ترکیه که چند سالی با بحران جدی برای حفظ صنعت گردشگری خود رو به رو بود، حالا به بالاترین نرخ رشد در جذب توریستهای خارجی در میان کشورهای اروپایی رسیده است.
فیلمساز در این فیلم، و البته فیلم فبلی خود (در دنیای تو ساعت چند است؟) و احتمالا دنیای درونی خودش، زندگی را همچون محلی به ظاهر زیبا و سرسبز، پر از گل و درخت تصویر میکند، که البته این چهره اولیه آن است، اما اگر زیاده از حد غرق این زیباییها شویم ممکن است ناگهان با صورت به یک "درخت" برخورد کنیم!
به مناسبت چهلمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی و ورود جمهوری اسلامی به فصل جدیدی از زندگی، حضرت آیت الله خامنهای در بیانیهای مهم و راهبردی با تشکر از حضور سرافرازانه و دشمنشکن مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن، به تبیین ویژگیهای مسیر پر افتخار پیموده شده در چهل سال گذشته و برکات خیرهکننده انقلاب اسلامی در رساندن ایران عزیز به جایگاه شایسته ملت پرداختند و با تأکید بر امید واقعبینانه به آینده و نقش بیبدیل جوانان در برداشتن گام بزرگ دوم به سمت آرمانها، خطاب به جوانان و آیندهسازان ایران مقتدر، الزامات این جهاد بزرگ را در ۷ سرفصل اساسی بیان کردند.
یک نکته مهم در سینمای فریدون جیرانی وجود دارد و آن تجربه گرایی ست، تجربه گرایی در سن و سال جیرانی بیشتر یک ریسک محسوب میشود، اما تسلطِ بیش از حدِ جیرانی به سینما باعث شده فیلمهای او به یک چارچوبِ مشخصی دست پیدا کنند...
روایت و موقعیت دو عنصرِ مهم ماجرای نیمروز2 رد خون است، اما این روایت و موقعیت در قالب مشخصی شکل نمیگیرد و نمیتواند روایتِ قرص و محکمی از یک واقعه ی تاریخی باشد ...
دومین فیلم محسن تنابنده به شدت ادعای داستان گویی دارد اما فقط در سطح ادعا میماند، تعدد کاراکتر و تک لوکیشن بودن فیلمِ قسم قطعا حُسن به حساب نمیآید چرا که کاراکترها در موقعیت درستی قرار ندارند...
جاندار به ابتداییترین شکل ممکن ساخته شده، موضوعی که در فیلم مطرح میشود کپی شلختهای از چند فیلم با همین موضوع است، اما کلیت ساختاری و چیدمان شخصیتها و حتی بده بستان دیالوگها بر اساس فیلم ابدویک روز شکل گرفته...
سرخ پوست فیلمی فراتر از سینمای ایران است، زمانی که این فیلم را روی پرده سینما میبینید جذب آن میشوید، همین عنصرِ جذب شدن و چشم بر پرده دوختن برای یک فیلم کافی است، سرخ پوست یک اثرِ سینمایی تمام عیار است...
با موقعیت سازی و در لحظه بودن نمیشود فیلم ساخت، اینکه فیلمساز با فیلمش بگوید من فیلم اجتماعی میسازم و پشتِ مردم جامعه ام هستم هم نمیشود قبول کرد، سعید روستایی در دومین فیلمش با بازسازی موقعیت تکراری اش همچنین ادعایی دارد...
نام فیلم بشدت جنبه تبلیغی دارد و فیلمساز با صدای بلند فریاد زده است که اولین فیلمش یک تبلیغ است تا یک اثر سینمایی! فیلمساز سعی کرده فیلمی ملتهب بر اساس موضوع روز جامعهاش بسازد اما آن چیزی که میبینیم تنها سفارش و شعار است...
فیلم ۲۳ نفر یک مستند داستانی است و نمیتواند یک اثر کاملِ سینمایی باشد، مهدی جعفری به عنوان کارگردان تلاش کرده تا روایتی مستند گونه از یک اتفاق را به سینما تبدیل کند اما این اتفاق نتوانسته به شکلی دراماتیک روایت شود...
دومین فیلم یلدا جبلی نمیتواند یک اثر جدی سینمایی باشد، بیشتر یک تله فیلم است، قصه ای کلیشه ای و تکرار شده همراه با شعارهای توخالی، فارغ از لحن و روایت، فیلمساز یک موضوعی را طرح میکند که مخاطب نمونه اش را به بهترین شکل در فیلمهای دیگر دیده است...
در سینمای ایران جای زن و مرد عوض شده است، در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر شاهد فیلمهایی هستیم که اساسا ضد مرد ساخته شده اند، نمونه اش فیلم مردی بدون سایه ساخته علیرضا رئیسیان اینکه چرا فیلمساز فکر میکند...