فارغ از نگاههای انتقادی به حجم بالای پخش آگهیهای بازرگانی در صداوسیما، فاصلهگذاری میان پخش یک سریال با پخش تبلیغات، سالهاست که به امری معمول در تلویزیون ما بدل شده است؛ اما اینکه درست چند لحظه بعد از تماشای صحنهای احساسی در یک سریال که بهشدت درگیرتان کرده است، همان بازیگر را ببینید که مشغول تبلیغ سس و چای و کالاهایی از این دست است، هنوز هم که هنوز است مخاطب ایرانی را شوکه میکند.
نقل شده مظفرالدینشاه زمانی که فصل برخی از خوراکیها نبوده به زبان میآمده است. مثلا قبل از آنکه نوروز برسد میگفته «نوروز بیاید پلو بخوریم» یا زمانی که وقت زولبیا و بامیه نبوده میگفته «کی ماه رمضان میآید زولبیا و بامیهای بخوریم».
نگرانیها تمامی ندارند؛ دلهرههایی که هر بار با شنیدن خبری از نوع یک اتفاق پرهجمه در بناهای تاریخی ایجاد میشوند. چه خبری درباره حضور بیش از حد گردشگران در یک بنای تاریخی باشد و چه احتمال عبور مترو از زیر میدان نقش جهان یا خبرِ برگزاری کنسرتی بدون مخاطب و در قالب پخش زنده در اینستاگرام. هر کدام به تنهایی برای تاریخِ کشور یک هشداردهندهاند؛ هشداری که از سالها قبل تا امروز همه بناهای تاریخی به دوش میکشند، بدون هیچ یاریگری.
یک هنرمند موسیقی با اشاره به ممنوعیت برگزاری کنسرتها به دلیل پیشگیری از شیوع ویروس کرونا، پیشنهاد میدهد: بهتر است جامعه در این فرصت، کمی از کلام فاصله بگیرد و به رفتارهای شنیداریاش فکر کند که راه آن گوش دادن به موسیقی با محوریت ساز است. او فقدان آموزش کافی موسیقایی در دوران تحصیل و همچنین تغییر ذائقه مخاطب به واسطه عملکرد رسانهها از جمله صداوسیما را از دلایل بیتوجهی عموم مردم به موسیقی سازمحور برمیشمرد.
نمایندگان و عوامل خبریِ ۳۰ رسانه خارجی از ۱۳ کشور جهان، در جریان فعالیتهای انستیتو پاستور ایران و روند توسعه شبکه آزمایشگاهی کووید ۱۹ در کشور قرار گرفتند.
«گردشگری به صفر رسیده است»؛ این عبارت را وزیر میراث فرهنگی و گردشگری در وصف احوال صنعت گردشگری در دوران کرونا، به کار برد. مساله جهان و نه تنها ایران، اکنون این است که چگونه میتوانند این صنعت جوان که تا چهار ماه پیش رشد پرشتابی را تجربه میکرد و رقیب سرسختی برای صنایع دیگر شده بود، نجات دهند، چگونه میتوانند اعتماد گردشگران را دوباره بدست آورند؟ و آیا میتوانند فرمولی را برای نجات سفر بیابند؟