خط قرمزها در شبکه نمایش خانگی؛ قانون نانوشته یا سلیقه شخصی؟
- شناسه خبر: 92780
- تاریخ و زمان ارسال: 30 مرداد 1404 ساعت 15:17

یکی از عجیبترین روندهایی که در برخی تولیدات شبکه نمایش خانگی بهچشم میخورد، بازنمایی یکسویه یا زیباسازی بخشی از تاریخ معاصر ایران، بهویژه نیروهای امنیتی رژیم پهلوی است. در بعضی سریالها، مأموران ساواک نهتنها شخصیتی خشن، بازجو و ضد آزادی ندارند، بلکه گاه به عنوان افرادی باهوش، مدرن، عاشقپیشه یا حتی وطندوست تصویر میشوند. این بازنمایی باعث نگرانی جدی بسیاری از تاریخنگاران، خانوادههای قربانیان آن دوران و فعالان اجتماعی شده است. آنچه در این آثار نمایش داده میشود، نه یک نقد ساختاری یا بازخوانی چندوجهی از تاریخ، بلکه نوعی «سفیدشویی سیستماتیک» است که میکوشد چهرهای تطهیرشده از یک نهاد سرکوبگر به تصویر بکشد. سوال مهم اینجاست که چرا و چگونه چنین روایتهایی از فیلتر نظارتی عبور میکنند؟ آیا این رویکرد حاصل ناآگاهی است یا یک انتخاب آگاهانه در جهت دگرگونسازی حافظه تاریخی یک نسل؟
موضوع دیگری که به شدت محل مناقشه شده، بازنمایی مصرف مشروبات الکلی در سریالهاست. در بسیاری از آثار شبکه نمایش خانگی، نوشیدن مشروب در مهمانیها، جلسات کاری یا حتی موقعیتهای احساسی، بدون هیچ ملاحظهای نمایش داده میشود. این در حالی است که مصرف الکل در جامعه نه تنها با ممنوعیت قانونی همراه است، بلکه بار فرهنگی و اجتماعی خاصی نیز دارد. نکته مهم اینجاست که در بیشتر موارد، هیچ پیام اخلاقی، نقد اجتماعی یا حداقل رویکرد خنثیای نسبت به این مسئله وجود ندارد؛ بلکه مصرف الکل به عنوان امری کاملاً عادی، بیضرر و حتی نشانه «مدرنیته» به نمایش گذاشته میشود. برخی معتقدند که این عادیسازی تدریجی، ممکن است به تغییر ذائقه فرهنگی و هنجارهای جامعه منجر شود، بدون آنکه زمینهسازی فکری و اجتماعی لازم صورت گرفته باشد.
شاید یکی از پیچیدهترین و متناقضترین مسائل شبکه نمایش خانگی، موضوع حجاب در این تولیدات باشد. اگرچه بهطور رسمی هیچ اعلام عمومی درباره «آزاد شدن حجاب» در شبکه نمایش خانگی منتشر نشده، اما آنچه در عمل روی صفحه نمایش میبینیم، چیز دیگری است. در برخی سریالها، بازیگران زن با حداقل میزان پوشش رایج در رسانههای رسمی ظاهر میشوند؛ یا حتی با آرایشهایی که بیشتر به تولیدات غیرایرانی شباهت دارد. از سوی دیگر، در سریالهایی دیگر، همچنان حجاب کامل رعایت میشود و فضای سنتیتری حاکم است. این تضاد باعث سردرگمی مخاطب و طرح این پرسش شده است که آیا قانون روشنی در این زمینه وجود دارد؟ یا اینکه همه چیز به سلیقه کارگردان، نفوذ تهیهکننده، یا قدرت پلتفرم پخشکننده بستگی دارد؟ نبود معیار واحد، نهتنها اعتماد عمومی را نسبت به سیستم نظارتی کاهش داده، بلکه به پدیدهای نگرانکنندهتر منجر شده است: سلیقهمحوری و تبعیض آشکار در اجرای قانون.
این در حالی است که بسیاری از نویسندگان و فعالان حوزه نشر، با ممیزیهای سفت و سخت برای چاپ کتابهای خود مواجهاند؛ واژگان سادهای چون «رقص»، «مشروب»، یا حتی «بوسه»، میتواند مانع انتشار یک رمان شود. اما همین واژگان، مفاهیم و صحنههای نمایش به راحتی در سریالهای نمایش خانگی به تصویر کشیده میشوند. این دوگانگی نهتنها عجیب، بلکه آشکارا غیرمنطقی و مخرب است. وقتی یک رمان با روایتی انتزاعی سانسور میشود، اما همان روایت با تصویر واقعی و تأثیرگذارتر در یک سریال پخش میشود، مخاطب بهحق میپرسد: معیار نظارت چیست؟ چرا در یک رسانه سختگیری و در رسانهای دیگر تساهل؟ آیا این نشانه ضعف ساختار نظارت است یا محصول ملاحظات اقتصادی و سیاسی؟
آنچه امروز در شبکه نمایش خانگی رخ میدهد، نه فقط بحران محتوا، که بحران سیاستگذاری فرهنگی است. این تاقضها همه نشان از نبود یک سازوکار روشن، شفاف و عادلانه دارند. شبکه نمایش خانگی اگرچه ظرفیت بالایی برای رشد فرهنگی، روایتهای نو و سرگرمی سالم دارد، اما بدون چارچوبهای منصفانه، نظارت هوشمندانه و شفافیت قانونی، به بستری برای تشدید شکاف فرهنگی و اجتماعی تبدیل خواهد شد.
مهدی احمدی / مدیرمسئول

