اینستاگرام جای آدمهای کوچک و بزرگ را عوض کرده است/ اسپانسرها نابازیگر می گیرند که پول یک چهره را بدهند
- شناسه خبر: 95804
- تاریخ و زمان ارسال: 25 آذر 1404 ساعت 13:50

هنرمندنیوز : برنده تندیس ملی اردیبهشت تئاتر ایران در سال ۸۷ و بهترین بازیگر جشنواره بین المللی فیلم رومانی برای “کپسول” در سال ۲۰۲۲، بازیگری را از سال ۱۳۶۶ با فیلم سینمایی “باد سرخ” آغاز کرد، “معصوم”، “شور عشق”، “خداحافظ رفیق”، “گل یخ”، “نسکافه داغ داغ”، “شاخ کرگدن”، “مشمشه”، “شب اول هجده سالگی” و “بی آبان” بخشی از آثار سینمایی و “میعاد در سپیده دم” ، “مجید دلبندم”، “کلانتر”، “مهیار عیار” و “مهمان کشی” نیز بخشی از آثار تلویزیونی این بازیگر محسوب می شود. این هنرپیشه همچنین بازی در دو اثر “آسپرین” و “عالیجناب” را نیز در شبکه نماش خانگی در کارنامه دارد. این بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون که سابقه کارگردانی نیز دارد این روزها دبیری جشنواره بین المللی فیلم پرواز را نیز به عهده دارد. گفتگویی مشروح با بابک نوری ترتیب داده ایم که در ادامه می خوانید.
این روزها در حال چه فعالیت هایی در عرصه هنر هستید؟
در حال حاضر دبیری جشنواره بین المللی فیلم پرواز را برعهده دارم که امسال در اواخر بهمن ماه برگزار خواهد شد و درباره فیلم هایی درباره معلولین است که از سراسر جهان به این جشنواره ارسال می شود. علی نصیریان به عنوان دبیر افتخاری و هنری، دکتر فتانه امیری دبیر علمی و موسس جشنواره و ابوالفضل جلیلی دبیر بین المللی حضور دارند. تمام تلاش اعضاء این است که جشنواره ای به بهترین شکل در هفتمین دوره برگزار شود تا با حضور آثاری با معرفی چالش ها و توانمندی های افراد دارای معلولیت و ترویج نگاه انسانی و هنرمندانه به جهان این عزیزان گفت و گو و همدلی در جامعه تقویت شده و به امیدآفرینی بیشتر در حوزه معلولیت منجر شود.
اثری هم برای بازی دارید؟
در حال بازی در یک اثر سینمایی به نام کوچ هستم که قرار است در جشنواره فیلم فجر حضور داشته باشد و فعلا توضیحاتی نمیتوانم بدهم. در یک فیلم کوتاه به نام لاشخر به نویسندگی و کارگردانی سیروس همتی بازی کردم و پیش از این نیز در چند اثر با این هنرمند نازنین همکاری داشتم. این اثر را خیلی دوست دارم و نقشی خاص و بسیار متفاوت است، سیروس این کار و هم بازی من را بسیار دوست دارد و خودم هم از کار راضی هستم. مرجان قمری و فرشید قیاسی نیز برخی از بازیگران کار هستند و به زودی قرار است کار به اتمام برسد و عرضه شود. با سیروس همتی در “پایانه” هم همکاری داشتم که در جشنواره های خارجی نیز مقام آورده است. مدتی پیش نیز نقش عمر سعد در سریال مهمان کشی به کارگردانی احمد کاوری را بازی کردم که در ایام محرم پخش شد و بازخورد خوبی داشت و مخاطبان نظرات مثبت و منفی درباره آن داشتند.
شما از هنرمندانی هستید که از گذشته تا امروز در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون حضور دارید پس می توانیم بپرسیم که از نظر شما وضعیت فعلی سینما و تلویزیون چگونه است؟
سینما در این سال ها رشد خوبی داشته، کارگردانان جوانی به آن اضافه شده اند و فیلم های خوب و درخشانی می سازند که نمونه آن “پیر پسر” است، اثری با نقدهای مثبت و منفی بسیار از سمت مخاطب که نشان میدهد مردم هنوز سینما میروند اما تلویزیون وضعیت خوبی ندارد، مدتی پیش وقتی در رسانه ملی دو سریال از من در حال پخش بود دوستان بعد از دیدنم از چرایی کم کاری ام پرسیدند، من پاسخ دادم دو سریال در شبکه های مختلف دارم اما آن ها عنوانکردند که اصلا ندیده ایم. این نشان میدهد که تلویزیون دیده نمیشود چون این رسانه مسیر عکس را طی میکند.
وضعیت در شبکه نمایش خانگی و آثاری که این روزها مخاطبان شاهد آن هستند چگونه است؟
در شبکه نمایش خانگی مدیران پلتفرمها بازیگران سریالها را انتخاب میکنند و میبینیم که فقط یک سری بازیگر در حال بازی در آثار مختلف هستند یعنی در سه سریال همزمان در ۳ پلتفرم کار میکنند و به خاطر این نوع حضور مخاطب، سریال ها و نقش های بازیگران را اشتباه میگیرد بنابراین شاهد حضور یک سری بازیگر و بیکاری سایر بازیگران هستیم. دغدغه همیشگی و حرف ما که هیچ جا هم شنیده نمی شود این است که یک سری از بازیگران خانه نشین هستند، بیکارند، درد دارند و از یادمان رفته اند که باید به آن ها توجه شود. مدتی پیش با تعدادی از بازیگران تماس گرفتیم که به عنوان تماشاچی افتخاری در نمایشنامه خوانی حضور داشته باشند اما همه آنها گله مند بودند که مدتهاست نیستند، خبری از آنها نمیگیرند و برای کاری دعوت نمیشوند. نمونه بارز این عزیزان بهروز بقایی بود که خیلی دردمندانه و ناراحت صحبت کرد که دل همه ما شکست و نمایش را به ایشان تقدیم کردیم.
فضای مجازی چقدر در موفقیت هنرمندان و ایفای نقش هایشان موثر بوده است؟ این تاثیر مثبت بوده یا مخرب؟
شاید اینستاگرام تا حدودی آسیب عجیب و غریبی به این عرصه وارد کرده است. مردم به این شبکه اجتماعی روی آوردهاند به نحوی که آدمهای کوچک بزرگ شده اند و آدمهای بزرگ در حال کوچک شدن هستند. یکی از شاخصهای انتخاب بازیگر فالوور و تیک آبی اینستاگرام است، نگاه میکنند کدام بازیگر این تیک را دارد و برای بازی دعوت میکنند یا کدام بازیگر چند فالوور دارد و چگونه برای یک اثر تبلیغ بگذارد، این چیزها دلایل انتخاب بازیگران شده است. در کل نظر خوبی نسبت به شرایط موجود بازیگری و کارگردانی ندارم. خیلی از کارگردانان عزیز ما نیستند، ناصر تقوایی را به تازگی از دست دادیم اما از نظر من سال هاست که این بزرگ مرد سینمای ایران رفته بود اما به تازگی به خاک سپرده شد. وقتی هنرمند نیست و کار نمی کند مرده است، نمی دانم این را به چه زبانی باید گفت، یک گفته بسیار تکراری اما واقعیتی است که وجود دارد. من زمانی که نیستم احساس مردن، خالی بودن و نبودن میکنم اما به محض این که دعوت می شوم و در کاری حضور دارم زنده ام، شوق و ذوق دارم، طرح هایم و آثارم را تعریف میکنم و دوست دارم کار کنم و باشم. به طور کل نظر خوبی به شرایط موجود ندارم و نمیدانم وضعیت سینما به کجا میرود.
با وجود شرایطی که گفتید و سودی که برخی سازندگان آثار به دنبال آن هستند نه قدرت بازی، آیا میتوانیم بگوییم بازیگری در سال های اخیر داشته ایم که اتفاق خوبی در این عرصه رقم بخورد؟
سال هاست که بازیگر جدیدی در سینما نداشته ایم که اتفاق خوبی را رقم بزند، آخرین بازیگر از این جهت پژمان جمشیدی است که در فیلم های سینمایی و سریال های مختلف حضور دارد، پر کار است و تعدد حضور در آثار و نمایش آن ها با اتفاقی که این روزها پیرامون او مطرح است معلوم نیست چه خواهد شد ان شاء الله که ختم به خیر خواهد شد چون مردم او را دوست دارند، از کارهایش استقبال می کنند و حرف همه ما هم مردم است.
اگر اشتباه نکنم سابقه آشنایی شما با این بازیگر به سال ها پیش بر میگردد. از او برایمان بگویید.
من پژمان جمشیدی را از سال ها پیش یعنی بین سال های ۷۰ تا ۸۰ میشناسم، که ما یک ان جی او راه انداختیم که از اعضای هیات موسس آن پژمان جمشیدی، هادی ساعی و ایرج نوذری بودند. پسری شریف، خوب و محجوب است.دوستانی که این سال ها با او بازی کرده اند می گویند جمشیدی بسیار باهوش است و دیالوگ های دیگران را نیز حفظ می کند، تعدد کاری زیادی دارد که نمی دانم چگونه به همه آنها میرسد. مسئله ای که این روزها برای او پیش آمده شخصی است، آن را بزرگ کرده اند و نباید این گونه علنی میکردند. اسم یک بزهکار را به اختصار با ب.ز و ه. ب منتشر میکنند اما چگونه شده که اسم پژمان جمشیدی را کامل میبرند و موضوع او به همه جا سرایت کرده است. مسئلهای شخصی و حل شدنی است و نباید این قدر بزرگ میشد همانطور که پژمان گفت قطعا دفاع خواهد کرد و ختم به خیر خواهد شد.
به نظر می رسد تهیه کننده، کارگردان و بازیگرانی که در آثار مختلف حضور دارند در به وجود آمدن وضعیت موجود و بیکاری بازیگران دیگر موثرند. پیشنهاد شما درباره توزیع عادلانه نقش در فیلم ها چیست؟
در مورد بازیگران سوپر استار و کسانی که میلیاردی پول می گیرند همیشه این را گفته ام وقتی مرجعی نداریم و جایی نیست که به دستمزدهای نجومی رسیدگی شود ای کاش این بازیگران داوطلب اعلام میکردند که از دستمزدمان کم میکنیم تا شما فلان بازیگر یا فلان بازیگر پیشکسوت را بیاورید و در کنارمان بازی کنند. عموما در فیلم ها یک یا دو بازیگر دستمزهای عجیب و غریب می گیرند و مخاطب بقیه را نمیشناسد که احتمالا پسرخاله و دخترخاله تهیه کننده و کارگردان باشند، این افراد را میآورند چون قرار نیست پولی به آنها بدهند و قرار است یک کارت هدیه بدهند یا این که اصلا از آنها پول بگیرند. در سالهای اخیر هم اسپانسر بازیگر مد شده است که پول های عجیب و غریب از بازیگران میگیرند و در فیلم ها بازی میکنند. اخیرا درباره یک فیلم سینمایی که در پلتفرم ارائه شده شنیده ام ۳۵ اسپانسر بازیگر داشته است یعنی از یک نفر که بلال میفروخته و در فیلم بوده ۱۰ میلیون گرفتهاند، از کسی که مدیر مدرسه بوده ۱۰۰ میلیون و از شخص دیگری ۵۰ میلیونگرفته اند تا پول را به بازیگر چهره دهند، او نیز ۳ روز آمده و ۵۰۰ میلیون گرفته و در مقابل ۳۵ اسپانسر بازیگر این کار داشته است، واقعا چه کسی قرار است به این وضعیت رسیدگی کند؟ باید مرجعی به این دستمزدها و امنیت شغلی بازیگران رسیدگی کند.
از امنیت شغلی بازیگران صحبت به میان آمد. موضوعی که همواره دغدغه همه بوده اما در عمل اتفاقی نیفتاده است. بایدچه کرد؟
سالهاست که بارها گفتهایم و همه گفتهاند که خانه سینما، انجمن بازیگران یا مرجعی باید به امنیت شغلی بازیگران رسیدگی کنند. پلتفرم ها که خود پول میدهند و صاحب اختیار کار هستند بنابراین می توانند تصمیم بگیرند چه کسی بازی کند و چه کسی بازی نکند، این وضعیت بسیار بد است، کاش مرجعی دستورالعملی ارائه می کرد تا بازیگرانی که مدتهاست نیستند هم در نقش ها حضور داشته باشند. امنیت شغلی بازیگران یعنی یک بازیگر سالی دو سه کار داشته باشد، ما بازیگرانی داریم که وقتی با آنها تماس میگیریم میگویند سالهاست دوربین ندیدهایم و جلوی دوربین قرار نگرفتهایم. این وضعیت واقعا معضل و یک فاجعه است و باید تهیه کنندگان و کارگردانان هم به فکر باشند حتی مردم هم باید در این زمینه کاری کنند آن هم وقتی در موضوع پژمان جمشیدی حضور فعال پیدا کردند، استوری و پست گذاشتند و از این بازیگر حمایت کردند، کاش بیایند و هفته ای یک بار برای هنرمندانی که نیستند پست و استوری بگذارند و یادشان کنند که فلان شخص نیست و ان شاء الله به زودی برگردد و کار کند.ای کاش قدر پیشکسوتان خود را می دانستیم، کسانی که با حسرت و آه از این وضعیت بغرنج گله مند هستند، نفرین می کنند و شاید نفرین آنها دامن سینما و هنر مملکتمان را بگیرد. این عزیزان که روزی بودند و امروز در حسرت در خانه بیکار، بیمار و خانه نشین هستند گناه دارند.
درباره امنیت شغلی اشاره به خاطره ای کردید که البته نمیتوان از آن به شیرینی یاد کرد.برایمان بگویید.
در سال ۱۴۰۲ در فصل پنجم نون خ چون بخشی از قصه در کرمان میگذشت سعید آقاخانی از من خواست که در آن نقشی داشته باشم و بازی کنم، به خاطر دوستی و ارادتی که به سعید آقاخانی داشتم قرار شد به شکل افتخاری و خیلی کوتاه در ۳ سکانس در “نون خ” بازی کنم، چون در آن زمان قرار بود در سریال “زیر خاکی” هم بازی کنم و نقشی که سیاوش چراغی پور ایفا کرد را بر عهده داشتم، این موضوع را به کارگردان سریال “زیر خاکی” اطلاع دادم و گفتم که قرار است حضور خیلی کوتاهی داشته باشم، گفتند نه، همزمان یک بازیگر نمی تواند در دو سریال بازی کند و از نظر تلویزیون مشکل است. من بابت این موضوع که درباره حضور یک بازیگر در دو سریال همزمان ممیزی وجود دارد و این حق را برای یک بازیگر دیگر قائل میشوند بسیار خوشحال شدم یعنی من که در یک سریال نوروزی حضور دارم در سریال دیگری که همزمان در شبکه دیگری پخش می شود نباشم و این برایم جالب بود. اما همان سال وقتی تلویزیون را دیدم بازیگرانی در ۳ یا ۴ سریال همزمان بازی میکردند مثل این که این موضوع فقط باید در مورد من اجرا میشد، کاش این گونه نمی شد، بعد از سالها که کم کار بودم برای من فرصت و یک اتفاق بسیار خوبی بود اما این موقعیت از من گرفته شد شاید اصلا قسمت این بود ولی من به سعید آقاخانی ادای دین کردم و به شکل افتخاری در ۳ سکانس در فصل پنجم نون خ حضور داشتم.
ترس از تجربه و ریسک کردن از سوی سازندگان و سرمایه گزاران در سپردن نقش ها به بازیگری جدید یا بازیگری که تا کنون نقش متفاوت بازی نکرده آفت جان تولیدات فعلی است. پیشنهاد شما به این دوستان که راهشان به ترکستان می رود چیست؟
در آثار، برنامههای گفتگو محور و رئالیتی شوها متعلق به پلتفرم ها یک سری بازیگر محدود و مشخص از این رئالیتی شو به آن رئالیتی شو، از این برنامه به آن برنامه در حال فعالیت هستند و حضور دارند در حالی که ۲۰۰ تا ۳۰۰ بازیگر داریم که این سالها نیستند، نبودهاند و یادی هم از آنها نشده است. به نظرم امتحان کنند شاید این بازیگران قدیمی توانستند مثل یکی دو نفر از پیشکسوتان که در رئالیتی شوها هستند شیرین و دوست داشتنی باشند و مردم دوباره دوستشان داشته باشند و از آنها استقبال کنند اما متاسفانه باز هم تکرار، تکرار، تکرار و تکرار و این صدا که به جایی نمیرسد، فریادی که در گلو خفه میشود و در بهشت زهرا در قطعه هنرمندان به خاک سپرده میشود. به عنوان مثال فتحعلی اویسی هنرمند بزرگی بود که سالها فقط نقش منفی بازی میکرد ولی در مهمانیهای خانوادگی انسان شوخ و خوش برخوردی بود، یکی از کارگردانان این خوشمزگی اویسی را جلوی دوربین برد، جواب داد و سالها در تلویزیون کار میکرد، محبوب شد و دوست داشتنی بود اما یک دفعه از موجی که ایجاد شد و خیلی از بازیگران کنار گذاشته و خانه نشین شدند فتحعلی اویسی هم به همین وضعیت دچار شد تا به خاک سپرده شد. واقعا اگر امتحان کنند جواب میدهد بازیگرانی که طنز بازی کردهاند و بعدها جدی هم بازی کردند موفق بودهاند مثل مهران غفوریان که در حال حاضر جدی بازی می کند، بسیار دوست داشتنی و محبوب است و درجه یک کار میکند اما به محض این که یک نفر از سوی مخاطب با استقبال روبرو شده و چهره میشود قرار است همیشه در هر اثری به کار بگیرند و قرار نیست شخص دیگری را امتحان کنند. خدا بیامرز نعمت الله گرجی به من میگفت که یک بار قهوه چی بازی کردم مثل این که قرار است تا آخر عمرم قهوه چی و مستخدم خانه بازی کنم. شاید اگر نقش یک آدم شیک پوش مرفه را به منبدهند مثل سریالی که قبل از انقلاب کار کرده بودم خیلی خوب و استقبال زیادی هم شود اما انگار قرار بود که همیشه قهوه چی بازی کند تا ایشان هم به خاک سپرده شود.
در حال حاضر استفاده از هوش مصنوعی در عرصه فیلمسازی تا چه میزان پیش رفته و نقشی که این تکنولوژی در آثار مختلف دارد چگونه است؟
هوش مصنوعی در حال وارد کردن آسیب عجیب و غریب به سینما است. تولید کنندگان با عکس ها و فیلم ها از شخص به واسطه هوش مصنوعی یک اثر تولید میکنند، یکی از بازیگران تعریف میکرد که برای بازی به مدت یک روز در یک سریال مرا دعوت کردند، در آن جا ۱۵۰ دوربین از زوایای مختلف از من عکس و فیلم گرفتند و اعلام کردند که بعدا شما در فضاهای مختلف مثل خانه، خیابان، اداره قرار میگیرید و داستان با شما پیش برده میشود که نیاز به حضورتان نیست.
به نظر شما هوش مصنوعی می تواند جایگزین احساسات، میمیک صورت، حالت های درونی و بیرونی یک بازیگر در دنیای واقعی که مخاطب لذت میبرد شود و آیا راهکاری برای مدیریت استفاده در هوش مصنوعی وجود دارد تا هنرمندان بیکار نشوند؟
یکی دو نفر از هنرمندان ما عکس پدر مرحومشان را دادند و از روی آن یک فیلم ساخته شد که پدرشان میآید و آنها را در آغوش میگیرد که من در صفحه شخصی نعیمه نظامدوست دیدم. سوال این است که آیا آن لذت و احساس واقعی را دارد؟ من مجسمه پدرم را ساختهام و در خانه دارم البته نمی توان با هوش مصنوعی مقایسه کرد اما آن حس لذتی که از وجود و لمس پدرم و از نشستن در کنار او می گیرم برایم به همراه دارد؟ قطعا فیلم هایی که با هوش مصنوعی ساخته میشود آن احساس و ظرافت هایی که بازیگر پیاده میکند را نخواهد داشت و قطعا مخاطب هم با آن ارتباط خوبی برقرار نمیکند، به قول معروف آن چه از دل بر آید لاجرم بر دل نشیند. من خودم حسم در بازیگری این است که برای سکانس به سکانس و پلان به پلان بازی حس میگذارم، اگر قرار است گریه کنم گریه میکنم، یادم نمیآید که تا به حال با اشک مصنوعی در فیلم گریه کرده باشم، اگر ضجهای زده ام برای یک صحنه واقعا ضجه زدهام، اگر خوشحالی کردهام از ته دلم خوشحالی کردهام تا بیننده هم حس من را بگیرد و به او منتقل شود. قطعا هوش مصنوعی نمیتواند حس یک بازیگر را منتقل کند باید ببینیم چه میشود اما مگر میشود جلوی چیزی را گرفت، جلوی کرونا را که همه گیر شد تا زمانی که واکسن بیاید نتوانستیم بگیریم و وقتی واکسن آمد توانستیم بگیریم و ریشه کن شد، این هم یک سونامی است که نمیشود جلوی آن را گرفت و حتی صدای خوانندهها مثل ناصر عبدالّهی را بازسازی کرده اند و با همان صدا و قدرت صدا برای ما میخواند. باید بگذاریم ببینیم با گذشت زمان چه اتفاقی میافتد، ما که نتوانستیم تا به حال چیزی را تغییر بدهیم، جلوی هوش مصنوعی هم نمیشود گرفت و باید دید چه پیش میآید اما این گونه که میگویند تا ۲ یا ۳ سال آینده به خاطر هوش مصنوعی ۶۰۰ تا ۷۰۰ رشته شغلی برداشته می شود، با این وجود امیدوارم زندگی ها بدتر نشده و بهتر شود.
درد و دل هنرمندان با همکاران و مردم چیست؟
بیایید تا زنده ایم زندگان را دریابیم، خیلی زود دیر می شود، این حرف همیشگی و تکراری ما بوده و هست و میبینیم که چقدر زود دیر میشود. ناصر تقوایی سال هاست از دنیا رفته و به تازگی به خاک سپرده شد. زمانی که کار نکنیم مرده ایم، ما که در این عرصه کار میکنیم کار دیگری بلد نیستیم، راه و امرار و معاش دیگری نداریم و تنها راه زندگیمان و عشقمان همین است که کار کنیم، مورد علاقه مردم باشیم، ما را ببینند، لذت ببرند و تشویقمان کنند، روی صحنه تئاتر باشیم دم به دم تماشاچی نفس بگیریم و زنده باشیم، بدانید هر آن که در عرصه هنر است، کار نکند و هنوز به خاک سپرده نشده مرده متحرک است و به زودی به خاک سپرده میشود پس بیاییم همدیگر را دریابیم تا دیر نشده است. ممنون از عزیزانی که به یاد ما هستند و حال ما را میپرسند ولی حیف که زود دیر می شود.
سخن پایانی برای مخاطبان؟
دوستتان دارم مردم نازنین ایران، به عشق شما زنده ایم، نفس می کشیم و دوست داریم به یادمان باشید.
