نگاهی به فصل هفتم سریال پایتخت
- شناسه خبر: 90803
- تاریخ و زمان ارسال: 15 فروردین 1404 ساعت 11:20

تا به امروز که این یادداشت نوشته می شود ۱۳ قسمت از سریال پایتخت پخش شده است و حالا بعد از این تعداد قسمت می شود آن را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد در وهله نخست همچنان جای خالی خشایار الوند به عنوان فیلمنامه نویس در سریال احساس می شود با از دنیا رفتن او فصل ششم دیگر نتوانست موفقیت های فصل های گذشته را حفظ کند به همین جهت فصل ششم پایتخت با نقدهای منفی مواجه شد و آن اتفاق در سکانس آخر که باعث شد ساخت فصل هفتم را چند سالی به تعویق بی افتد اما در فصل هفتم تا قسمت ۱۳ احساس می شود محسن تنابنده به عنوان سرپرست نویسندگان و آرش عباسی به عنوان فیلمنامه نویس از نقص های فصل قبل الگو گرفته اند و توانسته اند ضعف های گذشته را جبران کنند، با اینکه همچنان معتقدم خبری از قصه ای منسجم و خط روایی محکم و ایجاد مضمون جدید در سریال نیست به طوری که آنچه تا اکنون مخاطب را تحت تاثیر قرار داده بهره گیری از شخصیت های ساخته شده قبل است یعنی استفاده از نوع گویش و بازی تیپکالی است، به طور مثال ارسطو ازدواج کرده است و نگران آبروریزی از سوی نقی است یا موضوع ازدواج دختران نقی باز در سریال تکرار شده همینطور حسادت و عقده های نقی نسبت به دیگران و حرص خوردن های هما هم همان مسئله همیشگی سریال است.
احساس می شود محسن تنابنده به عنوان فیلمنامه نویس و سیروس مقدم به عنوان کارگردان تا کنون تلاش کرده اند سریال را با ایجاد موقعیت های کمیک جلو ببرند به طور مثال ارزش پیدا کردن آن سنگ قیمتی یا خوی حیوانی بهتاش می تواند راه قصه را تغییر بدهد اما در قسمت ۱۳ با ورود خانواده تاجیکی کمدی بودن سریال جان دوباره گرفت حضور بهتاش با تیپِ ساختاری اش از نکات مهم محسوب می شود به نظر می رسد دوباره پایتخت توانسته به آن شیرین بودنش دست پیدا کند طنازی شخصیت ها در نوع گویش و موقعیت های کمدی آن ها بستر خانوادگی شان را محکم تر می کند، مدت ها بود که در قاب تلویزیون چنین خانواده ای را ندیده بودیم اساسا سریال پایتخت بر اساس چارچوب خانواده و روابط مابین آن ها شکل گرفته خانواده ای که شاید بنا به اختلاف نظر ها به مشکل بخورند اما در نهایت از یک دیگر حمایت می کنند.
شکل ساختاری خانواده در پایتخت همچنان بعد از هفت فصل حفظ شده است نقی به عنوان پدر خانواده با تمامی نکات منفی که در شخصیت او به شکل کمدی نهادینه شده اما به نوعی حامی تمام خانواده اش است، ترسیم خانواده و میزان روابط آن ها اگر چه در بسیاری از سریال ها و فیلم های سینما از بین رفته است اما همچنان می شود در پایتخت خانواده را به عنوان هسته مرکزی پذیرفت به طور مثال دعواهای نقی و ارسطو که جنبه کمدی دارد اما در مقطع های دیگر در بحران های بغرنج از یک دیگر دفاع می کنند این ها وابستگی های فامیلی و دوستانه در پایتخت به درستی شکل گرفته است.
در برهه ای که فیلم های سینمایی یا سریال های شبکه خانگی که در ژانر کمدی ساخته می شوند با دیالوگ ها و موقعیت های جنسی به شعور مخاطب توهین می کنند سریال پایتخت توانسته با ایجاد موقعیت های شاید کوچک اما طنازانه مخاطبش را بخنداند.
موضوع دیگر این است که بعضی از پیج های زرد می کوشند تا نقدهای نادرست درباره پایتخت بنویسند از سوی دیگر بعضی از منتقدان ندیدن پایتخت را روشنفکری می دانند اما همان آن ها در خلوت شان قطعا پایتخت را می بینند و به آن می خندند ، اجازه بدهیم تا سریال به سرانجام برسد و بعد آن بکوبید.
«افشین علیار»
