«کلمات» خانه من هستند
- شناسه خبر: 94492
- تاریخ و زمان ارسال: 3 آبان 1404 ساعت 23:58

به گزارش هنرمندنیوز لئا قلی زاده، متولد شمال ایران، کارشناسی مهندسی پزشکی، نویسنده، شاعر، محقق، مدل و طراح برند لباس شخصی، نویسنده آثار نوری که در دل عشق میتابد، عشق می تواند آغاز باشد یا پایان، آغوشی به رنگ صورتی، من به جز آبی نگاهت مگر چه دارم، لئا میان سطرهای آبی، تو صدایی و من آن نگاه آبی، کاش کسی بود شبیه تو شبیه خودم، شاهدان عاشق اما خاموش، آن که در من میزیست من نبودم، سرزمین روشنِ نادیده ها.
*از چه زمانی شروع به نوشتن کردید و چه چیزی باعث شد به سمت دکلمه کردن نوشته هایتان بروید؟
از دوران دبستان نخستین جرقه نویسندگی در من زده شد، در تنهایی های کودکانه پناه من واژه ها بودند، از دل دل نوشتهها مسیر نوشتن شکل گرفت. پس از چاپ آثارم، برای ارتباط صمیمی تر، صدای خودم را به نوشته ها بخشیدم، نوشتن برای من راهی بود برای گفتگو با جهان درون و بیرون.
*اولین بار که صدای خودتان را منتشر کردید، چه احساسی داشتید؟
هدف من از نوشتن، ایجاد حس نزدیکی و صمیمیت با دل انسانهاست. واژه ها برای من وسیله ای هستند برای لمس روح مخاطب، هر جمله تلاشی است برای گفتگوی صادقانه با احساس آدمها، می خواهم نوشته هایم شبیه آغوشی آرام در دل تاریکی باشند، مویسندگی برای من پیوندی است میان دل من و دل دیگران.

*کدام یک از آثار یا دکلمه هایتان را بیشتر دوست دارید و چرا؟
تمام کتابهایم را مانند فرزندانم دوست دارم، هر کدام بخشی از جان و تجربه ام را در خود دارند، نمی توانم میانشان تفاوت بگذارم. هر اثر، فصل تازه ای از درون من است و همه را با عشق و از دل نوشته ام.
*و کدام با استقبال بیشتری از سمت مخاطبان مواجه شده است؟
هر مخاطب، از زاویه دل خودش به نوشته هایم می نگرد. هیچ برداشت واحدی وجود ندارد. هرکس در مسیر فردی اش معنایی تازه مییابد، زیبایی ادبیات برای من همین تفاوت در دریافت است، کتابهایم آینه هایی هستند برای دیدن خویشتنِ هر خواننده.
*چه کسی یا چه چیزی بیشترین الهام را در نوشتن به شما میدهد؟
الهام بخش من، رنجها و تنهایی هایم بوده اند. از دلِ دردها به معنا رسیده ام، هر سختی درسی بود برای کشف خود. نوشتن، راهی شد برای ترمیم و تولد دوباره. از گم شدنم خودِ واقعی ام را یافتم.

*آیا بازخوردهای مخاطبان بر نوشته های بعدی تان تأثیر میگذارند؟
برای من، انسانها بزرگترین منبع الهام هستند. هر چهره، داستانی در دل دارد. از کنار هیچ قصه هی بی تفاوت نمیگذرم. همیشه خودم را جای دیگران میگذارم. نوشتن یعنی فهمیدن انسان بودن.
*تا به حال پیش آمده محتوایی منتشر کنید که بازخورد غیرمنتظرهای بگیرد؟
در مسیر هنری ام جز محبت ندیدهام. مردم با مهربانی مرا همراهی کردند. این عشق، بزرگترین انگیزه من است. واژه هایم را از دل آنها نیرو میگیرم و قدردانِ هر نگاهِ پرمهرشان هستم.

*به انتشار کتاب یا آلبوم صوتی رسمی فکر کردهاید؟
اصلی ترین کار من نویسندگی است. به دکلمهها تنها از دید هنری نگاه میکنم. صدایم پلی است میان واژه و احساس. اما هویت من در نوشتن معنا میگیرد. کلمات خانه من هستند.
*اگر قرار باشد فقط یک پیام از میان تمام دکلمه هایتان به گوش مردم برسد، آن پیام چیست؟
من بیش و پیش از هر چیز نویسنده ام. دکلمه، تنها راهی برای جان دادن به کلمات است. ریشه کار من در نوشتن است، نه در اجرا. هر واژه را با دل می سازم، نه با صدا. نویسندگی برای من نفس کشیدن است.

نویسنده: عباسعلی اسکتی
