بوطیقای عشق در هزاره معاصر
- شناسه خبر: 98420
- تاریخ و زمان ارسال: 3 آگوست 2026 ساعت 16:01

هنرمندنیوز: نمایشی در باب تاریخ و عشق در سرزمین ایران که با استقبال مخاطبان نیز مواجه گردیده است.این نمایش که در زمان جنگ چهل روزه تحمیلی اخیر مراحل تمرین و اماده سازی خود را پشت سر گذاشت نمایشی است که در مقاطع مختلف تاریخ و به شیوه ای بدیع و هنرمندانه به بیان نکات ظریفی از عشق عفیفانه و معنوی در پیرنگی از داستان های جذاب و شنیدنی می پردازد.
گفتگویی با امیر امیری نویسنده و کارگردان این نمایش انجام دادیم که در ادامه می خوانید:
اقای امیری لطفا درباره داستان و قصه نمایش جای دندان پلنگ توضیحاتی بفرمائید؟
داستان نمایش جای دندان پلنگ از زمان حکومت ملک خاتون حاکم ری در آخرین حاکم آل بویه مادر آخرین حاکم آل بویه شروع میشود.وی که خانم سیّد جلیل القدری است همسرش فخرالدوله دیلمی در جنگ کشته شده و وقتی خبر شهادتش رو می شنود تشنه میشود و تشنگی عجیبی پیدا میکند سربازاش را مجبور میکند و هر شب یک سوار ازکوه دماوند تا تیکه یخ بردارد و داخل مشک تا صبح برساند به دربار ملک خاتون برساند تا ایشان آب خنک بخورد و تا زمان قاجار هم چند تا اتفاق اینجوری داریم میرسیم به زمان معاصر در زمان معاصر هم داستانهای عاشقانهای داریم که در تهران رخ داده مثل زن قرمزپوش میدان فردوسی .اینها رو روایت میکنیم و در زمان حال و معاصر هم قصه ی یک عشق نافرجام که معشوقش توی جنگ رمضان کشته شد را روایت میکنیم.

چرا موضوع عشق را برای نمایش خود انتخاب کردید؟
مسئله اینه که در زمانهی ما عاشقی به روش یعنی به به اون معنای عمیق ادبیات فارسی تقریباً داره منقرض میشه رسانه های اجتماعی تعاریف غلط و سطحی از عشق رو به نمایش گذاشتند در حالی که عشق در ادبیات فارسی عشقِ حالا با اون مفهوم عمیقه و چه عشق بین زن و مرد و حتی داستان های عاشقانه مثل بیژن و منیژه مثل سلامان و ابسال مثل لیلی و مجنون شیرین و فرهاد مفاهیم بسیار عمیقی دارن و عشقهای بسیار پایدار و ارجمندی هستن ولی خب در زمان حاضر این روایت از عشق خیلی از بین رفته و ما خواستیم با به تصویر کشیدن عشقی که در ادبیات کهن پارسی هست به شیوهی امروزی یه روایت درستی از عشق داشته باشیم و اینکه عشق رو در جنگ به نمایش بگذاریم کل شاید مفهوم عشق در این نمایش در این جمله است که جنگ زمانهی دلربایی عاشقانه وقتی جنگ میشه عاشقها نه تنها به خاطر اینکه یه معشوقی دارن از ترس نمیرن تو خونه قایم شن بلکه همون عاشقهایی که یه معشوقی دارن و بهش بیشتر وابستهان میان تو میدون و میجنگن و دلربایی میکنن با جنگ و در تمام تاریخ این عاشقها بودنکه تو میدون جنگ هم دلربایی کردند با شمشیر و تفنگ و میزه و اینها. جنگ رمضان هم باز یک تصویری از این عشق بود ببینید زن و مردی که اومدن تو میدون مرد دست زنش رو گرفت اومد تو روز قدس ترکش خورد و همسرش جلوی چشمش شهید شد خب یا اینکه زن ها که موجودات لطیفی هستن اومدن مردونه تو میدون کار کردن و بیشتر از مردها تهییج به جنگ کردن رزمنداها تو سایر کشوریکشورها هم همینه فرض کنید لرک ها در میانه ی جنگ های آزادی بخش کشور خودش عاشقانه ترین شعر هاش رو گفته یا اون شاعرهای فلسطینی و سوری و ایرلندی و هر جای دنیا جنگ هست انگار عشق پررنگ تره جذاب تره لطیف تره و حماسی تره.

در رابطه با متن اثر و نوع نگارش نمایشنامه هم توضیحاتی بدهید؟
متن کار هم بیشتر از هر چیزی پاسدار زبان فارسیه از اون جهت که زبان فارسی رو بر اساس متون مکتوب شعر و نصر زمان خودش روایت میکنه یعنی ما اگه از زمان سلطان محمود حرف میزنیم نزدیک میشیم به تاریخ بیحقی اگر میایم چند سال بعدترش یک قرم بعدترش نزدیک میشیم بهتسکلتالعولیا عطار وقتی میایم قاجاریه نزدیک میشیم به نثر اون زمان به منشعات قائم مقام فراهانی یا میایم زمان بر فرض پهلوی اول باز زبان و رمانها و داستانهای اون زمان زبان ما رو مشخص میکنند و سعی کردیم روایتی از تغییر و تکامل زبان فارسی در طولیک تقریبا هزاره رو دقیقا هزار سال رو روایت کنیم بخواهیم دقیق تر بگیم نهصد و نود سال از تطور زبان فارسی رو داریم روایت میکنیم. در حقیقت اومدیم مانیفست و اون فلسفه ی عشق بین زن و مرد را اونجوری که در ادبیات کهن جهان هست روایت کردیم عشقی که سازنده ی جامعه و ارزش ها و پایداری جوامع عشقی که انسان ها رو زیباتر و دوست داریمگذاشتنی تر و انسان تر و غیور تر و حماسی تر و جنگجوتر میکنه.
از لحاظ فرم و نحوه اجرای کار چه روشی رابرای این نمایش انتخاب کرده اید؟
فرم کارهای من معمولا اینجوریه که ترکیبی از مینیمالیسم و اپیک یا فاصله گذاریه از یک طرف توی صحنه و حالا بازیها به واسطه اینکه بیشتر داستان برای من مهمه به سمت مینیمالیسم میریم ولی از اون جهت که پای مفاهیم و مباحث عمیق پیش میاد یک مقدار هم به سمتپیک میریم یعنی فاصله گذاری می کنیم ارتباط بهتری با مخاطب میگیریم یه جاهایی لازم تعاملی داشته باشیم با مخاطب ولی در کل اون فرم کلاسیک داستان گویی رو سعی می کنیم رعایت کنیم که تو این کار به واسطه اینکه طبعما دوازده تا تابلو نمایشیه از فرم کلاسیک به ظاهر فاصله گرفتیم ولی در بطن کار فرم کلاسیک روایتو درام رعایت شده است.
