دوست دارم پشت هر اثر، یک فکر یا مفهوم وجود داشته باشد
- شناسه خبر: 99194
- تاریخ و زمان ارسال: 18 سپتامبر 2026 ساعت 14:52

هنرمندنیوز: خودتان را برای هنرمند معرفی کنید؟
من فریناز فریدیراد هستم، هنرمند، مدرس نقاشی و پژوهشگر حوزه هنر و علوم اجتماعی. تحصیلات دانشگاهی من در حوزه علوم اجتماعی و جامعهشناسی بوده است؛ دوره کارشناسی را در دانشگاه علامه طباطبایی و کارشناسی ارشد جامعهشناسی را در دانشگاه تهران گذراندهام. در کنار تحصیلات دانشگاهی، سالهاست که بهصورت حرفهای در زمینه نقاشی فعالیت میکنم و هنر همیشه بخش مهمی از مسیر زندگی و فعالیت حرفهای من بوده است. در تکنیکهای مختلفی از جمله سیاهقلم، مدادرنگی، آبرنگ، پاستل و رنگروغن فعالیت داشتهام و دورهها و مدارک تخصصی مرتبط با این تکنیکها و همچنین مربیگری نقاشی کودک را نیز گذراندهام.

بخش مهمی از فعالیت حرفهای من به آموزش نقاشی اختصاص دارد. چندین سال است که به کودکان و بزرگسالان نقاشی آموزش میدهم و در کنار آموزش تکنیکهای مختلف، همیشه تلاش کردهام به خلاقیت، تخیل و بیان شخصی هنرجویان نیز توجه داشته باشم. بهخصوص در آموزش کودکان، برای من مهم است که نقاشی فقط به یادگیری تکنیک محدود نشود و کودک بتواند از طریق هنر احساسات و دنیای ذهنی خودش را بیان کند. در این سالها تجربه برگزاری کلاسهای آموزشی، کارگاهها و پروژههای هنری مختلف و همچنین برگزاری نمایشگاه از آثار هنرجویان را داشتهام.

در کنار تدریس و خلق آثار هنری، در نمایشگاههای مختلف انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران نیز حضور داشتهام و آثارم در نمایشگاههایی در کشورهای مختلف از جمله ارمنستان، عمان و هلند ارائه شده است. پس از مهاجرت به استانبول نیز فعالیت هنریام را ادامه دادهام و تا امروز در دو نمایشگاه گروهی در استانبول شرکت کردهام. در حال حاضر نیز در استانبول علاوه بر خلق آثار شخصی، کلاسهای نقاشی برای کودکان و بزرگسالان برگزار میکنم و در زمینه برگزاری ورکشاپهای هنری، بهویژه نقاشی و آبرنگ، فعالیت دارم.
در کنار فعالیتهای هنری، سابقه پژوهشی نیز دارم و مقالات متعددی در زمینههای اجتماعی، فرهنگی و هنری ارائه کردهام. بخشی از پژوهشهای من به ارتباط میان هنر و جامعه اختصاص داشته است؛ از جمله بررسی بازنمایی تغییرات اجتماعی در آثار نقاشی، تأثیر هنرهای تجسمی بر آگاهی محیطزیستی و تأثیر فعالیتهای هنری بر مسائل اجتماعی. فکر میکنم پیشینه تحصیلی من در جامعهشناسی باعث شده نگاه من به هنر فقط به جنبه تکنیکی آن محدود نباشد و بیشتر به ارتباط میان هنر، انسان و جامعه توجه داشته باشم.

در حال حاضر در استانبول در رشته گرافیک نیز به تحصیل ادامه میدهم و هدفم این است که دانش و تجربهام در زمینه نقاشی، آموزش، جامعهشناسی و گرافیک را در کنار یکدیگر توسعه بدهم. در این مرحله از مسیر حرفهایام تلاش میکنم حضور فعالتری در فضای هنری استانبول داشته باشم، با هنرمندان و مجموعههای هنری بیشتری ارتباط برقرار کنم، در نمایشگاههای بیشتری حضور داشته باشم و فعالیتهایم را در زمینه آموزش نقاشی و برگزاری ورکشاپ برای کودکان و بزرگسالان گسترش بدهم.
* روند آفرینش هنری برای شما چه مراحلی دارد؟
برای من خلق یک اثر هنری معمولاً از یک تصویر، ایده یا حسی شروع میشود که ذهنم را درگیر کرده است. گاهی تصویری را قبلاً دیدهام و مدتها در ذهنم مانده و بعد احساس میکنم دوست دارم آن را روی کاغذ بیاورم. گاهی هم یک موضوع یا مفهوم اجتماعی، فرهنگی، سیاسی یا حتی یک تجربه شخصی جرقه اولیه کار میشود. در واقع خیلی وقتها نقاشی برای من راهی است برای بیان چیزی که شاید نتوانم به همان شکل با کلمات بیانش کنم.
بعد از شکل گرفتن ایده اولیه، سعی میکنم آن را عیناً اجرا نکنم؛ روی آن فکر میکنم، چیزهایی به آن اضافه یا از آن کم میکنم و آن را با احساسات، تجربهها و نگاه شخصی خودم ترکیب میکنم. برایم مهم است که اثر فقط بازآفرینی یک تصویر نباشد و بخشی از خود من و نگاه من هم در آن دیده شود.
در مرحله بعد به طراحی، ترکیببندی و انتخاب تکنیک و متریال فکر میکنم؛ اینکه مثلاً آبرنگ، مدادرنگی، سیاهقلم یا رنگروغن کدامیک میتواند حس و مفهوم موردنظرم را بهتر منتقل کند. البته خیلی وقتها در حین کار هم ایده تغییر میکند و جزئیات تازهای به آن اضافه میشود. برای من همین مسیرِ تبدیل یک فکر یا احساس به تصویری که بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند، روند اصلی آفرینش یک اثر هنری است.

* برای خلق آثارتان بیشتر به علاقه خودتان توجه داشتید یا اقتضای علاقهمندان و خریداران؟
در خلق آثار شخصیام همیشه علاقه و نگاه خودم برایم در اولویت بوده است. دوست داشتم چیزی را به تصویر بکشم که خودم واقعاً با آن ارتباط دارم و بهمرور سبک و هویت شخصی خودم را در آثارم شکل بدهم. فکر میکنم اگر یک هنرمند فقط بر اساس سلیقه دیگران یا بازار کار کند، ممکن است کمکم از علاقه و نگاه شخصی خودش فاصله بگیرد.
البته در کنار این موضوع، همیشه برایم مهم بوده که بدانم مخاطبان چه نوع آثار و سبکهایی را بیشتر میپسندند. برای همین سعی کردهام بازار و سلیقه مخاطب را هم بررسی کنم و ببینم چه آثاری بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.
در نهایت همیشه سعی کردهام بین این دو تعادل ایجاد کنم؛ یعنی هم سلیقه و هویت هنری خودم را حفظ کنم و هم کاملاً از خواسته و علاقه مخاطب دور نباشم. به نظرم برای یک هنرمند، پیدا کردن همین تعادل بین نگاه شخصی و ارتباط با مخاطب اهمیت زیادی دارد.

*تاکنون بهترین تجربه شما در شاخه هنریتان چه بوده است؟
یکی از بهترین تجربههای من در مسیر هنری، آموزش و کار با کودکان بوده است. چیزی که برای من در کار با کودک جذاب است این است که آموزش نقاشی به آنها نباید فقط در یک چارچوب مشخص و از پیش تعیینشده باشد. برای من مهمتر از اینکه کودک دقیقاً همان چیزی را که من میگویم بکشد، این است که بتوانم خلاقیت و اعتمادبهنفسش را بیشتر کنم و کمک کنم چیزی را که در ذهنش دارد، خودش به تصویر بکشد.
در کلاسها ابتدا سعی میکنم با کودک ارتباط خوبی برقرار کنم و بعد به او فرصت بدهم در انتخاب موضوع، رنگها و حتی شیوه اجرای نقاشی مشارکت داشته باشد. کودکان نگاه آزادتر و تخیل متفاوتی دارند و گاهی ایدههایی مطرح میکنند که برای خود من هم جالب و غیرمنتظره است. به همین دلیل دوست ندارم کلاس برایشان تبدیل به یک روند تکراری و خستهکننده شود و سعی میکنم تکنیکها و موضوعات مختلف را وارد کلاس کنم تا هر جلسه برایشان تجربه تازهای باشد.
در بین تکنیکهایی که با کودکان کار کردهام، آبرنگ بهخصوص برای کودکان حدود ۸ تا ۱۲ سال جذابیت زیادی داشته است. آزادی رنگها، ترکیب شدن آنها و نتیجهای که گاهی قابل پیشبینی نیست، باعث میشود کودک راحتتر تجربه و خلاقیت کند. دیدن لحظهای که یک کودک با ذوق ایده خودش را روی کاغذ میآورد و از نتیجه کارش خوشحال میشود، برای من یکی از لذتبخشترین بخشهای آموزش هنر بوده است.
* مشتاقیم بدانیم از چه زمانی احساس کردید نقاشی محور اصلی زندگی شما شده است؟
میتوانم بگویم علاقه من به نقاشی از همان دوران کودکی شکل گرفت. یکی از اولین خاطراتم این است که مادرم برایم داستان تعریف میکرد و همزمان نقاشی میکشید؛ یعنی قصه و تصویر همیشه در کنار هم بودند و همین باعث شده بود نقاشی از همان ابتدا برایم یک دنیای جذاب و سرگرمکننده باشد. از طرفی خواهرم و خاله کوچکم هم نقاشی میکردند، بهخصوص رنگروغن. دیدن تابلوهایشان، وسایل نقاشی و حتی بوی رنگروغن برای من حس خیلی خوبی داشت. برایم جالب بود که میدیدم یک تصویر کمکم روی بوم شکل میگیرد و تبدیل به یک اثر میشود.
حدود ده، یازده سالگی خودم بیشتر به سمت نقاشی رفتم. ابتدا در مدرسه نقاشی میکردم و بعد از خواهرم و خالهام میخواستم چیزهایی مثل طراحی، سایهزنی و تنالیته را به من یاد بدهند. کتابهای طراحی میگرفتم و خودم تمرین میکردم و بعد کمکم در کلاسهای مختلف نقاشی ثبتنام کردم. چیزی که برایم جالب بود این بود که هیچوقت رفتن به کلاس نقاشی را یک اجبار نمیدیدم؛ حتی زمانی که برای کارهای دیگر حوصله نداشتم، برای نقاشی این حس را نداشتم. رفتن به کلاس و تمرین کردن چیزی بود که واقعاً خودم میخواستم و احساس میکردم باید آن را ادامه بدهم.
به مرور نقاشی از یک سرگرمی دوران کودکی به بخش جدی زندگی من تبدیل شد. دیگر فقط نمیخواستم نقاشی کنم؛ میخواستم بیشتر یاد بگیرم، اثر خودم را خلق کنم، سبک خودم را پیدا کنم، آموزش بدهم و در این زمینه بهصورت حرفهای فعالیت کنم. فکر میکنم دقیقاً از همین مرحله بود که متوجه شدم نقاشی برای من فقط یک علاقه نیست، بلکه مسیری است که دوست دارم بخش مهمی از زندگی و آیندهام را به آن اختصاص بدهم.

* بطور مختصر و موجز راجع ب تمایلات و رویکرد مفهومی آثارتان برای هنرمند بگویید؟
در آثارم بیشتر به موضوعات اجتماعی و مسائلی که انسان امروز با آنها درگیر است علاقه دارم؛ بهخصوص موضوعاتی که به زندگی جوانان، زنان و شرایط جامعه مربوط میشود. برایم جذاب است که بتوانم از طریق نقاشی بخشی از دغدغهها و احساساتی را که شاید خیلی از افراد تجربه میکنند اما همیشه نمیتوانند درباره آن صحبت کنند، به تصویر بکشم؛ به شکلی که مخاطب وقتی اثر را میبیند، بتواند بخشی از خودش یا شرایط زندگیاش را در آن پیدا کند.
به همین دلیل انسان و بهخصوص چهره زنان در بسیاری از آثارم جایگاه مهمی دارد. در چهره صرفاً به زیبایی ظاهری توجه نمیکنم؛ برایم شخصیت، متانت، امید، آرامش، قدرت و حتی احساسات پنهان یک انسان اهمیت دارد. در کنار زنان، چهره کودکان، جوانان و افراد مختلف جامعه نیز میتواند برایم الهامبخش باشد، چون هرکدام داستان و تجربه متفاوتی را با خودشان همراه دارند.
در نهایت دوست دارم پشت هر اثر، حتی اگر در نگاه اول یک پرتره یا تصویر ساده به نظر برسد، یک فکر یا مفهوم وجود داشته باشد. برای من نقاشی فقط بازنمایی زیبایی نیست؛ میتواند زبانی برای بیان احساسات، شرایط اجتماعی و دغدغههای انسان امروز باشد و مخاطب را برای لحظهای به فکر کردن وادارد.
خبرنگار: مینا بنیهاشمی
