پایان ۸۳مین فستیوال فیلم ونیز و رنگ بسیار سیاسی آن
- شناسه خبر: 99205
- تاریخ و زمان ارسال: 18 سپتامبر 2026 ساعت 16:06

هنرمندنیوز: هیات داوران، فراتر از این، جایزه “جام ولپی” را، که به بهترین بازیگر داده می شود، نصیب بازیگر زن همین فیلم، “ماتیلد آرسل” کرد. این هشتاد و سومین برگزاری را شاید بتوان یکی از سیاست زده ترین برگزاری های این فستیوال دانست. “گوی ولپی” برای بهترین هنرپیشه ی مرد نیز به “جان ملکویچ” برای بازی در فیلم “نه اسب وحشی “، به کارگردانی “مارتین مک دونا” داده شد.

جایزه مهم “شیر نقره ای “و جایزه ی بزرگ هیات داوران به “لی چانگ دونگ”، کارگردان مهم کره ای برای فیلمش “یک عشق ممکن” داده شد . این کارگردان که در سال ۲۰۱۸،با فیلم دیگرش” سوزان” در کن نگا ها را به خود جلب کرد، جایزه فیپرشی را هم از آن خود نمود. این فیلم که از عشق در بستری پر از تنش های اجتماعی در کره سخن می گوید، کاندیدای این کشو ر برای جایزه های اسکار است.

جایزه مهم دیگر، یعنی “جایزه ویژه ی هیات داوران”، به فیلم “دو”، ساخته ی “ایلیا خریانوفسکی”، کارگردان روسی داده شد که آن را به مردم اوکرائین هدیه کرد. این فیلم که توسط، آلمان، سوئد وفرانسه تهیه شده و بیست سال کارگردان آن را در سر خویش پرورانده، از دست یابی و ساختن بمب اتمی توسط دانشمنمدان شوروی وبه ویژه یک دانشمند یونانی که از سال ۱۹۲۸ تا ۱۹۶۹ در این کشور می زیست، سخن می گوید؛ فیلمی که تا اندازه ای “اوپنهایمر” “کریستوفرنولان” را به یاد می آورد.

البته با برگزیدن فیلم تکان دهنده ی مستند “نازا” (اصطلاح به کار گرفته شده برای نامیدن صدمات حاشیه ای) ساخته ی دو خبرنگار اسرائیلی، یک زن و یک مرد، “راشل سور” و “یووآل آبراهام”، که در آخرین لحظه ها به فستیوال رسید، هیات داوران باز هم یک زن کارگردان و یک فیلم بسیار سیاسی را با جایزه ویژه ی این هیات در جایگاه چشمگیری گذاشت. فیلم که پس از نمایشش، تماشاگران ۲۵ دقیقه برای آن کف زدند و هم اکنون، به دلیل فاش سازی تکان دهنده از کشتار گسترده و برنامه ریزی شده ی ارتش اسرائیل در غزه، نه تنها در کشورشان تحریم شده اند ، بلکه مورد خشم مقامات کشورشان هم قرار گرفتند، در روز ۳۰ سپتامبر به سینماها می آید. این در حالی است که وزیر فرهنگ درخواست باز پس گرفتن شهروندی آنان را داده، فرمانده کل ارتش اسرائیل از این هم فراتر رفته خواستار پیگرد همه نظامیانی شده که در این مستند با چهره های نقاب دار، شهادت می دهند. جالب این جاست که این دو تن هیچکدام فیلم را ندیده اند و تنها به تیزر وهمچنین پیشواز گسترده تماشاگران و گرفتن جایزه هیات داوران بسنده کرده اند. این برخورد شگفت انگیز با یک مستند، اسرائیل را ناچار کرده که ببیند چگونه اروپا دارد کم کم از این کشور روی بر می گرداند. اما به جای پرسش در مورد ریشه های چنین برخوردی، مقا مات بهتر دانستند که به کارگردانان فیلم بتازند و آن ها و هوادارانشان را متهم به “یهود ستیزی” بکنند. گناه فیلم در این است که روایت اسرائیل را در پی کشتار اسرائیلی ها توسط حماس در روز ۷ اکتبر، که دفاع از خود نامیده شده، زیر پرسش می برد. این ۲۴ نظامی در فیلم شهادت می دهند که از تکنیک های پیشرفته و هوش مصنوعی برای نشانه گیری غیر نظامیان – حدود ۵۰۰ نفر در هر یورش- استفاده شده است.

یکی از آنها سخن از ویرانی پیگیر و از پیش طرح شده ی همه ی شهر ها برای جلوگیری از بازگشت فسلطینیان می گوید. امروز ۲ میلیون فلسطینی روی ۴۴% خاک غزه زندگی می کنند. یک انجمن هوادار صلح اسرائیلی، “بت سلم”، هم، در گزارشی، پرده از ناممکن ساختن زندگی برای فلسطینیان در کرانه غربی رود اردن، خبر می دهد و می افزاید که این برنامه ی ” فلسطینی زدائی” امروز به شکلی روشن، تر خشن تر و مستقیم تر از گذشته، توسط اسرائیلی ها و ارتش این کشور پیاده می شود. این انتقادات که در برون از اسرائیل پژواک بزرگی داشته، در درون این کشور هنوز توسط اکثریت پذیرفته نشده که از رو در روئی با این هرز روی پرهیز می کنند و چشمان خود را می بندند. اما به هر رو چنین سند هائی به ژرف تر شدن شکاف میان اسرائیل و اروپا می افزاید که مدت های زیادی از انتقاد از اسرائیل خود داری می کرد. به سخنی دیگر، این سد در حال فروپاشی است.

سخنان “مگی گلند هال”، رئیس هیات داوران، در توجیه جایزه ای که به این فیلم داده اند به فکر وامی دارد. او که گفت : ” این فیلم از کنار هم گذاشتن چند تا نگاره تشکیل نشده بود، بلکه یک ساختار و سیستم را زیر پرسش می برد. از این رو ، کمی من را به یاد فیلم “منطقه ی منافع” ، ساخته “جاناتان گلیزر” می انداخت که آن نیز بر یک سیستم انگشت می گذاشت”. این سخنان “مگی گلند هال” نشان می دهد که او ناخود آگاه کشتار فلسطینیان را با کشتار یهودیان توسط نازی ها در جنگ دوم جهانی برابر می کند..
“استفان بریزه” ، یک از چهره های سینمای اجتماعی فرانسه، جایزه بهتری فیلمنامه را برای “سرباز خوب گوچک” ربود که یک بررسی روانکاوانه از مکانیسم های بردگی در دنیای کار پرده بر می دارد.
فرانسه باز هم، با فیلم ۱۵/۱۸، ساخته ی “سدریک کان” توانست جایزه “مارچلو ماسترویانی” را برای بهترین هنرپیشه زن تازه کار برای “ملو خبیزی” به ارمغان بیاورد .
برندگان بخش “افق ها” (اورزونتی)
جایزه ی بهترین فیلم به “دورزدن دیان” ، ساخته دو کارگردان بلژیکی “آن سیرو” و “رافائل بالبونی” داده شد.

در همین بخش، جایزه بهترین هنرپیشه ی زن به “لاله مرزبان”، برای بازی در فیلم “مراقب” ساخته محسن قرائی، داده شد.
در این قیلم یک نگهبان زندان در پی اشتباهی از کار معلق می شود و در همان هنگام در می یابد که دخترش خیال دارد برای مانکن شدن میهنش را ترک کند. این نگهبان همه ی ترفند های ممکن را برای جلوگیری از این کار دخترش به کار می بندد.
جایزه مهم “شیر آینده – جایزه ی لوئیجی د لاورنتیس” به فیلم ” خانه ی باد”، ساخته ی “اوگوست برنارد” و “کوئمو یانگو” داده شد که این جایزه را به همه ی زنانی اهدا کردند که توسط شوهرانشان در کامرون کشته شده اند.
فیلم سازان سرشناس دیگر
فیلمسازان سرشناس دیگری نیز در بخشهای دیگر جشنواره شرکت داشتند که می توان در بخش خارج از مسابقه، به جیانی آملیو ( بدون رنج) ، ماریو مارتون (شوخی)، کورنل موندروچو (جائی که باید باشیم) اشاره کرد.
در بخش خارج از مسابقه فیلمهای مستند، نامهای “راسل کرو” با “چیزی که عشق می سازد”، “آموس گیتائی” با “راه اریحه” ، “سرگئی لازنیتسا” با ” قدرت بی پایان” ، “ویم وندرز” با “از درون به بیرون – معماری پتر زومتور ” به چشم می خوردند.
شیرهای طلایی افتخاری برای یک عمر دستاورد هنری : جرج کلونی و الن برستین
در این هشتاد و سومین دوره جشنواره ونیز، “جرج کلونی” و همچنین ” الن برستین” شیر طلایی افتخاری یک عمر دستاورد هنری را دریافت کردند.

“الن برستین”، بازیگر ۹۳ ساله و برنده اسکار ۱۹۷۵ و چهره برجسته سینمای آمریکا، که با بیش از ۱۵۰ فیلم در بیش از پنجاه سال بر سینمای آمریکا تأثیر گذاشته، شیر طلایی افتخاری یک عمر دستاورد هنری را دریافت کرد.
“الن برستین ” که با فیلم “آخرین نمایش فیلم” ساخته پیتر باگدانوویچ (نمایشی تاریک از آمریکا) شناخته شد و با پیروزی جهانی “جنگیر”، ساخته ویلیام فریدکین (۱۹۷۳) به سرشناسی رسید، در سال ۱۹۷۵ برای بازی در نقش مادری تنها و در جستجوی استقلال در فیلم “آلیس دیگر اینجا زندگی نمیکند”، ساخته “مارتین اسکورسیزی”، اسکار بهترین بازیگر زن را دریافت کرد
او سپس با چند فیلمساز بزرگ دیگر از جمله الن رنه (تقدیر)، دارن آرونوفسکی (مرثیهای برای یک رؤیا) و کریستوفر نولان (میانستارهای) همکاری کرد.
شیر طلایی افتخاری دیگری نیز به جرج کلونی، بازیگر و کارگردان آمریکایی و از میهمانان همیشگی ونیز اهدا شد که با سخنان خود بار دیگر افتدار گرائی را رد کرد و بر ازادی مطبوعات پافشاری نمود.
جهتگیری ها و دیدگاهها/ “مگی گیلن هال” و زنان در سینماپ
در پیوند با خرده گیری منتقدان مبنی بر حضور کمرنگ زنان در موسترا، “مگی گیلن هال”، رئیس هیئت داوران، درجملهای تکاندهنده گفت: «گمان میکنم سرانجام برایمان روشن شد که مردان فیلمهای بهتری نسبت به زنان میسازند !!»

“جرج کلونی” و “بد سالاری “
«جرج کلونی» هنگام دریافت شیر طلایی یک عمر دستاورد هنری، در آغاز با طنز گفت : نگامی که این خبر را به او دادند، دلیلش را نفهمیدو سپس از خودش پرسید ایا مسئولان فستیوال ونیز خبری از دکترش دریافت کرده اند !! او سپس در پیامی تأثیرگذار درباره ترس، اقتدارگرایی و اهمیت آزادی مطبوعات، جایگاه خود را روشن ساخت.
او در پاسخ به خبرنگاری گه نظرش را درباره ایالات متحده می پرسید، با لبخند نگاهش را پایین انداخت و گفت: «واژه ی بی همتائی وجود دارد که آن کاکیستکراسی (بدسالاری) است . این واژه به کشوری اشاره می کند که توسط ناکارآمدترین افراد اداره میشود. فکر میکنم ما شاید اکنون در یک کاکیستکراسی زندگی میکنیم، اما از آن خواهیم گذشت. انتخابات ماه نوامبر خواهند توانست تفکیک قوا را بازگرداند، و در سال ۲۰۲۸، اگر کمی شانس بیاوریم، به گونه ای به وضعیت عادی بازگردیم.»
کلونی به این بسنده نکرد و از دورانی سخن گفت که در آن «قدرتمندان و ثروتمندترینها به ما میگویند از یکدیگر بترسیم»، در حالی که می بایست درس تاریخ را به یاد آورد. . او همچنین تأکید کرد که « داستان گوئی همواره برای کسانی که تجارت ترس میکنند خطرناک است» و «کسانی که از کتابها، موسیقی و داستانها میترسند، هرگز قهرمانان تاریخ نخواهند شد. نخستین کسانی که مستبدان به دنبال خفه کردن صدایشان هستند، سیاستمداران نیستند بلکه خبرنگاران هستند که پرسش مطرح میکنند، هنرمندانی که پاسخهای ساده را نمیپذیرند، و فیلمسازان، نویسندگان، بازیگران و موسیقیدانانی که بر این پافشاری می کنند که فردی که هرگز او را ندیدهاید هم می تواند شایسته همدلی شان باشد.»
اشارهای آشکار به بالا گرفتن فاشیسم در ایالات متحده و همچنین در چند کشور اروپایی از جمله فرانسه، که با پشتیبانی فکری و مالی ایلان ماسک همراه است ونیز اشاره به فشارهای سیاسی از سوی حکومت اسرائیل برای خفه کردن هرگونه انتقاد از نسل کشی در جریان در غزه.

“سوزان ساراندون” و بایکوتش برای اعتراض به کشتار در غزه
“سوزان ساراندون”، بازیگر آمریکایی که برای معرفی فیلم “اتاق پژواک”، درامی به کارگردانی”آندرهآ پالوآرو ” ، به این جشنواره آمد، در این برگزاری، با پیوند دادن سینما و تعهد سیاسی، نگاه ها را به خود جلب کرد.
این ستاره سینما فراتر از بازی هنری خود، از تریبون ونیز برای محکوم کردن گونه ای بایکوت حرفهای در هالیوود استفاده کرد. او به روشنی گفت که به دلیل مواضعی که در همه جا بر علیه سیاست های اسرائیل در جنگ غزه گرفته واز آن انتقادهای سختی کرده از سپردن نقشها در سینما کنار گذاشته شده و دیگر نتوانسنه قراردادهایی در آمریکا داشته باشد. سوزان ساراندون با وجود رانده شدن از دنیای سینمای آمریکا، تاکید کرد که در برابر آن ، به شکل گسترده مورد حمایت پر شورمخاطبان و سینمای بینالمللی قرار گرفته است.
“سینمای ایران “
به جز علی عسگری با فیلم “کمی نور” در بخش مسابقه ای ، نام محسن قرایی با فیلم “مراقب” در بخش “نوعی نگاه”( اوریزونتی) دیده می شد، که هنرپیشه اش جایزه بهترین بازیگز این بخش را گرفت.

هدا طاهر همراه با “بوریس هادزیا” ، نخستین فیلم خود (محصول مشترک صربستان، آمریکا، آلمان) به نام”من دستم را در باغچه می کارم” را در بخش “روزهای مولقین” نشان دادند .
در پیوند با ایران، که حضور سینمایش بسیار کمر رنگ بود، سخنان “لنس اوپن هایم” کارگردان فیلم “ساعت پربیننده”در بخش مسابقه ای و به هنگام کنفرانس مطبوعاتی اش درباره ی عباس کیا رستمی نگاه را جلب می کرد. او از این فرصت استقاده کرد تا بار دیگر از کارگردان مورد پسندش ستایش کند.

البته لانس اوپنهایم بارها گفته بود که شیفته سینمای عباس کیارستمی و به ویژه شاهکار او “نمای نزدیک” (۱۳۶۹ / ۱۹۹۰) است.
اوپنهایم توانست، همانند فیلمساز ایرانی، با زدودن پیگیر مرزهای میان مستند و داستان به سر شناسی برسد. او در گفتگوهایش به روشنی می گوید که این روش را از کیارستمی «میدزدد»؛ روشی که شامل نمایشی کردن واقعیت و همکاری با سوژهها برای تبدیل زندگی به سینمای ناب است.
“اوپنهایم” گفت که شیقته ی شیوه ی گنجاندن رخداد های “تا اندازه ای” پیش بینی نشدنی در سیستمهای قانونی و اداری در روایتهای کیارستمی شده است.
“لنس اوپنهایم” میراث و روش عباس کیارستمی را به شکلی اشکار در مستندهای خود به کار میگیرد و مرز سنتی این ژانر را بازگوئی میکند. او برای آثار برجسته اش و از جمله سریال های مستندی چون “گونه ای بهشت”، “دنیای اسپرم” ، “اچ بی او رن فیر” و مستند هایش ساختاری ترکیبی به کار میگیرد که مستقیماً از کیارستمی و به ویژه شاهکار او “نمای نزدیک” (کلوزآپ) (۱۹۹۰) الهام گرفته است .
“لنس اوپنهایم” تماشای «کلوزآپ» عباس کیارستمی را نقطه عطف زندگی و نگاه سینمایی خود و سبک کیا رستمی را ریشههای سبک فیلمسازیاش می داند. او که تاثیر ژرف و ساختارشکنانه عباس کیارستمی بر زندگی و حرفه اش را بارها تکرار می کند، امسال، با نخستین فیلم داسنانی و بلند خود در بخش مسابقه ای موسترای ونیز شرکت داده شده بود.

در پایان می توان گفت که هیات داوران قستیوال ونیز برای جبران کمبود زنان فیلمساز، به فیلم یک زن، “مای التوخی ” جایزه شیر طلائی وبه زن دیگر، خبرنگار اسرائیلی “راشل سور” در یک اثر مشترک با “یووآل آبراهام” ، جایزه ویژه دواران را داد. این داوران همچنین از این راه یک سینمای بسیار سیاسی و اجتماعی را مورد ستایش قراردادند و از این راه کمک بزرگی به گفتن ناگفته ها و جهانی کردن خبرهائی که شاید همه دنبال نکنند، کردند.
نویسنده: شهلا رستمی
