زیبایی شناسی در «فشن» حرف اول را میزند
- شناسه خبر: 96188
- تاریخ و زمان ارسال: 13 دی 1404 ساعت 21:53

هنرمندنیوز : چهرک نریمانی، متولد سی خرداد هزار و سیصد و شصت و پنج، تبریز، لیسانس روانشناسی از دانشگاه آزاد و لیسانس فشن دیزاین از پلی تکنیک میلان.
*چه شد از اینهمه فعالیت هنری طراحی لباس را انتخاب کرده اید؟
فشن در زندگی من به سن نه سالگی برمی گردد که مانکن های برهنه زن و مرد را با مقوا درست می کردم، ده ها تکه لباس عینک و کلاه که از خود کاغذ یک قسمت اضافه برایشان می گذاشتم که تا می شد و به اطراف بدن فیکس می شد، اینطوری هزاران استایل برایشان می کشیدم و طراحی می کردم، آن وقتها چون مانکنهای من برهنه بودند خانواده ام نگران شده بودند که چرا اینقدر سایه کاریهای برهنگی ها را خوب انجام می دهم و نکند…
*زیبایی شناسی در این حرفه چقدر اهمیت دارد؟
قطعا مثل هر هنر دیگری زیبایی شناسی در فشن هم حرف اول را می زند، فقط فرق آن با بیشتر هنرها این است که ملاکهای زیبایی در فشن به شدت و به سرعت تغییر می کند و حتی جابه جا می شود، گاهی به شدت معکوس می شود و به نظر من این نقطه هیجان انگیز و متفاوت فشن با دیگر هنرها است.

*در طراحی لباس یک کاراکتر بیشتر به چه ویژگی هایی دقت می کنید؟
قبل از هر چیز داستان آن کاراکتر را می شنوم و گاهی در حالی که دارم داستانش را می شنوم غرق در دنیای خیالی خودم از آن کاراکتر می شوم و شدیدا شروع به قضاوتش می کنم! یکی از اساتیدمان می گفت: فشن یعنی قضاوت، خلاقترین طراحان لباس قضاوتگرترین ها بوده اند! بعد از داستانش چیزی که در ذهنش از خودش ساخته، ایده آل هایش و از همه مهمتر اینکه خودش را چه شکلی می بیند، عموم آدم ها وقتی در مقابل طراحشان قرار می گیرند و شروع می کنند از ایده آل هایشان گفتن، تازه متوجه می شوید که شخصیت ذهنی آن فرد از خودش چقدر متفاوت از چیزی است که شما از بیرون می بینید، مثلا خانمی به ظاهر جدی و خشک با لباسی فورم بانکی وقتی شروع به گفتن ذهنتیش می کند امکان دارد متوجه بشوید این خانم یک کودک لطیف و ظریف و معصوم در درونش دارد و با لباسی که شما برایش طراحی می کنید میخواهد به آن شخصیت نزدیک بشود و قطعا بعدش فاکتورهای اعتقادات و رنگ و … فاکتورهای بعدی هستند.
*در دنیای تصویر و نمایش ما و در بین بازیگران چقدر به مقوله لباس و طراحی آن اهمیت می دهند؟
تقریبا هیچی! بیشتر از اهمیت یک لباس به این اهمیت داده میشود که یک آیتم با فاکتور خرید بالای ۱۰۰ میلیون به همراه داشته باشند با ربط یا بی ربط به آن استایل!
نکته جالب این است که عموم سلبریتی های داخلی که سعی می کنند یک آیتک لوکس و برند اروپایی به همراه داشته باشند به جز آن آیتم برای هیچ بخش دیگر استایلشان پولی پرداخت نکرده اند و تمام آنچه است به عنوان گیفت از دیگران دریافت شده است و هیچ هزینه ای پرداخت نمی کنند، حالا سوال من آیا کمپانی آن آیتم لوکس هم حاضر بوده به این فرد آن آیتم را گیفت بدهد؟! قطعا خیر! ولی متاسفانه…

*چند بازیگر خوش لباس ما امروز از نگاه شما چه کسانی هستند؟
متاسفانه نامی به ذهنم نمی آید!
*و مردم ایران از لحاظ پوشش به چه شکل هستند؟ از لحاظ انتخاب لباس، درست ست کردن و…
تا جایی که من دیده ام و سفر کرده ام، با توجه به نبود هیچ آموزشی در رسانه های ملی داخلی ما اوضاع رشته فشن در ایران نبود هیچ فشن و یک وکت واکی در ایران
خوش پوش ترین و آراسته ترین مردم مردم ایران هستند، البته اگر ویروسی به نام ترند در ایران را فاکتور بگیریم.
*سختی ها و شیرینی های این حرفه از نظر شما چیست؟
تمام آنچه از فشن می شود در ایران نام برد لااقل برای من اینطور بوده، سختی و سختی و سختی، فشار ارگانهای مختلف، سانسور پس از سانسور، تورم پس از تورم در این هجده سال تولیدی که انجام دادم سیصد طرح من ممنوع التولید شده نه یه خاطر اینکه مشکلی داشته، فقط نظر شخصی افرادی این بوده که مناسب عرف و شرع ایران نیستند! فقط یک دانه شیرینی می توانم اسم ببرم که فکر می کنم برای هر طراحی اول و آخر ماجراست، اینکه افرادی هستند که جز طرح های شما غیر ممکن است لباس دیگری به تن کنند و این همه سختی ها را قابل تحمل میکند.

*حوزه مد در کشور ما نسبت به شکل جهانی آن چه جایگاهی دارد؟
متاسفانه هیچ جایگاهی! این به این معنی نیست که ما طراحان خلاق و قدرتمندی نداریم ولی به خاطر همه مشکلاتی که گفتم امکانی برای تجسم کشیدن خلاقیتهای ذهنی مان نداریم و به جز ارگانها مردم شریف ایران خودشان یکی از بزرگترین سانسور کننده ها هستند و اصلا پذیرشی برای فشن در ابعاد جهانی در ایران وجود ندارد،
همچینین به خاطره هزاران دلیل سیاسی دیگر، شما در ایران به عنوان یک طراح تا زمانی که بین این مزرها فعالیت می کنید هرگز شانس دیده شدن در استیج جهانی نخواهی داشت.
*آرمانشهر و هدف شما در دنیای هنر و لباس چیست؟
بردن برند (چی) به امریکا و تولیدش در سطح جهانی که امروز تا حدود زیادی به آن نزدیک هستم.
خبرنگار: عباسعلی اسکتی
