هنرمند فرانسوی-ایرانی، مرجان ساتراپی، در سن ۵۶ سالگی درگذشت
- شناسه خبر: 97815
- تاریخ و زمان ارسال: 15 خرداد 1405 ساعت 13:46

هنرمندنیوز: در خبری که ازسوی نزدیکان او به خبرگزاری فرانسه داده شده بود، گفته می شود: «او اندکی بیش از یک سال پس از درگذشت همسرش ماتیاس ریپا، که عشق زندگیاش بود، از غم درگذشت». “ماتیاس ریپا” فیلم نامه نویس و هنرپیشه ی سوئدی، در پی یک بیماری دراز، در تاریخ ۸ آوریل ۲۰۲۵، درگذشت.
حساب اینستاگرام او نیز نشاندهنده اندوه ژرف پس از مرگ همسرش در سال ۲۰۲۵ بود. او در چندین پست نوشته بود :« عشق زندگیام را از دست دادم»
مرجان ساتراپی که از سال ۱۹۹۴ در فرانسه بهسر میبرد ، با مجموعه «پرسپولیس» ، برگرفته از زندگینامهای خود وی، به اوج سرشناسی رسید؛ اثری که در آن کودکیاش در ایران و ترک دردناک میهنش به سوی اروپا را روایت میکند.

جلد نخست این اثر در سال ۲۰۰۱ در جشنواره کمیک آنگولم جایزه گرفت و سپس سه جلد دیگر آفریده شد و به چاپ رسید . این اثر در سال ۲۰۰۷ با کارگردانی مشترک مرجان ساتراپی و« ونسان پارونو»، به فیلم سینمایی تبدیل شد و جایزه هیئت داوران جشنواره کن را در همان سال به دست آورد. ساتراپی در آن زمان گفته بود: «با اینکه این فیلم جهانی است، میخواهم آن را به همه ایرانیان تقدیم کنم.»
پرسپولیس، پس از به فیلم درآمدن، جایزه “سزار” بهترین نخستین فیلم و بهترین برداشت از یک کتاب را از آن خود ساخت.
پرسپولیس که نامزد دریافت جایزه اسکار نیز بود، از “راتاتوی”، انیمیشن خوب آمریکائی که در وصف سنت آشپزی فرانسه ساخته شده، به ناحق شکست خورد.
چرا به ناحق؟ در واقع، این دو فیلم با یگدیکر مقایسه پذیر نیستند، چرا که پرسپولیس یک انیمیشن دست ساز خانگی است و “راتاتوی” از پیشرفته ترین تکنیک های کامپیوتری، بهره جسته است.
گفتنی است که برای ساختن فیلم پرسپولیس حدود ۹۹ نفر به مدت دو سال کار کرده اند تا به تقریباً ۶۷۰ شخصیت جان ببخشند و فیلمی آنچنان نزدیک به واقعیت به وجود بیاورند که بیینده، فراموش کندکه در حال دیدن یک فیلم انیمیشن است
نکتۀ مهم دیگری که اعطا کنندکان جوایز سزار به خوبی متوجه اش شده بودند، برداشت بسیار خوب از چهار جلد کتاب پرسپولیس بود.
گر چه کارکشتگی “ونسان پارونو” در انیمیشن سازی در کیفیت تکنیکی این فیلم انکار ناپذیر است، اما کار مرجان ساتراپی به عنوان کارگردان و کسی که خود بخش های مهم کتابش را، برای ساختن فیلمی منطقی وبدون هیچ گونه سکته، انتخاب کرد نیز تحسین برانگیز بود. به ویژه این که کسانی که صدای خود را در اختیار شخصیت های فیلم قرار داده اند، نیز می بایستی کارگردانی شوند که در میان آنها هنرپیشه های بسیار سرشناسی چون “کاترین دو نو” و “دانیل داریو” قرار داشتند که کارنامه ی پرباری از همکاری با کارگردان های بزرگ داشتند. با این حال، این بار، پذیرفته بودند که چهره شان دیده نشود. برای نسخۀ انگلیسی زبان این فیلم هم، هنرپیشه گانی چون “شان پن” و “جینا رولندز” از همکاری با این فیلم دریغ نکردند.
شایسته یاد آوری است که فیلم “پرسپولیس” جایزۀ ویژۀ هیأت داوران فستیوال “کن” را در ماه مه سال ۲۰۰۷ ربود.

در سال ۲۰۰۵، یکی دیگر از آثار او، «مرغ با آلو»، که در ایران میگذرد، جایزه بهترین آلبوم جشنواره آنگولم را دریافت کرد. مرجان ساتراپی همچنین در سال ۲۰۱۱ برداشت سینمایی آن را با شرکت بازیگرانی چون ماتیو آمالریک، ادوار بائر و ماریا دِ مِدیروس، ساخت.
خورشت مرغ و آلو “، دومین ساخته سینمائی مرجان ساتراپی و”ونسان پارونو” که دربخش مسابقه ای ۶۸ امین فستیوال ونیز (۲۰۱۱) شرکت داشت، واکنش های بسیاری را برانگیخت. شماری آنرا بسیار پسندیدند و شماری دیگر از پر رنگ نبودن هویت شرقی فیلم خرده گرفتند. عده ای هم می گفتند چرا استفاده از انیمیشن در آن کم بوده است ؟
داستان این فیلم که بر گرفته از یکی از داستانهای مصور مرجان ساتراپی است که سالها پیش و پس از “پرسپولیس” منتشر شد ، ماجرای عموی مادر مرجان ساتراپی را به تصویر می کشد که از نرسیدن به عشقش دق می کند و می میرد و یا در واقع خود را به دامان افسردگی رها می کند و دست از دنیا می شوید. این ماجرا گوئی پیوندی با مرگ خود هنرمند پیدا می کند که در جهان پر آشوب کنونی، نشان می دهد که انسان می تواند با از دست دادن عشق بمیرد.
مرجان ساتراپی البته دستکاری هائی در داستان کتابش کرده بود. از جمله جایگزین ساز “تار” با ویلن ؛ کاری که پرسش بر می انگیخت. از سوی دیگر، فیلم “خورشت مرغ و آلو ” دیگر فیلم انیمیشن نبود اما در آن گاه انیمیشن به کار گرفته میشد.
در عین حال استفاده از دکورهای تخیلی و ایجاد فضای داستانهای تخیلی، آن را از یک فیلم متعارف داستانی دور می ساخت و ازاین رو غافلگیر می کرد. بنابراین، از پرسپولیس، که در ذهن همه حاضر بود و حتا تماشاگران بی علاقه به فیلم های انیمیشن را جذب خود کرده بود، به دلیل استفاده از هنرپیشه و نیز فضائی جهان شمول تر، فاصله می گرفت.
در میان هنرپیشگان، میتوان از شماری از هنرپیشگان معروف فرانسوی وایرانی یاد کرد که در صدر انها “ماتیو آمالریک” قرار داشت که در نقش ناصر علی خان ظاهر می شود. در کنار او “کیارا ماسترویانی”، “ایزابلا روسیلینی”، “ماریا دو مدروس” و گلشیفته فراهانی” نقش آفرینی می کردند.
زبان فیلم گرچه فرانسه بود اما تلاش شده بود ریزه کاریهای زبان فارسی در آن گنجانده شود وبه شکل قصه های هزار و یکشب روایت گردد، یعنی روز اول، روز دوم و…
آفرینندگی در زمینه های دیگر

کار مرجان ساتراپی ، از روی کنجکاوی و نیاز به تجربه اندوختن، به زمینه های گوناگون گسترش پیدا کرد. از جمله این که ، در سال ۲۰۲۴، به مناسبت بازیهای المپیک پاریس، یک اثر بافندگی سهلتی (تریپتیک) طراحی کرد که بر پارچهای عظیم به بلندی سه متر و پهنای نه متر نقش بست و در روز ۲۱ ژوئن سال ۲۰۲۴ بر روبنای ساختمان بزرگ نیروی دریائی آویخته شد.
ویترین های کهن ترین فروشگاه بزرگ پاریس “بون مارشه”

برای جشن صد و شصتمین سال تأسیس خود، این فروشگاه بزرگ و نامدار پاریسی از کاترین دونوو، هنرپیشه سرشناس خواست تا روح «ساحل چپ رودخانه سن» را با دادن نماد هائی از خود برای آزین ویترینهای این فروشگاه در طرح های اماده شده توسط مرجان ساتراپی و یک مستند ویژه، زنده کند.
مرجان ساتراپی، که به باور او «دنیا یعنی پاریس و پاریس یعنی کاترین دونوو»، نگاره هائی آفرید که این ستاره را در مکانهای محبوبش در ساحل چپ پارس به نمایش میگذارند. ده صحنه کوتاه آمیخته با طنز، که هم اشارههایی به کارنامه هنری این بازیگر دارند و هم ادای احترامی گرافیکی به این بخش دوست داشتنی و سرشار از خاطره های تاریخی و فرهنگی روشنفکری شهر پاریس می کنند، برای این هدف به کار گرفته شده اند.
این طراحیها به شکل سهبعدی، همچون صفحهای از یک کتاب پاپآپ، در ویترینهای خیابانی که در آن فروشگاه بون مارشه قرار دارند، به نمایش گذاشته شدند.
ده طراحی امضاشده توسط این کارگردان ایرانی نیز، در یک مجموعه ویژه، در ۱۶۰ نسخه (با اشاره به ۱۶۰ سال آفرینش) به چاپ رسید که هر کدام به قیمت ۹۰۰ یورو به فروش رفت. درصدی از فروش این مجموعه به بخش حمایتهای خیریه بیمارستان« نِکر – کودکان بیمار» داده شد.
جایزه ها و بزرگداشت ها
شمار جایزه ها و بزرگداشت ها آن چنان بالاست که نمی توان به همهی آنها پرداخت.
در میان آن ها می توان به گزینش او به عنوان عضو هیات داوران فستیوال کن در در سال ۲۰۰۸ و عضویت در آکادمی هنرهای زیبای فرانسه اشاره کرد.
مرجان ساتراپی ، در سال ۲۰۲۵، نشان لژیون دونور خود را، با گفتن این که این کار خود را رفتاری توهین آمیز به فرانسه نمی داند و برعکس این کشور را، که به وی امکان دست یابی به سرشناسی جهانی داده است دوست می دارد، رد کرد. پیش از او کسانی چون “ژان بل سارتر”، “سیمون دو بووآر” ، :ژرژ براسنز” “ماری و پییر کوری” وشماری دیگر از گرفتن این جایزه خود داری کرده بودند.
گفتنی است که چند ساعت پس از اعلام خبر درگذشت او، رئیسجمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، «تسلیت عمیق» خود را به خانواده و نزدیکان مرجان ساتراپی ابراز کرد. او در بیانیهای از مشهورترین اثر این هنرمند، «پرسپولیس»، به عنوان «یک اثر بزرگ مردمی » یاد کرد.
کاخ الیزه در بیانیه خود گفت : «او با نگاه کودکانه، طنز، مهربانی و دغدغههای درونیاش، جهانی تکاندهنده آفرید که خوانندگان با آن هم ذاتپنداری کردند.»
دو سه سخن دیگر
گفتنی است که مرجان ساتراپی با دو فیلم نخستینش توانست در بخش های مسابقه ای فستیوال های رده اول چون کن و ونیز شرکت کند و در کن جایزه ویژه هیأت داوران را هم برباید.

فیلم های آخرینش، “دسته ی تبهکاران ” (۲۰۱۲)، “صداها” (۲۰۱۴)، “رادیو اکتیو” (۲۰۱۹) و “پاریس بهشت” (۲۰۲۴)، راه چندانی نرفتند، گرچه به جز “دسته ی تبهکاران” همگی نام شماری هنرپیشه ی سرشناس را یدک می کشیدند. البته به یک بدشانسی در پیوند با فیلم “رادیو اکتیو” هم می بایستی اشاره کرد که به هنگام روی پرده سینماها آمدن، برخورد کرد به قرنطینه ی زمان کوید و به گونه ای سوخت.
در پایان باید گفت آن چه این هنرمند را ویژه می کرد، تلاش بزرگ او برای گسترش دامنه ی هنرش بود. هنری که همواره با نگاره پیوند می خورد. طنز بسیار بزرگ، ریز بینی وحساسیتش به وی امکان می داد به زمینه های ناشناخته نیز رخنه کند و علیرغم همه دلشوره ای که هر کار تازه برای وی به دنبال می آورد، از تجربه اندوزی بازناییستد.
مرگ او به دلیل از دست دادن جفتی جایگزین نشدنی، در حالی که می توانست هنوز سال ها به آفرینش بپردازد و برگ های دیگری به درخت بزرگ دنیای هنر بیاویزد، باور نکردنی وتلخ می شود. اما به هر رو، روشن است که ره آوردش برای دنیای هنر، نامش را زنده نگه خواهد داشت.
