جسارت در فیلمسازی با چاشنی ریسک و توقیف!
- شناسه خبر: 96300
- تاریخ و زمان ارسال: 17 دی 1404 ساعت 11:57

هنرمندنیوز : فیلمسازی را از دهه ۹۰ و با ساخت فیلمهای کوتاه آغاز کرده است، هرچند بهظاهر تجربههایش رنگ سینمای ارگانی دارد و گاه از همین زاویه مورد نقد قرار گرفته اما طعم توقیف را هم چشیده است. فیلمکوتاه «ولد» را در سال ۹۳ در مدتزمان ۸ دقیقه با سازمان سینمایی سوره ساخت تا چند سال بعد باز هم با دو فیلم بلند سینمایی مهم این همکاری را تکرار کند؛ صحبت از امیرعباس ربیعی است. کارگردانی که حالا در چهل سالگی به پختگیای در فیلمسازی رسیده که ساختههایش با جدیت تمام زیر تیغ نقد منتقدان میرود و اگرچه گاهی نمره قبولی هم نگرفته اما این میدان فیلمسازی است و گاه نامآورترین کارگردانان هم چه در پرداخت و چه در فرم به سختی از منتقدان سینمایی نمره قبولی میگیرند؛ مهم در میدان ماندن و موثر بودن است.
امیرعباس ربیعی این روزها فیلم سینمایی «احمد» را روی پرده دارد، فیلمی که قرابتی با این ایام دارد، ۲۲ سال پیش بود که آن اتفاق مهیب رخ داد، بامداد ۵ دیماه سال ۸۲ بود که پس از چندین زلزله کوچک، ناگهان زمینلرزهای به بزرگی ۶/۶ بم را به مدت ۱۲ ثانیه لرزاند تا بسیاری را به کام مرگ بکشاند. «احمد»، محصول سازمان سینمایی سوره و موسسه تصویرشهر، فیلمی درباره همان روزهاست که تجربهای متفاوت در کارنامه کارگردانش محسوب میشود. به بهانه اکران این فیلم در این گزارش بهمرور آثار امیرعباس ربیعی و تجربههای فیلمسازیاش پرداختهایم.
یک شروع جسورانه با طعم توقیف
اولین گامش در عرصه فیلمسازی بلند فیلم سینمایی «لباسشخصی» بود. اساساً قصههایی مرتبط با تاریخ معاصر از علاقهمندیهای اوست، او در امتداد همین علاقه سراغ قصهای از حزب توده ایران و شخصیتهایی چون نورالدین کیانوری و احسان طبری از سردمداران این حزب رفت. فیلمی که با حمایت سازمان اوج ساخته شد و همین امر بسیاری را برای آن داشت که اوج میتواند تضمینی برای اکرانش باشد.
فیلم در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و اتفاقاً در بخش بهترین نگاه نو نامزد بهترین کارگردانی شد اما اولین اکرانش، به آخرین اکرانش هم تبدیل شد. فیلم از همان سال به محاق توقیف رفت. مسئلهای که بعدها احسان محمدحسنی مدیر وقت سازمان اوج بر آن صحه گذاشت و عنوان کرد مشخص نیست فیلم چه زمانی از توقیف دربیاید.
«لباسشخصی» را میتوان اثری شاخص در ژانر سیاسی – امنیتی سینمای ایران دانست فیلمی که اتفاقاتش بهصورت مرحلهبهمرحله شکل میگیرد و اطلاعات بهتدریج در اختیار تماشاگر قرار داده میشود، ربیعی در این فیلم با بهرهگیری از لوکیشنهای شهری، طراحی صحنه، ترسیم جزئیات بصری، فضای امنیتی و ملتهب سالهای ابتدایی انقلاب را بازآفرینی میکند. قاببندیها اغلب فشرده و محدود هستند و این انتخاب، حس فشار و ناامنی را به مخاطب منتقل میکند.

در «لباسشخصی» کارگردان از نگاه سادهانگارانه به شخصیتها فاصله گرفته و آنها را با تردیدها، ترسها و تضادهای درونی به تصویر میکشد. این رویکرد باعث میشود مخاطب صرفاً شاهد تقابل خیر و شر نباشد، بلکه با پیچیدگیهای انسانی مواجه شود. امیرعباس ربیعی در این فیلم تلاش میکند حوادث سیاسی را نه بهعنوان یک روایت پرهیجان امنیتی، بلکه در دل ندگی روزمره و روابط عادی آدمها نشان دهد.
«لباسشخصی» داستان کشف یک معما توسط یک افسر اطلاعات سپاه است. اما ردههای بالادستی سیاسی برای او مشکلاتی را فراهم میآورند و یاسر (مامور اطلاعاتی) سعی دارد بر همه آنها غلبه کند. با این حال فیلم نشان میدهد چگونه برخی افراد با پوششهای عادی و ظاهری معمولی («لباس شخصی») در بطن جامعه فعالیت میکنند و چگونه تشخیص دوست و دشمن در آن فضای ملتهب دشوار میشود.
«لباسشخصی» بیش از آنکه روایت یک پرونده امنیتی باشد، به فضای بیاعتمادی، ترس و سردرگمی اجتماعی آن دوره میپردازد و نشان میدهد سیاست چگونه میتواند زندگی شخصی انسانها را تحتتأثیر قرار دهد. فیلم تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از پیچیدگیهای آن دوران ارائه دهد، بدون آنکه صرفاً به قضاوتهای مستقیم یا شعارهای آشکار متوسل شود.
ادامه مسیر در متن تاریخ سیاسی
ربیعی دو سال بعد باز هم سراغ قصهای از تاریخ معاصر رفت. باز هم فضای ملتهب روزهای پس از انقلاب و فعالیت گروههای مخالف نظام بودند که سوژه فیلم او شدند. او این بار «ضد» را به تهیهکنندگی محمدرضا شفیعی و نویسندگی حسین ترابنژاد ساخت که اتفاقاً ترابنژاد ید طولایی در نویسندگی آثار سیاسی و تاریخی دارد. ربیعی این بار فیلمش را به پشتوانه سازمان سینمایی سوره ساخت و درام سیاسیاش را بر محوریت فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق طراحی کرد. گرچه بسیاری «ضد» را فیلمی دنبالهای بر «لباسشخصی» و در امتداد آن میدانستند اما ربیعی تاکید داشت «نفوذ» مسئلهای است که همواره وجود دارد و باید مراقب تبعاتش بود.
«ضد» یک درام سیاسی – امنیتی است که داستان آن در اوایل دهه ۶۰ و در بستر درگیریهای سیاسی پس از انقلاب روایت میشود. محور اصلی فیلم، نفوذ و فعالیتهای پنهان سازمان مجاهدین خلق و تلاش نیروهای امنیتی برای شناسایی و خنثیسازی آنهاست. داستان روایت زندگی فردی است که در موقعیتی پرچالش و مبهم گرفتار شده، جایی که تمایز میان باور، شک، خیانت و انتخاب شخصی کاملاً دشوار و نامشخص است. فیلم نشان میدهد چگونه فضای ملتهب و امنیتی آن دوران، انسانها را به تصمیمهایی دشوار و گاه متناقض میکشاند و اعتماد، مهمترین و شکنندهترین عنصر در روابط میشود.

«ضد» به واقعه تروریستی هفت تیر میپردازد و داستان محمدرضا کلاهی را روایت میکند؛ مردی که تا امروز مظنون اصلی این واقعه بوده و گفته میشود پس از انجام آن، به هلند گریخته است. کلاهی چند سال پیش در هلند درگذشت. بسیاری «ضد» را یادآور فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» ساخته محمدحسین مهدویان میدانستند اما با زاویه دید متفاوت. در «ماجرای نیمروز» شاهد روایت قصه از زاویه نیروهای سپاه هستیم و در «ضد» از زاویه دید منافقین به قصه نگاه میشود. ضمن اینکه در بستر این فضای ملتهب سیاسی، شاهد یک قصه عاشقانه هستیم.
درواقع میتوان «ضد» را یک عاشقانه سیاسی دانست که در آن یک ضد قهرمان در دوراهی دشوار عشق و سیاست قرار میگیرد. شخصیتپردازی «ضد» هم خاکستری است. شخصیتها نه کاملاً منفی و نه کاملاً مثبت هستند و کارگردان تلاش کرده تضادهای درونی و پیچیدگیهای انسانی آنها را نشان بدهد.
قهرمانی در بحران و برای مردم
همانطور که در ابتدای این گزارش گفته شد ربیعی این روزها فیلم سینمایی «احمد» را همزمان با سالروز زلزله بم به سینماها آورده است. فیلمی که گرچه تلخی روایتش بهاندازه تلخی حادثه نیست اما بعید است به تماشای آن بنشینید و قلبتان فشرده نشود. «احمد» در جشنواره چهل و سوم فیلم فجر به نمایش درآمد و حالا با تدوینی مجدد پیش روی مخاطبان قرار گرفته تا بازگوکننده حوادث ۱۸ ساعت ابتدایی زلزله بم و حضور شهید احمد کاظمی در این فضا باشد.
تمرکز فیلم بر پیامدهای انسانی این فاجعه و تأثیر آن بر زندگی بازماندگان است. داستان فیلم حول محور احمد کاظمی شکل میگیرد که در جریان زلزله بم، با فقدان، آشفتگی و بحرانهای روحی و… مواجه میشود. فیلم تلاش میکند رنج انسانها، حس بلاتکلیفی، ازهمپاشیدگی خانوادهها و تلاش برای زندهماندن و ادامه زندگی پس از فاجعه را به تصویر بکشد. زلزله در این فیلم فقط یک حادثه طبیعی نیست، بلکه بستری است برای نمایش روابط انسانی، مسئولیتپذیری و انتخابهای اخلاقی در شرایط بحرانی.

در این فیلم مخاطب در دل بحران قرار میگیرد و با یادآوری اتفاقات پس از زلزله بم درگیر داستان میشود. خط اصلی روایت فیلم بر بازنمایی عمق این فاجعه عظیم تمرکز دارد و احمد کاظمی، با حس مسئولیتی که دارد، از همان لحظات اولیه وقوع زلزله در کرمان حضور پیدا میکند تا بتواند مدیریت بحران آن لحظات پرهیاهو و پراندوه را برعهده گیرد.
اما آنچه نسبتی میان فیلم تازه امیرعباس ربیعی و ساختههای قبلیاش برقرار میکند، نگاه دغدغهمند او نسبت به تاریخ معاصر است. هر چند او اینبار به جای دهه ۶۰ دوربینش را در فضایی قریبتر روشن کرده و روایتی از ابتدای دهه ۸۰ را به تصویر کشیده اما حالا «احمد» را هم میتوان در کنار دیگر ساختههای او، بهعنوان سندی تصویری از تحولات، اتفاقات و البته شخصیتهای تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران به شمار آورد که تا سالها میتواند محل ارجاع و بازبینی قرار بگیرد.
کارنامه ربیعی آرامآرام از سایه اولین فیلم توقیفیاش در حال خروج است و باید دید برای ادامه مسیر پرچالشش برای کارگردانی، سراغ کدام سوژه میرود و اینبار کدام «قهرمان» یا «ضدقهرمان» را از دل تاریخ به پرده سینماها فرامیخواند؟
نویسنده: زهرا منصوری
