تحلیلی جامعهشناختی بر پیامدهای فرهنگیِ انقباضِ اقتصادی در لایحه بودجه ۱۴۰۵
- شناسه خبر: 96270
- تاریخ و زمان ارسال: 15 دی 1404 ساعت 13:45

هنرمندنیوز : تدوینکنندگانِ بودجه، در مواجهه با ناترازیهای انباشته و کسریهای ساختاری، رویکردی را برگزیدهاند که اگرچه از منظرِ حسابداریِ محض، تلاشی برای تراز کردنِ دخل و خرج به نظر میرسد، اما از منظرِ جامعهشناسیِ توسعه، حاملِ پیامدهای نگرانکنندهای برای «زیستِ فرهنگی» جامعه است. به نظر میرسد در سالِ پیشِ رو، با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «کالاییشدنِ مضاعفِ فرهنگ» و خروجِ آن از سبدِ مصرفیِ طبقه متوسط نامید. این نوشتار بر آن است تا بدونِ پیشداوریِ سیاسی و صرفاً با اتکا به منطقِ اعداد، نشان دهد که چگونه رهاسازیِ متغیرهای اقتصادی (یا همان اصطلاحِ رایجِ فنرِ تورم)، ناخواسته به انجمادِ فعالیتهای فرهنگی منجر خواهد شد.
پرده اول: اقتصادِ فرهنگ در مواجهه با شوکِ هزینه (تأثیر آزادسازی نرخ ارز)
نخستین و ملموسترین چالشِ بودجه ۱۴۰۵، تغییرِ پارادایم در نرخگذاریِ ارزِ محاسباتی گمرک است. افزایشِ نرخِ مبنا از ۲۸۵۰۰ تومان به ارقامی نزدیک به نرخِ مرکز مبادله (حدود ۵۵ تا ۶۰ هزار تومان و در برخی محاسباتِ کالایی تا ۸۵ هزار تومان)، اگرچه با هدفِ شفافیت و حذفِ رانت صورت گرفته، اما شوکِ شدیدی به بخشهایی وارد میکند که وابستگیِ ارزیِ بالایی دارند.
۱. آریستوکراتیزه شدنِ (اشرافی شدنِ) کالای فرهنگی
صنعتِ نشر و چاپ در ایران، به شدت به واردات (کاغذ، زینک، مرکب) وابسته است. وقتی هزینهی پایه (Cost Push) با جهشی ۳۰۰ درصدی مواجه شود، نتیجهی اجتنابناپذیرِ آن در علمِ اقتصاد، افزایشِ قیمتِ مصرفکننده است. کتابی که قیمتِ پشتِ جلدِ آن از آستانهی روانیِ خریدار عبور کند، دیگر یک کالایِ عمومی نیست؛ بلکه به یک «کالایِ لوکس» (Veblen Good) تبدیل میشود.
خطرِ اصلی اینجاست که در سال ۱۴۰۵، مطالعه و مصرفِ فرهنگی، نه بر اساسِ «علاقه و نیاز»، بلکه بر اساسِ «قدرتِ خرید» توزیع خواهد شد. این روند، طبقهی متوسطِ فرهنگی (معلمان، دانشجویان، کارمندان) را که مخاطبِ اصلیِ اندیشه هستند، به حاشیه میراند و مصرفِ فرهنگ را به انحصارِ دهکهای بالای درآمدی درمیآورد. جامعهای که در آن کتاب خواندن، نشانهی ثروت باشد نه دانایی، مستعدِ گسستهای عمیقِ معنایی است.
۲. مکانیسمِ حذف در سبدِ خانوار (اثرِ جانشینی)
با افزایشِ نرخِ تورمِ عمومی (که برخی نهادهای پژوهشی آن را در سال آینده قابلِ توجه پیشبینی میکنند) و افزایشِ نرخِ مالیات بر ارزش افزوده به ۱۲ درصد، خانوارها ناچار به «انتخابهای سخت» میشوند. در منحنیِ بیتفاوتیِ مصرفکننده، وقتی بودجه محدود شود، کالاهای ضروری (خوراک و مسکن) جایگزینِ کالاهای نرمال و لوکس (تفریح و فرهنگ) میشوند.
در واقع، این بودجه به زبانِ بیزبان به شهروندان میگوید که اولویت با «بقا» است. خطرِ این رویکرد آنجاست که نیازهای ثانویه (مثل آموزشِ کیفی، هنر و سینما) که سازندهی «سرمایهی انسانی» و «نشاطِ اجتماعی» هستند، قربانیِ نیازهای اولیه میشوند. این یعنی ما برایِ امروزِ خود هزینه میکنیم، اما از سرمایهی فردایمان میکاهیم.
پرده دوم: عدمِ تقارن در تخصیصِ منابع (تحلیلِ ردیفهای بودجه)
نگاهی به جداولِ کلانِ بودجه نشان میدهد که توزیعِ منابعِ فرهنگی، از یک «عدمِ تقارنِ ساختاری» رنج میبرد. در شرایطی که انتظار میرفت دولت برای جبرانِ شوکِ تورمی، چترِ حمایتیِ خود را بر سرِ «تولیدکنندگانِ مستقلِ فرهنگ» بگستراند، شاهدِ تمرکزِ منابع در بخشهای خاصی هستیم.
۱. دوگانهی فرهنگِ رسمی و فرهنگِ عمومی
مقایسهی بودجهی دستگاههای متولیِ «فرهنگِ رسمی» (مانند صداوسیما و نهادهای تبلیغی) با بودجهی متولیانِ «فرهنگِ عمومی و هنری» (مانند وزارت ارشاد، میراث فرهنگی و نهادهای صنفی)، نشاندهندهی یک شکافِ معنادار است. افزایشِ قابلِ توجهِ بودجهی رسانهی ملی (با رقمِ ۳۳.۵ همت) در برابرِ بودجهی انقباضیِ بخشِ هنر و ادبیات، این فرضیه را تقویت میکند که رویکردِ بودجهریزی، بیشتر معطوف به «حفظِ روایتِ رسمی» است تا «توسعهی خلاقیتِ هنری»
از منظرِ مدیریتی، سرمایهگذاری بر نهادهایی که بهرهوریِ پایین و ریزشِ مخاطب دارند، نوعی «تخصیصِ غیربهینهی منابع» است. در سال ۱۴۰۵، بخشِ بزرگی از منابعِ محدودِ کشور صرفِ نگهداریِ ساختارهای اداری و تبلیغاتی میشود، در حالی که بخشِ مولدِ فرهنگ (ناشران، گروههای تئاتر، استارتاپهای محتوایی) با خشکسالیِ مالی دستوپنجه نرم میکنند.
۲. طرح مولدسازی: فرصت یا تهدید؟
تأکیدِ بودجه بر «مولدسازی داراییها» برای جبرانِ کسری، اگرچه رویِ کاغذ راهکاری اقتصادی است، اما در حوزهی فرهنگ میتواند به «کالایی شدنِ میراث» منجر شود. نگرانیِ کارشناسان این است که فشارِ کسریِ بودجه، مدیران را وادار کند تا اماکنِ فرهنگی و تاریخی را با نگاهی صرفاً تجاری واگذار کنند. تبدیلِ فضاهای فرهنگی به فضاهای تجاری، شاید در کوتاهمدت ترازنامه را مثبت کند، اما در بلندمدت، «حافظهی تاریخی» شهرها را مخدوش خواهد کرد.
پرده سوم: پیامدهای اجتماعیِ بلندمدت (آنتروپیِ فرهنگی)
آنچه بودجه ۱۴۰۵ را نگرانکننده میکند، نه صرفاً اعدادِ آن، بلکه «پیامدهای جامعهشناختیِ» آن است. اقتصاددانان شاید بتوانند تورم را مهار کنند، اما ترمیمِ آسیبهای فرهنگی دههها زمان میبرد.
۱. فرسایشِ سرمایهی انسانی (پدیدهی مهاجرت)
وقتی زیستبومِ فعالیتِ فرهنگی و هنری از نظرِ اقتصادی توجیهناپذیر شود، نیرویِ متخصص (نویسنده، هنرمند، روزنامهنگار) دو راه بیشتر ندارد: یا تغییرِ شغل میدهد (که به معنایِ مرگِ استعداد است) و یا مهاجرت میکند. بودجه ۱۴۰۵ با فشار بر طبقهی خلاق، ناخواسته موتورِ محرکهی مهاجرت را روشن نگه میدارد. خروجِ نخبگانِ فرهنگی، جامعه را از «گروههای مرجع» و «تولیدکنندگانِ معنا» تهی میکند و این خلأ، با هیچ دلاری قابلِ جبران نیست.
۲. افولِ کیفیتِ دانشگاه و آموزش
فشارِ هزینهها بر دانشگاهها و دانشجو (افزایشِ هزینهی تغذیه و خدمات)، دانشگاه را از یک «محیطِ علمی و آرمانخواه» به یک «بنگاهِ اقتصادی» تقلیل میدهد. دانشجویی که دغدغهی اصلیاش تأمینِ هزینههای اولیه باشد، فرصتی برای فعالیتهای فرهنگی، پژوهشِ عمیق و مشارکتِ مدنی نخواهد داشت. این روند، به تولیدِ فارغالتحصیلانی منجر میشود که شاید مدرک داشته باشند، اما فاقدِ عمقِ فکری و مهارتهای اجتماعیِ لازم هستند.
نتیجهگیری: ضرورتِ بازنگری در اولویتها
لایحه بودجه ۱۴۰۵، سندی است که بیرحمیِ واقعیتهای اقتصادی را بازتاب میدهد. اما باید هوشیار بود که «تراز کردنِ بودجه» به قیمتِ «ناتراز کردنِ جامعه» تمام نشود. اگر فرهنگ را به مثابهی «سیمانِ اجتماعی» در نظر بگیریم که اجزایِ جامعه را به هم متصل نگه میدارد، سیاستهای انقباضی در این حوزه باعثِ سست شدنِ این پیوندها خواهد شد.
پیشنهاد میشود سیاستگذاران با درکِ این ظرایف، مکانیزمهای جبرانیِ موثری (مانند معافیتهای مالیاتیِ هدفمند برای اهالیِ فرهنگ، نه یارانه پاشیِ کور) در نظر بگیرند. در غیر این صورت، سال ۱۴۰۵ را باید سالی دانست که در آن، جامعه برای سیر کردنِ شکم، ناچار به کوچک کردنِ سفرهی اندیشهی خود شد؛ معاملهای که در درازمدت، همگان در آن بازندهاند.
پیوست آماری (شاخصهای اثرگذار):
| وضعیت در لایحه ۱۴۰۵ | پیامد محتمل در حوزه فرهنگ | متغیر اقتصادی |
| افزایش جهشی (تا محدوده بازار مبادله) | افزایش ۳ تا ۴ برابری بهای تمامشده کالاهای فرهنگی (کتاب، سینما) | نرخ تسعیر ارز (مبنای گمرکی) |
| ۱۲ درصد | کاهش تقاضای موثر برای خدمات تفریحی و هنری | مالیات بر ارزش افزوده |
| ۳۳.۵ همت (رشد ۲۰٪) | تقویت رسانه تکسویه در مقابل تضعیف رسانههای متکثر | بودجه رسانه رسمی (صداوسیما) |
| ۱۵.۳ همت | کاهش توان حمایتی دولت از بخش خصوصیِ فرهنگ | بودجه وزارت ارشاد |
| انقباضی / افزایش سهم دانشجو | کاهش کیفیت زیست دانشجویی و افت فعالیتهای فوقبرنامه | هزینههای رفاهی دانشجویی |
نویسنده: امیررضا اعطاسی – کارشناس ارشد مدیریت ساخت
