فرانسه از طرفی درگیر مهاجران غیر قانونی ست، ازطرف دیگر دورگه‌هایی هستند که شناسنامه ی فرانسوی دارند، اما فرهنگشان مغایر با قوانین جاری درکشور است، ازسوی دیگرخطر راست‌های افراطی‌ست که می‌خواهند جامعه را از مسلمانان وسیاه پوستان پاک کنند! به این‌ها مشکلات اقتصادی وبیکاری را هم اضافه کنید. حال دراین جامعه‌ی متشتت، یک بازیگر ناموفق و شکست خورده می‌خواهد «در انتظارگودو» را به صحنه ببردتا هم خود را به دختروهمکارانش ثابت وهم اینکه محکومین را تئاتر درمانی کند.

محکومین در روند تمرین‌ها به بازشناسی خود می‌رسند و در می‌یابند که زندگی مفهوم وهدفی غیر از آنچه تاکنون می‌پنداشتند دارد. کورکول در به تصویر کشیدن تضاد دنیای بیرون و درون زندان هم موفق است. زندانی‌ها در بیرون از زندان، ستاره ومحبوبند، تشویق می‌شوند، هدیه می‌گیرند، رپرتاژمی‌دهند،اما وقتی به زندان باز می‌گردند، محکومین سابقه‌داری هستندکه باید درسلول‌های انفرادی خود، روزوشب رابه شکلی عبث وپوچ سپری کنند! آن‌ها به شکلی عملی تجربه‌ی کاراکترهای نمایش (استراگون وولادیمیر)را زندگی می‌کنند،آن‌ها هم در انتظار رسیدن گودویی هستند که گویی هیچوقت نخواهد آمد.

این همانند سازی در سکانس پایانی به اوج می‌رسد، جایی که تماشاگران در انتظار شروع نمایشند اما نمایشی اجرا نمی‌شود واتفاق دیگری می‌افتد. حالا تک تک تماشاگران حاضر در سالن«اُدئون» ولادیمیر واستراگون هستند ونمایش گودو،که هرگزاجرا نمی‌شود و بر خلاف آنچه آنان انتظار دارند این ایتن کاربونی ست که به صحنه می‌آید وتوضیحات خود را می‌دهد همانند جهان نمایش که به جای گودو،پسر بچه‌ای می‌آید ونمایش را تمام می‌کند.جادوی نمایش اتفاق افتاده، بعد ازاین اجرا دیگر هیچکدام از تماشاگران، زندانیان، رئیس زندان، دادستان، وزیر دادگستری،دختر ایتن، همکارانش، نگهبانان وحتی خود ایتن آدم‌های قبلی نیستند و نخواهند بود.

محکومین که به امید یافتن گودو فرارکرده‌اند، دختر ایتن برای اولین بار قدرت بازیگری پدر را می‌بیند،تماشاگران که یک اجرای ناب را تجربه کرده‌اند، مسئولین قضایی به درک درستی از جادوی نمایش و تاثیر آن بر رفتار زندانیان رسیده‌اند وایتن که بالاخره به بزرگترین موفقیت زندگی‌اش می‌رسد، او دیگر یک بازیگر شکست خورده نیست، ایتن حالا یک کارگردان- بازیگر خلاق است.

«موفقیت بزرگ» فیلمی در ستایش هنر تئاتر وساموئل بکت است. امانوئل کورکون این شیفتگی را در جای جای فیلم نشان می‌دهد، حتی در میزانسن‌های بازیگران و انتخاب زاویه‌ی دوربین، دوربین به شکلی سیال درحال حرکت و ثبت گزارش است وسعی کرده نقش ناظر را ایفا کند و ازخودنمایی بپرهیزد. اکثر نماها مدیوم  یا لانگ شات بوده و فقط زمانی به کلوزآپ می‌رسیم که کارگردان خواسته تا درونیات کاراکترها را  نمایش دهد. او در هدایت بازیگران نیز به همین شیوه پیش می‌رود، بازیگران سعی کرده‌اند تا به شیوه مستندگرایی کارگردان کمک کنند وبه بهترین نحو،اندیشه‌های او را به نمایش درآورند.البته نقش آفرینی خوب و دقیق کاد مراد، در به نمایش درآوردن شخصیت ویران شده‌ی ایتن نیز از نکات مثبت«موفقیت بزرگ»است.

جالب است بدانید وقتی ساموئل بکت متوجه می‌شود زندانی‌ها قبل از اجرای نمایش فرار کرده و کار را اجرا نمی‌کنند، می‌گوید: «این بهترین پایان برای نمایش در انتظار گودو است».

تبلیغات

ارسال دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جهت ارسال دیدگاه خود ابتدا بر روی کادر «من ربات نیستم» کلیک کنید.
پس از تایید، دکمه «ارسال دیدگاه» نمایان خواهد شد که با کلیک بر روی آن می توانید دیدگاه خود را ارسال نمایید..