حماسه درناک “ناشناس تاک پیروزی (طاق نصرت)” : فاصله میان سازندگی و سیاست
- شناسه خبر: 95039
- تاریخ و زمان ارسال: 22 آبان 1404 ساعت 21:03

به گزارش هنرمندنیوز، تاریخ سرشار از شخصیتهای بزرگ دولتی است که میخواستند با ساختن آثار، بهویژه آثار ماندگار و عظیم، نشانی مثبت از خود برای آیندگان بگذارند. در کنار آنها، کسانی هم بودهاند که میتوان آنها را «پادشاهان ویرانگر» نامید؛ کسانی که کوشیدند تمام میراث درخشان گذشته را نابود کنند. فرانسه از این قاعده مستثنا نیست، و گرچه پادشاهی در آن از مدتها پیش از میان رفته، اما شماری از رؤسای جمهوری این راه را ادامه دادهاند
فرانسوا میتران، سیاستمداری تمامعیار (با جنبههای تاریک خود)، فرهیخته، اهل ادبیات و شیفتهٔ معماری، نشانههای ماندگاری بر چهرهٔ پاریس بر جای گذاشته است. “تاک پیروزی لادفانس”، در شمال غربی پاریس، یکی از این آثار است که «استفان دوموستیه»، کارگردان فرانسوی، آن را به فیلم کشیده ، اسرار و پشت پرده ساخت آن را از ورای سرنوشت غمانگیز آرشیتکتش روایت می کند.
آغاز ماجرا
در آغاز دههٔ ۱۹۸۰، فرانسوا میتران، کنکوری در زمینه ی معماری برای ساخت یکی از «پروژههای بزرگ» خود برگزار می کند : تاق بزرگ دفاع که قرار بود در امتداد محور لوور و تاک پیروزی میدان «اتوآل» ساخته شود. هنگامی که نام برنده کنکور در کاخ الیزه اعلام می شود، همگان با شگفتی می بینند که هیچکس «یوهان اوتو فون اشپرکلسن»، معمار دانمارکی، برندهٔ کنکور، را نمیشناسد؛ حتی سفارت فرانسه در کپنهاگ نیز، که بسیار زود با آن برای یافتن آرشیتکت تماس گرفته شد، نامی از او نشنیده بود. این آرشیتکت، تا آن زمان، تنها چهار کلیسا و خانهٔ چهارطبقهٔ خود را در دانمارک ساخته بود. سرانجام، ارشیتکت را که در تعطیلات به سر می برد می یابند و راهی پاریس می کنند.
برای روایت حماسهٔ این پروژهٔ عظیم و ساختوساز فرعونی که به دست این آرشیتکت دانمارکی، گمنام اما بااستعداد، آرمانگرا، وسواسی و بیتجربه، سپرده شد، استفان دوموستیه ، از رمان «مکعب» اثر «لورانس کُسه» یاری گرفته است.

«مکعب» و سرسختی آرشیتکت
فیلم «دوموستیه» ما را به پشت صحنهٔ یک پروژهٔ فرعونی و تراژیک میبرد و در عین حال، با چاشنی طنز، به درون دالانهای قدرت در دوران میتران می چرخاند.
از همان آغاز، ماجراجویی این پروژهٔ غولآسا پدیدار میشود، پروژهای که پیچیدگیاش دوچندان است زیرا به آرشیتکی سپرده شده که هیچ تجربهای از چنین مقیاسی ندارد و در عین حال، خیال هیچ تغییری در «مکعب» خود، که آن را «اثر زندگیاش» میداند، در سر نمی پروراند؛ طرحی که تنها چند خط نخستین از آن کشیده بود. از سوی دیگر او سرسختانه با محاسبه با کامپیوتر برای پیشرفت بی درنگ کار مخالفت می کند و با تلخی همکاری «پل آندرو» ، آرشیتکت کار کشته و خبرهای، که پروژههای بزرگی از جمله فرودگاه «رواسی» را ساخته بود، تنها به عنوان همکار برای کمک به خود در اجرای طرح می پذیرد.
پروژهٔ فرعونی و دالانهای قدرت
«استفان دوموستیه»، کم کم، فیلم خود را به گونه ای طنز سیاسی بدل میکند؛ روایتی از قدرت و زیادهرویهای آن. او ما را به پشت صحنهٔ این پروژهٔ عظیم و ماجراهای همراهش میبرد و در عین حال به درون پیچوخمهای قدرت در دوران میتران (جنون شکوه و میل به بزرگ بینی) نگاه میاندازد؛ نگاهی طنزآمیز و در عین حال دقیق به شیوهٔ زمامداری این رئیس جمهور.

از جمله صحنههای بسیار بامزه، لحظهای است که میتران، با چکمههای لاستیکی، در محل ساختمان و برروی گِلی قدم میزند و سپس مانند بالرینی کوچک (هنوز با همان چکمهها)، روی سنگفرش مرمر کارارا، که آرشیتکت برای پوششی میدان اصلی (به بهای بسیار بالا به ایتالیا سفارش داده بود) ، راه میرود تا ثابت کند این سنگها «لغزنده» نیستند.
صحنهٔ دیدنی دیگر که در آفیش فیلم هم دیده می شود، رفتن میتران به خیابان شانزهلیزه با آرشیتکت و ایستادن این دو در میان خیابان و رفت و آمد اتومبیل هاست تا به کمک جرثقیلی عظیم که برای شبیهسازی سازه و بررسی همترازی آن با «تاک پیروزی» برپا شده بود، شخصاً آن را بسنجد. کاری که روز بعد نیز دوباره انجام می دهد تا رنگ آن را هنگام غروب آفتاب بررسی کند.
فیلمی پرکشش با پایانی از پیش دانسته
کارگردانی پرریتم و دیالوگ های دقیق، این ماجرا را به یک فیلم اضطراب آور تبدیل کرده که با وجود پایان تراژیک و از پیش شناخته شده اش، تماشاگر را تا پایان درگیر نگه میدارد. یا به گونه ای از همان سالن نمایش، وارد ماجرایش می کند. گفتنی است که آرشیتکت دانمارکی پس از ترک پروژه (به دلیل تغییرات سیاسی در پی انحلال پارلمان و دولت نو که پروژه را بسیار گران و بیهوده می دانست)، پیش از گشایس رسمی بنا، نابهنگام درگذشت.
«استفان دوموستیه» در این راه وسواس بسیاری برای گزینش بازیگران به خرج داده است. «کالس بانگ»در نقش معمار، (او پیش تر در فیلم “میدان”، ساخته روبن اسلوند، برندهٔ نخل طلا در ۲۰۱۷ ایقای نقش کرده بود) که برای این فیلم زبان فرانسه آموخته است، به خوبی از پس نقش بر می اید. گفتنی است که درآغاز “مدس میکلسون” برای این نقش در نظر گرفته شده بود. هنرپیشه بسیار خوب دانمارکی ” سیدسه بابت کنودسن” هم نقش همسر وی را بازی می کند.

از “سوان آرلو”، در نقش پل آندرو،”میشل فو”، که در نقش میتران اجرائی استثنائی دارد و در کنار آنان، “زاویه دولان” ، در نفش رئیس دفتر رئیس جمهوری، نیز می بایست یاد کرد
با این فیلم بلند تازه، استفان دوموستیه یکی از رویدادهای شاخص دوران نخست ریاستجمهوری میتران را دستمایه قرار داده تا اثری بسازد هم آموزنده و هم سرگرمکننده. فیلمی که کمدی و تراژدی را در کنار هم مینشاند و به پیوند میان قدرت و هنر و فرآیند خلق اثر هنری میپردازد.
از ورای این داستان، “دوموستیه” همچنین نگاره ای بی پرده اما همراه با گونه ای مهربانی و احساس غم گذشته از دست رفته، از دههٔ ۱۹۸۰ فرانسه ارائه میدهد.
فیلم «ناشناس تاک بزرگ» در بخش « نوعی نگاهی » هفتاد و هشتمین دورهٔ جشنوارهٔ کن به نمایش درآمد و در نخستین روز نمایش آن در سینما ها با فروش بیش از هزار بلیت تا ساعت ۱۴، بهترین آغاز را در گیشه داشت.
نویسنده: شهلا رستمی
