وقتی دکور جای محتوا را میگیرد!
- شناسه خبر: 97497
- تاریخ و زمان ارسال: 7 اسفند 1404 ساعت 11:57

یادداشت | مهدی احمدی، مدیرمسئول: هر سال با آغاز ماه مبارک رمضان، آنتن تلویزیون رنگ و بویی تازه میگیرد. قابها پرزرقوبرقتر میشوند، نورها نرمتر و طلاییتر میتابند، موسیقیها حالوهوایی معنویتر پیدا میکنند و دکورها با وسواس و هزینههای قابلتوجه طراحی میشوند؛ بهویژه در برنامههای سحرگاهی که قرار است مخاطب را در لحظاتی لطیف و معنوی همراهی کنند. اما پرسش جدی اینجاست: آیا این همه تمرکز بر ظاهر، به همان اندازه با توجه به عمق محتوا همراه بوده است؟ یا آنکه در بسیاری از موارد، دکور جای تفکر را گرفته و طراحی صحنه، جانشین طراحی اندیشه شده است؟
در نگاه نخست، تماشاگر مجذوب میشود. قاب چشمنواز، ترکیب رنگهای حسابشده، المانهای سنتی و مذهبی، نورپردازی حرفهای و حتی حرکتهای حسابشده دوربین، حس احترام به مخاطب را القا میکند. بیننده احساس میکند با برنامهای ویژه و متفاوت روبهروست؛ برنامهای که برایش هزینه شده و قرار است تجربهای متفاوت رقم بزند. اما این جذابیت بصری، اگر پشتوانه محتوایی نداشته باشد، خیلی زود رنگ میبازد. مخاطب امروز، بیش از هر زمان دیگری، حساس و انتخابگر است. او تنها با تصویر زیبا قانع نمیشود؛ بهدنبال معناست، بهدنبال صداقت و بهدنبال پاسخی برای پرسشهای واقعی زندگیاش.
بخش مهمی از برنامههای رمضانی، به گفتوگو با مجری و کارشناس متکی است؛ ترکیبی که اگر درست طراحی شود، میتواند به یکی از اثرگذارترین قالبهای رسانهای تبدیل شود.
اما آنچه گاه شاهدش هستیم، تکرار چهرهها، تکرار ادبیات و حتی تکرار مثالها و روایتهایی است که سالهاست بدون بازنگری جدی بازگو میشوند.
مجریانی که بیش از آنکه نقش تسهیلگر گفتوگو را داشته باشند، در چارچوبی کلیشهای حرکت میکنند و کارشناسانی که بهجای مواجهه با مسائل روز، به بیان نکات عمومی و قابلپیشبینی بسنده میکنند.
نتیجه آن است که برنامه، هرچند آراسته و محترم، اما فاقد تازگی و درگیری ذهنی میشود.
ماه رمضان، صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی اجتماعی، فرهنگی و حتی روانی برای بازنگری در سبک زندگی است. جامعه امروز با پرسشهایی پیچیده روبهروست: از چالشهای معیشتی و اضطرابهای نسل جوان گرفته تا بحران اعتماد، شکافهای نسلی و تغییر الگوهای ارتباطی. آیا برنامههای سحرگاهی ما توانستهاند این مسائل را با زبانی دقیق، کارشناسیشده و در عین حال همدلانه طرح کنند؟ یا ترجیح دادهاند در حاشیه امن مفاهیم کلی و توصیههای تکراری باقی بمانند؟
بیتردید پرداختن به موضوعات روز، به معنای سیاسیکردن فضا یا عبور از خطوط حرفهای نیست؛ بلکه به معنای فهم دقیق زیست مخاطب است. کارشناس مذهبی یا اجتماعی، اگر با ادبیاتی بهروز و شناختی واقعی از دغدغههای نسل جدید سخن بگوید، میتواند پلی میان سنت و اکنون بسازد. اما این امر نیازمند پژوهش، اتاق فکر فعال و جسارت در انتخاب موضوع است؛ نه صرفاً تکیه بر محفوظات و سخنرانیهای از پیش آماده.
در این میان، نقش مجری بسیار کلیدی است. مجری برنامه رمضانی تنها خواننده متن یا طرحکننده پرسشهای کلیشهای نیست؛ او نماینده مخاطب است. باید بتواند پرسشهای صریح و حتی چالشی را با احترام مطرح کند، گفتوگو را از سطح تعارفات عبور دهد و اجازه ندهد برنامه در فضای کلیگویی معلق بماند. مجری حرفهای، با مطالعه و تسلط، میتواند حتی از کارشناس باسابقه نیز پاسخهای دقیقتر و کاربردیتر طلب کند. اما وقتی اجرای برنامه به حضور صرف و چهره آشنا تقلیل مییابد، فرصت گفتوگوی واقعی از دست میرود.
از سوی دیگر، فرم و محتوا در تقابل با یکدیگر نیستند؛ مسئله، تقدم و تأخر آنهاست. دکور زیبا و طراحی حرفهای، اگر در خدمت محتوای عمیق باشد، امتیاز است. مشکل از جایی آغاز میشود که انرژی اصلی تولید، صرف ساخت سازههای پرهزینه و جلوههای بصری میشود، اما برای طراحی ساختار محتوایی، انتخاب موضوعات تازه و آمادهسازی دقیق مجری و کارشناس، همان میزان سرمایهگذاری صورت نمیگیرد.
در چنین شرایطی، برنامه در سطح میماند؛ چشم را سیر میکند اما ذهن را نه. تلویزیون همچنان رسانهای فراگیر است، بهویژه در مناسبتهایی چون رمضان که خانوادهها در ساعاتی مشترک پای آنتن مینشینند. این فرصت، سرمایهای فرهنگی است که نباید با تکرار و محافظهکاری هدر برود.
اگر قرار است برنامه سحرگاهی الهامبخش باشد، باید علاوه بر دعوت به معنویت، به کیفیت زندگی امروز نیز بیندیشد؛ به اخلاق در فضای مجازی، به مسئولیت اجتماعی، به امید در دل بحرانها و به گفتوگوی بین نسلها.
شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای رقابت بر سر بزرگتر بودن دکور یا متفاوتتر بودن لوکیشن، رقابتی جدی بر سر کیفیت محتوا شکل بگیرد. اتاقهای فکر متنوعتر، حضور کارشناسان جوان در کنار چهرههای باسابقه، استفاده از پژوهشهای اجتماعی و حتی دریافت بازخورد واقعی از مخاطبان میتواند برنامههای رمضانی را از چرخه تکرار خارج کند. مخاطب اگر احساس کند صدایش شنیده میشود و دغدغههایش دیده میشود، با برنامه همراه میماند؛ حتی اگر دکور سادهتر باشد.
