انحراف بودجه مسئولیت اجتماعی از مسیر توسعه فرهنگی
- شناسه خبر: 96008
- تاریخ و زمان ارسال: 2 دی 1404 ساعت 14:51

هنرمندنیوز : یادداشت مهدی احمدی – مدیرمسئول | در بسیاری از کشورها، شرکتهای بزرگ بهویژه شرکتهای دولتی، بخشی از بودجه خود را به حمایت از فعالیتهای فرهنگی، هنری و اجتماعی اختصاص میدهند تا ضمن ایفای نقش توسعهای، ارتباطی معنادار و پایدار با جامعه برقرار کنند. با این حال، در ایران آنچه تحت عنوان بودجه مسئولیتهای اجتماعی شرکتهای دولتی تعریف میشود، در عمل اغلب از مسیر اصلی خود منحرف شده و به جای آنکه صرف تقویت زیرساختهای فرهنگی و هنری شود، در چرخهای ناکارآمد و بعضاً غیرشفاف، توسط روابط عمومیها هزینه میشود؛ هزینههایی که نه اثربخشی اجتماعی دارند و نه دستاورد فرهنگی ماندگاری برجای میگذارند.
مسئله از جایی آغاز میشود که مفهوم مسئولیت اجتماعی بهدرستی درک نشده است. مسئولیت اجتماعی به معنای تبلیغات، برندسازی یا بزککردن چهره سازمان نیست، بلکه تعهدی آگاهانه نسبت به بهبود کیفیت زندگی اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی جامعه محسوب میشود. اما در بسیاری از شرکتهای دولتی، این بودجه عملاً به ابزاری برای تولید گزارشهای پرزرقوبرق، همایشهای نمایشی، هدایا، بنرها و برنامههای کوتاهمدت تبدیل شده است؛ فعالیتهایی که بیشتر به کار روابط عمومی میآیند تا به کار جامعه. در چنین شرایطی، هنر و فرهنگ که نیازمند نگاه بلندمدت و تخصصی هستند، در حاشیه قرار میگیرند یا بهکلی نادیده گرفته میشوند.
روابط عمومیها ذاتاً مأموریت اطلاعرسانی و تصویرسازی از عملکرد سازمان را بر عهده دارند، نه سیاستگذاری فرهنگی و اجتماعی. واگذاری مدیریت بودجه مسئولیت اجتماعی به این بخشها، بهطور طبیعی باعث میشود اولویتها به سمت پروژههایی برود که بیشترین بازتاب رسانهای و کمترین ریسک را دارند. حمایت از یک نمایش تجربی، یک فیلم مستقل یا یک رویداد هنری جریانساز، نه فوری دیده میشود و نه لزوماً قابل کنترل تبلیغاتی است. در مقابل، برگزاری یک مراسم پرهزینه یا تولید محتوای تبلیغاتی، سادهتر، کمدردسرتر و کاملاً در چارچوب منافع کوتاهمدت روابط عمومی قرار دارد.
پیامد این رویکرد، هدررفت منابعی است که میتوانستند نقش مهمی در توسعه فرهنگی و هنری کشور ایفا کنند. هنر، برخلاف تصور رایج، هزینهای اضافی یا لوکس نیست، بلکه سرمایهای اجتماعی است که آثار آن در بلندمدت نمایان میشود. حمایت هدفمند از هنر میتواند به تقویت سرمایه اجتماعی، افزایش امید، ارتقای گفتوگوی فرهنگی و حتی کاهش آسیبهای اجتماعی کمک کند. اما وقتی بودجهها بدون برنامه و ارزیابی اثرگذاری هزینه میشوند، نهتنها این اهداف محقق نمیشود، بلکه بیاعتمادی عمومی نسبت به مفهوم مسئولیت اجتماعی نیز افزایش مییابد.
از سوی دیگر، نبود شفافیت در تخصیص و هزینهکرد این بودجهها، زمینهساز رانت، سلیقهگرایی و بعضاً فساد میشود. انتخاب پروژهها اغلب نه بر اساس نیازهای واقعی جامعه یا کیفیت هنری، بلکه بر پایه روابط شخصی، توصیهها و منافع سازمانی صورت میگیرد. در چنین فضایی، هنرمندان مستقل و جریانهای فرهنگی مؤثر، عملاً شانسی برای بهرهمندی از این منابع ندارند و بودجهها در دایرهای بسته میان افراد و پروژههای تکراری دستبهدست میشوند.
مسئله مهم دیگر، فقدان ارزیابی دقیق از نتایج و پیامدهای هزینهکرد این منابع است. کمتر شرکتی پاسخ میدهد که بودجه مسئولیت اجتماعیاش دقیقاً چه تغییری در زندگی اجتماعی یا فرهنگی ایجاد کرده است. گزارشها معمولاً به ذکر اعداد، تصاویر و تیترهای کلی بسنده میکنند، بیآنکه شاخصی برای سنجش اثرگذاری واقعی وجود داشته باشد. در نتیجه، همان خطاها هر سال تکرار میشوند و هیچ اصلاح ساختاری صورت نمیگیرد.
اگر قرار است سرمایهگذاری در هنر بهعنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی شرکتهای دولتی معنا پیدا کند، نخستین گام، بازتعریف ساختار تصمیمگیری است. این بودجهها باید از انحصار روابط عمومی خارج شده و به نهادهای تخصصی، شوراهای مستقل یا سازوکارهایی با حضور کارشناسان فرهنگی و هنری سپرده شوند. همچنین لازم است اهداف مشخص، قابل سنجش و بلندمدت برای این سرمایهگذاریها تعریف شود تا هنر بهعنوان یک فرآیند توسعهای دیده شود، نه یک ابزار تبلیغاتی.
در کنار آن، شفافیت و پاسخگویی باید به اصل غیرقابل چشمپوشی تبدیل شود. انتشار عمومی اطلاعات مربوط به تخصیص بودجه، معیارهای انتخاب پروژهها و نتایج حاصل از آنها، میتواند از حیفومیل منابع جلوگیری کرده و اعتماد عمومی را افزایش دهد. تجربه نشان داده است که هرجا شفافیت وجود داشته، کیفیت تصمیمگیری نیز بهبود یافته است.
در نهایت، باید پذیرفت که سرمایهگذاری در هنر، سرمایهگذاری در آینده اجتماعی و فرهنگی کشور است. تا زمانی که بودجه مسئولیتهای اجتماعی شرکتهای دولتی بهجای آنکه در مسیر درست خرج شود، صرف نمایش و خودنمایی سازمانی شود، نه هنر منتفع خواهد شد و نه جامعه. اصلاح این روند، نیازمند تغییر نگرش، شجاعت در تصمیمگیری و فاصله گرفتن از نگاه کوتاهمدت تبلیغاتی است؛ تغییری که اگر رخ ندهد، مفهوم مسئولیت اجتماعی همچنان در حد یک عنوان پرطمطراق و بیاثر باقی خواهد ماند.
