گفتگوی اختصاصی با کارگردان و بازیگران نمایش “چرندیات دراماتیک”
- شناسه خبر: 95264
- تاریخ و زمان ارسال: 4 آذر 1404 ساعت 13:34

هنرمندنیوز: خالق «چرندیات دراماتیک»: نمایش باید شگفتی بیافریند، نه شعار
عارف محمودی، نویسنده «چرندیات دراماتیک»، از شکلگیری ناگهانی این نمایشنامه، دلبستگیاش به عنوانهای
نامتعارف و جهان گروتسکی آثارش میگوید؛ جهانی که در آن خلاقیت و غافلگیری مهمترین اصل است.
عارف محمودی میگوید ایده «چرندیات دراماتیک» یکباره و در انباری کوچکی حوالی انقلاب شکل گرفت؛ درست یک روز پیش از ارسال طرح به جشنواره دانشگاهی سال ۹۷. نام طولانی و نامعمول اثر نیز بخشی از نگاه اوست: «عنوانها برایم شاهکلید فهم اثرند؛ صحنه تئاتر جای جانبخشیدن به وضعیتهای نامتعارف است.»
او توضیح دادن درباره نمایش را دشوار میداند و معتقد است مواجهه مستقیم مخاطب اهمیت بیشتری دارد. محمودی «چرندیات» را آمیزهای از خواندهها و تجربههایش توصیف میکند و نقش علی بروجی و حامد پورمحمد را در شکلگیری نهایی اثر پررنگ میداند. به گفته او، نمایشنامه همزمان با تمرین بازیگران نوشته شده و به همین دلیل تقریباً نیازی به بازنویسی نداشته است.
طنز و جدیتِ همزمان، یا همان گروتسک، بنمایه همیشگی نوشتههای اوست. درباره پیام اثر میگوید: «پیاممحوری به سطحیشدن منتهی میشود. هدفم خلق فضایی برای حیرت است، نه ارائه شعار.» بیشتر شخصیتها نیز بهطور غیرمستقیم از نویسندگانی چون کافکا و میلتون الهام گرفتهاند.
واکنشهای اولیه مخاطبان را در شبکههای اجتماعی دنبال میکند و با خنده میگوید: «بیشتر کارگردانی و بازیها را تحسین کردهاند تا متن.» با اینحال اجرای ۹۷ را همچنان دقیقترین نسخه میداند. او معتقد است خلاقیت تاریخ انقضا ندارد و نسل جوان هم میتواند با زبان غافلگیرکننده اثر ارتباط بگیرد.
محمودی ویژگی اصلی بازیگر را «فهم جمله» میداند و میگوید تمرینهای تکنیکی بدون این درک، بیفایده است. او علاقه دارد «چرندیات» دوباره اجرا یا چاپ شود، اما مشغلههای مالی فرصت نمیگذارد. هنوز نسخه انگلیسی نمایشنامه را امیدوارکننده میداند و آرزو دارد روزی اجرا یا چاپ آن را ببیند.
او این روزها میخواهد روی نمایشنامه نیمهکارهاش با نام «ماجرای شبانهٔ دو لاابالی ولگرد» کار کند و از بازیگران مدنظرش هم همینجا دعوت رسمی میکند. محمودی در پایان میگوید: «امیدوارم روزی برسد که نویسنده، عضو مهجور یک پروژه نباشد.

«چرندیات دراماتیک»؛ کمدیِ وسواسی از دل رفاقتهای دانشگاهی
حامد پورمحمد، کارگردان و بازیگر «چرندیات دراماتیک»، از نمایشی میگوید که با یک ایده دانشجویی شکل گرفت و پس از ماهها تمرین و پرهیز کامل از بداههپردازی، امروز تنها یک هدف دارد: خندهی خالص تماشاگر.
نمایش «چرندیات دراماتیک» ریشه در سالهای دانشگاه دارد؛ ایدهای که عارف در تمرینها لحظهبهلحظه روی کاغذ میآورد و گروه با آن پیش میرفت. پورمحمد تأکید میکند این اثر قرار نیست پیام مشخصی منتقل کند و هر مخاطب برداشت خود را خواهد داشت؛ «نمایشی که بهمثابه خودش است.»
او سختترین بخش کارگردانی را ساخت کمدی «بدون افتادن به ورطه لودگی» میداند و میگوید همه چیز کاملاً طراحیشده بوده و کوچکترین بداههپردازی در کار وجود نداشته است. تغییرات مدام در میزانسن و ریتم برای او بخشی از مسیر «کشف» در اجرای زنده است.
پورمحمد تجربه همزمان بازی و کارگردانی را به «لوکوموتیورانی که بلیت هم چک میکند» تشبیه میکند. سختترین بخش بازی برای او «خنداندن تماشاگر» بوده؛ کاری که بهگفته خودش «از سختترین کارهای دنیاست.»
او نقش خود را بهدلیل رهایی و تیپیکالبودنش دوست دارد و تأکید میکند شخصیتها عامدانه سطحی طراحی شدهاند. درباره تمرینها میگوید تمام گروه پنج ماه روزانه تمرین کرده و او و خیرخواه بیش از یک سال روی نمایش کار کردهاند. حمایت مالی کافه میزانس نیز نقش مهمی در شکلگیری تولید داشته است.
پورمحمد تئاتر را بدون طراحی صحنه، نور و موسیقی «ناتمام» میداند و معتقد است همین عناصر به اجرا جان میدهد. بهگفته او استقبال تماشاگران، خندههای ممتد و بازخوردهای گرم، مهمترین دلگرمی گروه بوده است.
این نمایش قرار نیست اثری عمیق یا پیاممحور باشد؛ پورمحمد میگوید: «تماشاگر یک ساعت میخندد و شب هرچه خواست دربارهاش فکر میکند.

«هپروت هم منطق دارد»؛ فاناز سلوکی از تجربه متفاوتش در «چرندیات دراماتیک» میگوید
فاناز سلوکی، بازیگر جوان و فعال تئاتر و سینما، اجرای اخیر خود در نمایش «چرندیات دراماتیک» را سفری به دنیایی میداند که در آن بیمنطقی، قانون اصلی است. او از تجربه ساخت نقش در جهانی پستمدرن و فانتزی سخن میگوید.
فاناز سلوکی، متولد ۱۳۷۶ و فارغالتحصیل تربیتبدنی، با بازی در آثار سینمایی، سریالی و تئاتری شناخته شده است؛ از جمله سریال آبان، فیلمهای ناچاری و شهر دودی و نمایشهایی چون اسکیزو و موشهای تئاتر شهر.
او درباره ساختار «چرندیات دراماتیک» میگوید این نمایش کاملاً پستمدرن و غیرخطی است و در فضایی هپروتی و پیشبینیناپذیر شکل میگیرد: «سعی کردم از دل این بیمنطقی یک نظم پنهان پیدا کنم؛ منطقی که شخصیت را سرپا نگه میدارد.»
سلوکی نقش کارگردان نمایش، حامد پورمحمد، را در کشف لایههای متن تعیینکننده میداند و توضیح میدهد: «کمدی کار از جدی گفتن دیالوگهای بیمنطق میآید. این تضاد، طنز اصلی نمایش است.»
او نمایش را اثری پستمدرن با رگههایی از ابزورد میداند، اما با لحنی روشن و فانتزی: «در این جهان هیچ قانونی ثابت نیست و همین آزادی، فضای بازی را جذاب میکند.»
در مورد خلق نقش میگوید: «شخصیت از منطق واقعی پیروی نمیکند؛ باید جهان هپروتی را در ذهنم واقعی میکردم تا تماشاگر هم باور کند.» به گفته او، ریتم نمایش دائماً در حال تغییر است و بازیگران باید همراه با این نوسان پیش بروند.
سلوکی هماهنگی گروه بازیگران را از عوامل مهم موفقیت نمایش میداند: «خیلی از لحظات بامزه محصول برخوردهای لحظهای و انرژی مشترک ما بود.» او همچنین به تمرینهای بدنی و صوتی گروه اشاره میکند که «برای نظم و واکنشپذیری» ضروری بوده است.
بهگفته این بازیگر، واکنش تماشاگران از خنده تا حیرت نیروی تازهای به بازی میدهد، «اما اجازه نمیدهم ریتم بازی فقط وابسته به واکنشها شود.»
سلوکی در پایان «چرندیات دراماتیک» را نمایشی میداند که نشان میدهد تئاتر میتواند با فرار از منطق و تکیه بر خیال، همچنان تأثیرگذار و متفاوت بماند.

لوسیفرِ کمدین روی صحنه؛ تجربه متفاوت علیرضا رهام در «چرندیات دراماتیک»
علیرضا رهام، بازیگر نمایش «چرندیات دراماتیک»، میگوید حضور در این اثر برایش یک چالش تازه در عرصه کمدی بوده و فضای همدلانه گروه، او را برای پذیرش نقش لوسیفر ترغیب کرده است.
علیرضا رهام «چرندیات دراماتیک» را تجربهای کاملاً متفاوت و اولین مواجهه جدیاش با ژانر کمدی میداند. او میگوید فضای همکاری در این گروه از همان ابتدا محترم و بیحاشیه بوده و مفهوم واقعی «گروه بودن» را برایش پررنگ کرده است.
به گفته رهام، مهمترین پیام نمایش «سادگی زندگی» است؛ اینکه انسانها گاهی اتفاقات ساده را بیش از حد پیچیده میکنند. او در این نمایش نقش لوسیفر را بازی میکند؛ کاراکتری که با وجود دانایکل بودن، ترکیبی از شوخطبعی و عصبانیت خندهساز دارد. رهام توضیح میدهد که برای طراحی لحن و زبان بدن این شخصیت بارها دست به اصلاح و تجربه زده است.
او بزرگترین چالش کار را انرژی بالای نقش و تلاش برای خنداندن مخاطب در جدیترین لحظهها میداند. رهام میگوید جلسات مداوم تمرین و گفتوگو باعث شد درک عمیقتری از کاراکتر پیدا کند.
این بازیگر همکاری با حامد پورمحمد را تجربهای امن و خلاقانه توصیف میکند و مهمترین درسش از او را «شجاعت در ریسک کردن» میداند. بهگفته رهام، تعاملات دوستانه پشتصحنه و ایدهپذیری اعضا نقش مهمی در شکلگیری کیفیت نهایی کار داشته است.
او «چرندیات دراماتیک» را اثری متفاوت در کارنامه خود میخواند؛ نمایشی که بدون اتکا به شوخیهای مبتذل، کمدیاش را از دل سادگی و جسارت شوخی با خود تئاتر استخراج میکند.

«چندصداییِ یک نقش»؛ تجربه میلاد خیرخواه در اجرای «چرندیات دراماتیک»
میلاد خیرخواه خسروشاهی، بازیگر جوان نمایش «چرندیات دراماتیک»، از چالشهای یک متن چندزبانه، ریتم پیچیده اجرا و مسیر شخصیاش در کشف نقشها میگوید.
میلاد خیرخواه خسروشاهی، متولد ۳ دی ۱۳۷۹، دانشآموخته ادبیات نمایشی در دانشگاه هنر و معماری است؛ اما از ابتدای ورود به دانشگاه تمرکز خود را روی بازیگری گذاشته و مسیرش را در صحنه دنبال کرده است.
او درباره ویژگیهای غیرمتعارف نمایش «چرندیات دراماتیک» میگوید: متن چندزبانه و پر از گریزهای شاعرانه است و همین امر وحدت موقعیت را به چالش میکشد؛ اما زمان و مکان مشخص به کمک کارگردانی دقیق، انسجام درام را حفظ میکند.
بهگفته او، کشف زیرمتن و لایههای شخصیتی با «تکرار» ممکن شد: «گاهی یک جمله را بارها تمرین میکردیم تا ناگهان به آن لحظهِ آهان! برسیم.» او شخصیت گورکن را از آدمهای واقعی خیابان الهام گرفته است.
خیرخواه تأکید میکند که نمایش و اجرای آن با رویکرد پستمدرن گره خورده: «در این سبک باید مدام قراردادهایی را که ساختهایم بشکنیم و از نو بسازیم.» هماهنگی با ریتم نمایش برایش شبیه نواختن ویولنسل بوده؛ جایی که سکوت نیز بخشی از موسیقی است. بزرگترین چالشش تغییر سریع میان دو نقش گورکن و رزروشن بوده است.

او مدیریت انرژی را در تنفس و تمرکز میداند و از رویکرد جسورانه حامد پورمحمد ـ کارگردان نمایش ـ یاد میکند که در عین هدایت دقیق، آزادی عمل لحظهای به بازیگران میداد.
خیرخواه سالن هما را مکانی الهامبخش توصیف میکند و میگوید نظم و فضای حرفهای سالن به او آرامش اجرا میدهد. بهگفته او، استقبال مخاطبان دلگرمکننده بوده: «هدفمان اجرای کمدی درست و غیرمبتذل بود و خوشحالم که تماشاگران با آن ارتباط گرفتهاند.

«کمدی با پازلی پنهان»؛ گفتوگو با علی روزبه، بازیگر «چرندیات دراماتیک»
علی روزبه، بازیگر جوان تئاتر و فارغالتحصیل رشته بازیگری، این روزها با نقش «مامور ۲» در نمایش «چرندیات دراماتیک» روی صحنه است؛ نقشی که او آن را چالشی تازه در مسیر کاری خود میداند.
علی روزبه، متولد ۱۳۷۲، پیشتر تجربه بازی در فیلم «ایستاده در غبار» و نمایشهایی مانند «دموکراسی با طعم همبرگر» را داشته است. او درباره ویژگیهای متن «چرندیات دراماتیک» میگوید: «برای فهم دقیق اثر، با کارگردان و نویسنده گفتوگو کردم. متن در ظاهر ساده است اما با کنار هم قرار گرفتن تکهها، لایههای معنایی آن آشکار میشود.»
او با اشاره به شیوه مواجهه با دیالوگها توضیح میدهد: «در ابتدا همه چیز روان به نظر میرسد، اما پیام اصلی زمانی شکل میگیرد که پازل درست چیده شود.»
روزبه سبک نمایش را نزدیک به «کمدی سالم» میداند و در مورد خلق نقش خود نیز میافزاید: «تجربه کمدی نداشتم و ساختن این شخصیت برایم چالشی جدی بود. باید فضایی طبیعی ایجاد میکردم تا طنز نقش حفظ شود.»
به گفته او، ریتم «مامور ۲» بخش مهمی از ریتم کلی نمایش را تشکیل میدهد و در کنار «مامور ۱» تعادل دراماتیک را میسازد. روزبه همچنین از نقش تمرینات جسمی و ذهنی پیش از اجرا سخن میگوید: «برای حفظ انرژی و تمرکز، تمرینها ضروری است.»

او همکاری با حامد پورمحمد را تجربهای همراه با آزادی عمل توصیف میکند: «کارگردان مسیر را مشخص میکند اما اجازه میدهد بازیگر با شیوه خود شخصیت را پیدا کند.»
روزبه درباره هماهنگی گروه بازیگران میگوید: «بازیها مثل دومینو به هم وابستهاند. کوچکترین تغییر در ریتم، جریان درام را مختل میکند.» او همچنین از تمرینات مشترک صدا و بدن برای رسیدن به یک اجرای منسجم یاد میکند.
این بازیگر در پایان به واکنش مثبت تماشاگران اشاره میکند: «انرژی مخاطب روی کیفیت بازی تأثیر زیادی دارد و خوشبختانه همراهی تماشاگران تا امروز بسیار دلگرمکننده بوده است.
نویسنده: عباسعلی اسکتی
