نقد اجتماعی در قالب داستان تاریخی «اثرگذارتر» است
- شناسه خبر: 95282
- تاریخ و زمان ارسال: 5 آذر 1404 ساعت 11:45

به گزارش هنرمندنیوز، چند شبی می شود که نمایش «شازده احتجاب» با کارگردانی «افشین زمانی» در سالن «هما» روی صحنه می رود، نمایشی که در خلاصه آن آمده است: قصه مردی که از سایه اجدادش نمیگریزد و در آینه گناه، خودش را گم میکند! در این مطلب با عوامل «شازده احتجاب» گفتگویی مفصل داشته ایم که با هم می خوانیم.
*مهمترین چالش شما در بازآفرینی یک شخصیت متعلق به گذشته چه بود؟
مهسا ظهیری: آثار افشین زمانی نمایشی از اراده معطوف به قدرت بلکه آیینه ای که تمایل ما به تماشای رنج و آرزوی ناکام فرار از بن بست تاریخی عریان است، بازیگر نه فقط ظاهر و رفتار نقش بلکه انگیزه جهان بینی و احساساتش را هم بازسازی می کند، برای من همیشه آثار آقای زمانی وفاداری به اصل و ارائه نگاه تازه را به همراه داشته و باید تعادل ایجاد شود.
هنگامه یادگاری: اینکه بتوانم آن حال و هوا و دوران را در کلام و صورت و صدای خودم بازآفرینی کنم، به شکلی که نقش را نه تنها بازی بلکه زندگی کنم.
معصومه جعفری: چالش اصلی بنده خیلی ارتباطی با زمان و مکان قرار گرفتن شخصیت نداشت، بلکه چالش اصلی من رسیدن به عمق شخصیت بود، چون این شخصیت یک نقش چند وجهی بود که من باید با وجه های مختلف آن آشنا می شدم، لایه های درونی را یکی یکی ورق می زدم و بررسی می کردم تا به لایه های اصلی برسم، شازده خسرو کودکی بود که خیلی زیاد تحت ظلم قرار گرفت و در حین کودکی به بزرگسالی رسید، به بلوغی زودرس که آن را از کودکی مظلوم تبدیل به ظالمی خونخوار کرد که دست به بی رحمانه ترین جنایت ها می زند، من به عنوان بازیگر این شخصیت را قربانی می دانم که خودش انسان های زیادی را قربانی کرد.
*برای ایفای نقشی که ریشه در یک دورهٔ تاریخی دارد، چه نوع آماده سازی انجام دادید؟
امیر حسین نعیمی: تمام نقش های این نمایش با وجود ریشه های تاریخی، لزوما در نقش پردازی از دوره قجر پیروی نمی کنند، مانند عناصر دیگر نمایش، نقش پردازی ها هم در فضایی فرمالیستی و رویکردی بدون زمان و مکان طراحی و پرداخته شده اند و قطعا مثل همیشه در کنار تلاش بازیگران نمایش، هدایتگری استادم جناب زمانی (کارگردان نمایش) مهترین نقش را در تکامل ساخت و ساز کارکترها ایفا می کند.
حمید قیاسی فر: اساسا برای گذر در تاریخ و نزدیک شدن به یک کاراکتر در دوره دیگری از تاریخ نیاز به پیشینه سازی است، که در این نمایش با نعمت وجود کارگردان و نویسنده در کنار اثر که به جرات می توان گفت استاد افشین زمانی فراتر از یک نویسنده و کارگردان به عنوان یک پژوهشگر دوران قاجار من را عمیقا به لحاظ شخصیت و جهان بینی به کاراکتر نزدیک کرد، با تمرینات فکری، روانی، فیزیکی و بیانی و با هدایت حرفه ای ایشان توانستم که در عمق این کاراکتر نفوذ کنم و آن را به تماشاگر نمایش دهم.

*کدام ویژگی شخصیتی نقشتان بیشترین همذات پنداری را در شما برانگیخت؟
سارا مهین ترابی: مَلى براى من تجربه جذاب و جدیدى بود و می توانم بگویم آنقدر از من دور بود که من ساعتها سعى کرده ام عمیقا این بی رحمى را به خاطر نقش در درونم بسازم، ملى با تمام خشم و نفرت و بد بودنش زن بود و دوست داشت زنانگى کند و این خیلى دردناک بود، تنها چیزى که در وجودش و در تمام بد بودنش واضح بود عذاب وجدانى بود که او را راحت نمی گذاشت، این تنها چیزى بود که در واقعیت من را به او وصل می کرد.
هنگامه یادگاری: نمی توانم اسمش را همذات پنداری بگذارم اما چیزی که من از نقش خودم بیشترین درک را کردم ناعدالتی و ظلمی بود که در حق او شده و در عین حال بی گناه بوده است.
*به نظر شما تماشاگر امروز تا چه اندازه می تواند با شخصیت ها و فضای تاریخی شازده احتجاب ارتباط برقرار کند؟
تینا یلان: به نظر من ارتباط تماشاگر امروز با شازده احتجاب فقط از مسیر تاریخ اتفاق نمی افتد؛ بخش مهمی از این ارتباط از طریق زبان تصویری و روان شناختی اثر شکل می گیرد. این نمایش شخصیتهایی دارد که درگیر تضادهای درونی، خاطرات سرکوب شده و هویت های شکننده هستند، چیزهایی که برای مخاطب امروز کاملاً قابل لمس است، حتی اگر فضای اثر متعلق به گذشته باشد، تماشاگر شاید زمان و مکان قصه را تجربه نکرده باشد، اما تجربه انسانی گم کردن خود، فروپاشی روابط و ترس از میراثی که از نسل قبل به ارث می رسد کاملاً آشناست، برای همین فکر می کنم اتصال اصلی از طریق احساس و روان شخصیتها اتفاق می افتد، نه از طریق تاریخ. تاریخ فقط بستر است؛ آنچه دل مخاطب امروز را درگیر می کند، همان لایه های انسانی و عاطفی داستان است.
سارینا گودرزی: تماشاگر امروز کاملاً می تواند با شازده احتجاب ارتباط برقرار کند، چون ما تاریخ را به یک تجربه ذهنی و کابوسی و نه یک بازسازی رئال تبدیل کرده ایم، فضای سوررئال، میزانسن های غیرواقعی و بازی های فرمی باعث می شود تماشاگر مستقیم وارد حال و هوای زوال، خشونت و خاطره زدگی شود. تمرکز ما بر اثرات بی رحمی قدرت و تکرار چرخه استبداد است؛ موضوعاتی که فراتر از زمان عمل می کنند و برای مخاطب امروز همچنان ملموس و معاصرند.

*این تجربه چه دستاورد تازه ای برای شما در مسیر بازیگری به همراه داشت؟
مهسا ظهیری: من در سال گذشته در جشنواره فجر جایزه بازیگر خانم را دریافت کرده ام، انتخاب بازیگری نقش خاتون برای من رفتاری آگاهانه با رمزگان جنسیت و قدرت است، حضور زنانه تنش میان اختگی اقتدار و بحران هویت را برجسته می کند، تجربه تئاتر شما را تبدیل به انسانی آگاه تر، صبورتر، خلاقتر و توانمندتر در ارتباط با دیگران و خودتان می کند، چیزی که من در زندگی به عنوان بازیگر و روانشناس دنبال آن هستم، شناخت عمیق تر خود!
سارا مهین ترابی: تمام سعى من در این بود که لحظه به لحظه این نقش را زندگى کنم، به آگاهى من و درک کاراکتر بسیار کمک کرد و زیست آن لحظه ها را برای من راحت تر کرد، در مجموع کار کردن با آقاى افشین زمانى آنقدر تجربه هاى خوبی به همراه دارد که فکر می کنم خوشبختانه توقع شما را از بقیه کارها بالا می برد.
*شیوهٔ کارگردانی افشین زمانی چه نقشی در هدایت و شکل گیری بازی شما داشت؟
سارینا گودرزی: شیوهٔ کارگردانی آقای افشین زمانی تأثیر بسیار زیادی در شکل گیری بازی من داشت، ایشان به شدت باسواد، دقیق و آگاه به جزئیات هستند و همین باعث شد از همان ابتدا مسیر شناخت نقش برای من روشن شود، مرحله به مرحله در فهم کاراکتر، حس، ریتم و میزانسن راهنمایی و فضایی کاملاً حرفهای و امن ایجاد کردند تا بتوانم نقش را با اعتماد شکل بدهم، نوع نگاه من به کاراکتر نتیجهٔ مستقیم تحلیل ها و هدایت دقیق ایشان است، واقعاً قدردان اخلاق حرفه ای و همراهی ارزشمندشان هستم.
پارسا فارسی: چون افشین خان از نسلهای قبل تئاتر و از نسلی است که در آن نسل حداقل برای من هنر بیشتر معنی هنر می داده و احترام ویژه تری برای ایشان مخصوصا در تئاتر داشته اند، با کسانی همچون استاد سمندریان که شاید نسل ما آرزوی دیدن آنها را داشته همکاری کرده اند و از آن آدمها آموخته اند، قطعا شیوه هدایت ایشان هم برای من خیلی متمایز است، نکته بینی که در ژست بازیگر، بیان بازیگر و حس بازیگر انتقال می دهند و از لحظه به لحظه بازی بازیگر چشم پوشی نمی کنند و مهم تر از همه احترامی که به مخاطب دارند، قطعا تمام این نکات باعث می شود که کاراکتری که شکل می گیرد نیم بند نباشد و مخاطب بتواند کامل با تک تک شخصیتهای کار ارتباط برقرار کند، این هدایت درست باعت می شود که نقش به صورت کامل شکل بگیرد.

*چه مواردی در رابطه با تصویرسازی، نزدیک شدن به شخصیت و جهان اثر و در نهایت طراحی لباس به شما کمک کرده است؟
محیا قبادی: در طراحی یک اثر اولین قدم و مهمترین نکته برای من نمایشنامه و پرداخت کاراکتر بوده است و در مرحله بعدی پیدا کردن یک نقطه نظر مشترک بین من، نویسنده و کارگردان اثر حائز اهمیت است، البته که در مراحل ابتدایی شناخت جهان نمایش یکی مهمترین کلیدهای ورود به هر نمایشنامه است اما بعد از کنکاش در جهان متن و پرسوناژ اینجاست که همزیستی من به عنوان طراح با اثری به عنوان شازده احتجاب آغاز می شود، جهانی که متشکل از ادبیات، بی زمانی و فرمالیستی بودن اثر است و به من کمک می کند که از دل دنیای پیچیده شازده احتجاب خودم را به عنوان خالق بخش لباس به تصویر بکشم تا به دور از کلیشه های مرسوم اثری ناب و تازه را برای این اثر خلق کنم.
*فکر میکنید نمایش چه پیام یا بازتابی از گذشته برای مخاطب امروز به همراه دارد؟
حمید قیاسی فر: این نمایش در یک گذار تاریخی از یک دوره به دوره دیگری اتفاق می افتد و اساسا برای این نمایش زمان مفهومی قابل چشم پوشی است، به روشنی تمام از قدرت یابی یک حکومت و نقاط سیاه و تاریک یک حکومت به لحاظ جامعه شناختی و روانشناختی تا افول قدرت روایت می کند و راوی آن هم شخصیتهایی هستند که با ذات بکرشان به هنگام تولد به ناگزیر در دل قدرت و سیاهی فرو می روند.
امیر حسین نعیمی: نمایش شازده احتجاب فارغ از قصه، انگشت نقد خودش را به سمت ذات فاسد کننده قدرت نشانه گرفته و با وجود ادبیات قجری، لازمان و لامکان بودنش را در ابعاد مختلف حفظ می کند، بنابراین در هر لحظه و هر جایی که اژدهای قدرت، صاحبش را تبدیل به عروسک خیمه شب بازی می کند، تیغ زبان شازده احتجاب در برابر او خودنمایی می کند.

*به عنوان بازیگر، روایت یک نقد اجتماعی در قالب یک داستان تاریخی را تا چه اندازه مؤثر میدانید؟
تینا یلان: به نظر من نقد اجتماعی وقتی در قالب یک داستان تاریخی روایت می شود بسیار اثرگذارتر است. تاریخ یک فاصله امن ایجاد می کند و همین فاصله به مخاطب اجازه می دهد بدون مقاومت، رفتارها و ساختارهایی را ببیند که هنوز در جامعه تکرار می شوند. در شازده احتجاب هم گرچه قصه در گذشته می گذرد، اما زخم ها و چرخه های قدرتی که نشان می دهد کاملاً معاصر هستند. برای همین فکر می کنم این شیوه نه تنها مؤثر، بلکه گاهی تنها راه مطرح کردن بعضی واقعیتها است.
امیرمحمد عمورضا: بسیار زیاد؛ چون جذابیت داستانی تاریخ باعث تاثیرگزاری بیشتر نقد در ذهن می شود و مخاطب هم گارد کمتری برای پذیرش نقد دارد، همچنین نقد اجتماعی در قالب داستان تاریخی محدودیت های کمتری نسبت به نقد مستقیم دارد و لحظات دراماتیک غنی و جذابی را برای بازیگر فراهم می کند.
پارسا فارسی: قطعا خیلی موثر است چون اگر بخواهیم واقعیت را بگوییم در نقدی که ما وارد می کنیم داریم راجع به زمانه ای که در آن زیست می کنیم حرف می زنیم پس مخاطب ما همینطور که دارد یک داستان قدیمی را تماشا می کند ناخوداگاه راجع به اتفاقات روزمره جامعه به فکر فرو می رود، پس می تواند درباره آن فکر کند و این موضوع می تواند بسیار موثر و تاثیر گذارتر باشد، راحت تر قابل قبول مخاطب قرار بگیرد و فرصت تامل بیشتری به مخاطب بدهد.

*استقبال مخاطبان از آثار اقتباسی ادبی را چگونه ارزیابی میکنید؟
محیا قبادی: هنرمند متعهد همیشه به فکر روشنگری و بالا بردن سطح فرهنگ جامعه است، متاسفانه در سالهای اخیر به دلیل سطحی شدن نمایش ها سطح سلیقه مخاطب هم رو به ساده پسندی رفته است، یعنی هر مقدار اثر هنری ساده تر و بدون پیچیدگی باشد مخاطب ارتباط راحت تری با آن برقرار می کند، از این رو اقتباس از رمان ها و قصه های نامی کمی صاحبان اثر را نگران می کند که مبادا در جذب مخاطب موفق نباشند ولی بهتر است در بین نمایش های عامه پسند چنین آثاری به صورت گسترده به اجرا برسند تا سطح سلیقه مخاطب هم به مرور بالاتر رود و این چنین کمک شایانی به فرهنگ زمانه خواهد شد، این نمایش هم با همین رویکرد ساخته و پرداخته شده و اثری است که در هر کدام از بخش های نمایشی طراحی ویژه ای دارد، برای لحظه به لحظه آن روزها و ماه ها فکر و اندیشه به کار رفته و امید که تعداد این چنین آثاری بیشتر و بیشتر شود تا فضای هنری ما مجددأ به کیفیت سالاری خود بازگردد.
*تجربهٔ کار گروهی در این پروژه چگونه بود و چه چیزی این همکاری را متمایز میکرد؟
امیرمحمد عمورضا: کار گروهی در این پروژه برای من لذت بخش و از آن مهم تر سازنده بود، بین اعضای گروه همواره فضای همدلی، همراهی و احترام در جریان بود و وجه تمایز این همکاری هدایت بی نظیر بازیگران توسط کارگردان اثر بود که باعث رهایی کامل بازیگران در نقش هایشان شده بود.
پریسا درخشنده: تجربه کار با افشین زمانى عزیز، تجربه اى سرتاسر از احترام، هدایت بسیار خلاقانه براى پرداخت و ساخت نقش و رسیدن به آن را داشت، افشین زمانى در دهه هشتاد دانشجویى از هم دوره هاى سال بالایى من بودند و من شیدایى و سواد و علاقه شان به ادبیات و درام و تاریخ اجتماعى را می دیدم، من به این جنس آگاهى و سواد علاقه زیادى داشتم که زمانى میسر شود و با هم کار کنیم، از اوایل امسال که پیشنهاد دادند بارها براى تک به تک لحظه ها صحبت کردیم، سواد افشین زمانى و نوع هدایت ایشان براى رسیدن به نقش براى من بسیار متمایز بود.

*اگر قرار باشد روزی دوباره در یک نمایش تاریخی بازی کنید، ترجیح میدهید چه دورهای و چه نوع شخصیتی باشد؟
پریسا درخشنده: بازى در نمایش تاریخى قطعا می تواند یکى از سخت ترین و دلچسب ترین تجربه ها باشد براى بازیگری که در آن مهارتش آزموده شود، براى خلوت خود و به قطع براى تماشاچى، برای من تاریخ دوره هخامنشیان و دهه بیست شمسى ایران به واسطه قراردادى بودن دو نقطه متفاوت تاریخى از لحاظ نوع زندگى و فرهـنگ و تغییرات، بُعد دراماتیکى دارد.
معصومه جعفری: اگر بتوانم انتخاب کنم، انتخابم دوره پهلوی است، چون فکر می کنم آدمها در آن دوره با بُعد جدیدی از زندگی آشنا می شوند که رو به رو شدن با آن خیلی جالب به نظر می آید، تغییرات اساسی چه از نظر رفاه و امکانات و چه از لحاظ پوشش، انگار یک دریچه جدید باز می شود و آدمها با چیزهای کاملا متفاوت رو به رو می شوند، به نظر من قبل و بعد این دوره اتفاقات بزرگی افتاده است و انتخاب من شخصیتی است که بیشتر در اجتماع باشد، در روند جریانات زندگی مردم عادی قرار داشته باشد و با تمام آن شوک ها و تغییرات رو به رو شده باشد.
نویسنده: عباسعلی اسکتی
عکس: علی اصغر خوش کار
