چرا سواد رسانهای امروز یک فوریت ملی است؟
- شناسه خبر: 98383
- تاریخ و زمان ارسال: 3 آگوست 2026 ساعت 9:48

هنرمندنیوز:
بمباران اخبار جعلی با کلیک؛ شایعه و بزرگنمایی!
شایعه؛ سلاحی ارزانتر از موشک، مخربتر از بمب
بازی با روان جامعه در قمار کلیک و شایعه
یکی از قواعد جنگ کلاسیک این است که «اولین قربانی هر نبردی، حقیقت است» اما در دنیای امروز و با تغییر ماهیت منازعات، این گزاره دستخوش تغییر شده است؛ امروز نخستین قربانی، امنیت روانی تودههای مردم جامعه است، پیش از آنکه حتی گلولهای شلیک یا موشکی از سکو پرتاب شود. در هفتهها و ماههای اخیر، جامعه ما بارها و بارها در معرض موجی از تهدیدهای کلامی، بیانیههای آخرالزمانی و خطونشانهای رسانهای آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی قرار گرفته است. از تهدیدهای گاهوبیگاه ترامپ قمارباز مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی و شریانهای انرژی ایران گرفته تا سناریونویسیهای شبانه شبکههای فارسیزبان ماهوارهای نظیر اینترنشنال و بیبیسی فارسی برای ساعت صفر حمله؛ همگی قطعات یک پازل بزرگتر را پُر میکنند که هدف نهایی آن نه لزوماً تخریب فیزیکی، بلکه فلج کردن ذهن و روان جامعه است. این راهبرد ترکیبی که میتوان آن را «جنگ روایتها و شایعهها» نامید، سلاح جدید و کارآمدی در دست واشنگتن و تلآویو است که با کمترین هزینه مالی و نظامی، بیشترین فرسودگی را در عمق استراتژیک کشور یعنی در میان تودههای مردم ایجاد میکند.
برای درک عمیق این بحران، باید از اتاقهای تحلیل سیاسی خارج شد و به کف خیابانها، بازارها و خانههای مردم نگریست. مردم ایران در سالهای اخیر فشارهای اقتصادی جانکاهی را تحمل کردهاند؛ از تورم مزمن و کاهش قدرت خرید گرفته تا بیثباتی در بازار ارز که مستقیماً بر معیشت روزمره آنها اثرگذار است. در چنین بستری، تزریق مداوم اخبار جعلی و بزرگنمایی تهدیدهای نظامی، مانند پاشیدن نمک بر زخم ناترازیهای اقتصادی عمل میکند. وقتی شایعه یک حمله قریبالوقوع در فضای مجازی میپیچد، نخستین واکنش بازار، تلاطم قیمتها و انجماد فعالیتهای اقتصادی است. سرمایهگذار دست نگه میدارد، شهروند عادی برای حفظ ارزش دارایی ناچیز خود به سمت بازارهای غیرمولد هجوم میبرد و در نهایت، چرخه تولید و توزیع دچار لکنت میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که طراحان جنگ روانی به دنبال آن هستند؛ تولید ناکارآمدی خودخواسته از طریق ایجاد هراس عمومی.
اما بعد روانی این ماجرا بمراتب ویرانگرتر از اثرات اقتصادی آن است. انسانِ منتظر در تعلیق، انسانی است که قدرت تصمیمگیری و برنامهریزی برای آینده را از دست میدهد. وقتی هر شب با این گزاره ذهنی به خواب میرویم که «شاید امشب اتفاقی بیفتد» و صبح با شایعهای تازه بیدار میشویم که «به دلیل توافقهای پنهان یا بازگشت به میز مذاکره، حمله به تعویق افتاد»، نوعی خستگی مفرط ذهنی و فرسودگی عصبی بر جامعه سایه میاندازد. این بازی رفتوبرگشتی با روح و روان جامعه، نوعی تروریسم روانی است. رسانههای معاند فارسیزبان با پوششهای زنده و لحظهای از تحرکات نظامی فرضی، مصاحبه با کارشناسان خودخوانده جنگی و تحلیل تصاویر ماهوارهای بیارتباط، به این آتش دامن میزنند. آنها با استفاده از تکنیکهای برجستهسازی و ایجاد تعلیق، مخاطب را در وضعیت گوشبهزنگ مداوم قرار میدهند. این وضعیت «آمادهباش ذهنی بیحاصل» به مرور زمان به بیتفاوتی، ناامیدی و در نهایت فروپاشی همبستگی اجتماعی منجر میشود.
در مواجهه با این آرایش جنگی رسانهای، بزرگترین خلاء موجود در کشور، ضعف مفرط در حوزه سواد رسانهای است. بخش عمدهای از بدنه جامعه، هنوز ابزار لازم برای تفکیک خبر واقعی از شایعه، گزارههای تحلیلی از عملیات روانی، و اخبار جهتدار از اطلاعات بیطرف را در اختیار ندارد. ما نیازمند یک انقلاب در نحوه مواجهه با جریان اطلاعات هستیم. شهروندان باید بیاموزند که در فضای مجازی، بازنشر هر خبر تاییدنشده، شلیک یک گلوله به امنیت روانی خانواده خودشان است. سواد رسانهای در روزگار کنونی، یک دانش لوکس یا دانشگاهی نیست؛ بلکه یک سپر دفاع شخصی و ملی در برابر ترکشهای جنگ روانی است. باید بپذیریم که در این بازی ذهنی، هدف نهایی رسانههای بیگانه اطلاعرسانی نیست، بلکه مدیریت احساسات، خشم و ترس ماست تا از این طریق، حاکمیت را تحت فشارهای داخلی قرار داده و به عقبنشینی وادار کنند.
از سوی دیگر، رسانههای رسمی و داخلی نیز در این کارزار مسئولیت سنگینی بر عهده دارند. انفعال، دیرکرد در اطلاعرسانی شفاف و اتکا به روشهای سنتی و کلیشهای برای مقابله با بحرانهای خبری، راه را برای مرجعیت یافتن رسانههای آنسوی مرزها هموارتر میکند. وقتی رسانه داخلی نتواند به موقع، با زبان مخاطب امروز و بدون لکنت، واقعیتهای میدانی را روایت کند، خلأ ایجادشده بلافاصله توسط کانالهای تلگرامی مجهولالهویه و شبکههای ماهوارهای پر میشود که تخصصشان تولید ترس در بستهبندیهای جذاب خبری است. سردبیران و مدیران رسانههای کشور باید بدانند که سکوت یا تکذیبهای سادهانگارانه دیگر پاسخگو نیست. ما به روایتهای باورپذیر، سریع و همهجانبه نیاز داریم تا بتوانیم ابتکار عمل را در افکار عمومی حفظ کنیم.
برای عبور از این دوران پرتلاطم بیش از هر چیز به تابآوری اجتماعی و هوشیاری جمعی و سواد رسانهای نیاز داریم. دشمن با استفاده از ابزار تهدید و شایعه، به دنبال ایجاد گسست میان جامعه و واقعیت است. اگر بپذیریم که امنیت ملی و آرامش روانی، سرمایههایی عمومی و غیرقابل جایگزین هستند، آنگاه در مواجهه با هر خبر تکاندهندهای، نخستین سوالمان این خواهد بود: «چه کسی از نگران شدن و هراس من نفع میبرد؟» با پاسخ به این پرسش کلیدی و با مجهز شدن به سلاح آگاهی و سواد رسانهای، میتوان تلههای پهنشده در فضای مجازی را بیاثر کرد و اجازه نداد که روان، معیشت و زندگی روزمره مردم، ابزار دست بازیگران سیاسی در واشنگتن، تلآویو یا استودیوهای لندن قرار گیرد. زمان آن رسیده است که امنیت روانی جامعه را به عنوان یکی از مولفههای اصلی امنیت ملی تعریف کنیم و برای حفظ آن، سدی محکم از آگاهی و عقلانیت بسازیم.
نویسنده: مهدی احمدی
