برای من مهم است که اثر حرف و روایت خودش را داشته باشد
- شناسه خبر: 99497
- تاریخ و زمان ارسال: 29 سپتامبر 2026 ساعت 19:15

در روزگاری که سرعت سرسامآور زندگی مدرن فرصت درنگ و تماشا را از انسان ربوده است، هنر همواره پناهگاهی امن برای مکث، تفکر و بازیافتن خویش بوده است. سمیرا ولیزادهشجاعی، از معدود هنرمندانی است که توانسته میان دنیای دقیق و هندسی «معماری» و جهان سیال و پُرازاحساس «نقاشی» پلی استوار بنا کند. او که از دوران نوجوانی بهطور جدی قدم در وادی هنرهای تجسمی گذاشته، معتقد است اثر هنری پیش از هر چیز باید اصالت داشته باشد و حامل روایتی برخاسته از دغدغههای واقعی درون باشد. در گفتگوی پیش رو، با این هنرمند و پژوهشگر حوزههای تجسمی از مسیر پربار هنریاش، پیوند میان معماری و نقاشی و نقش هنر در بلوغ انسان معاصر سخن گفتهایم؛ روایتی از جنس صداقت، رنگ و اندیشه.
خودتان را برای خوانندگان «هنرمند» معرفی کنید؟
سمیرا ولیزادهشجاعی، کارشناس ارشد معماری هستم؛ متولد ۱۳۶۰. عضو انجمن هنرهای تجسمی و یکی از بنیانگذاران انجمن ابنیه و بهسازی ایران هستم. از حدود ۱۳ سالگی نقاشی را بهصورت آکادمیک شروع کردم و در این مسیر تجربههای مختلفی، از جمله سه نمایشگاه انفرادی و بیش از صد نمایشگاه گروهی در داخل و خارج از ایران داشتم. در کنار فعالیت هنری، معماری را هم بهصورت دانشگاهی ادامه دادم و در مقطع کارشناسی ارشد معماری تحصیل کردم. فکر میکنم ترکیب این دو مسیر، تأثیر زیادی روی نوع نگاه و کار من داشته است. همیشه به خلاقیت، جزئیات و پیدا کردن نگاهی متفاوت به مسائل علاقهمند بودهام و سعی کردهام این ویژگیها را در مسیر حرفهای خود حفظ کنم.

روند آفرینش هنری برای شما چه مراحلی دارد؟
برای من آفرینش هنری معمولاً از یک دغدغه یا یک روایت شروع میشود. بیشتر موضوعاتی که ذهنم را درگیر میکنند، مسائل مربوط به زنان و جامعه هستند و در کنار آن، طبیعت هم جایگاه مهمی در آثارم دارد. معمولاً ابتدا ایده یا روایتی که میخواهم بیان کنم در ذهنم شکل میگیرد و بعد با اتود زدن و پیدا کردن ترکیببندی مناسب، کمکم به تصویر نزدیک میشوم. چون آثارم بیشتر فیگوراتیو هستند، فیگور، حالت بدن و چهره نقش مهمی در انتقال این روایت دارند. در اجرای آثار، بیشتر از اکریلیک استفاده میکنم و گاهی هم برای رسیدن به کیفیت مورد نظرم، سراغ رنگروغن میروم. البته روند کار برای من کاملاً از قبل مشخص نیست؛ گاهی در حین اجرا اتفاقاتی میافتد که باعث میشود اثر تغییر کند و من هم به آن اتفاقات اجازه میدهم وارد کار بشوند.
برای خلق آثارتان بیشتر به علاقه خودتان توجه داشتید یا اقتضای علاقهمندان و خریداران؟
در خلق اثر، نقطه شروع برای من بیشتر علاقه و دغدغه شخصی خودم بوده است. معمولاً نمیتوانم صرفاً بر اساس چیزی که فکر میکنم ممکن است بیشتر مورد پسند یا فروش قرار بگیرد، اثری را خلق کنم؛ چون برای من مهم است که اثر حرف و روایت خودش را داشته باشد. در واقع ترجیح میدهم اول اثر از یک دغدغه واقعی و شخصی شکل بگیرد و بعد بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. فکر میکنم اگر اثر از احساسات خودم صادقانه نشأت بگیرد، امکان ارتباط با مخاطب هم بیشتر میشود.

تاکنون بهترین تجربه شما در شاخه هنریتان چه بوده است؟
اگر بخواهم یک تجربه را بهعنوان بهترین تجربه انتخاب کنم، برای من بیشتر از اینکه یک اتفاق یا یک نمایشگاه خاص باشد، خودِ مسیر و تجربه سالها فعالیت هنری بوده است. از دوران نوجوانی تا امروز، هر نمایشگاه و هر اثری که خلق کردهام، تجربهای متفاوت برایم داشته است. اما چیزی که همیشه برای من ارزشمند بوده، ارتباطی است که بین اثر و مخاطب شکل میگیرد؛ اینکه یک اثر از یک دغدغه شخصی من شروع شود و در نهایت بتواند احساس یا فکری را در مخاطب ایجاد کند. فکر میکنم همین ارتباط با مخاطب و اینکه بعد از سالها هنوز دغدغه خلق کردن و بیان موضوعاتی را که برایم مهم هستند دارم، یکی از بهترین بخشهای مسیر هنریام بوده است.
در پیمودن این مسیر هنری چقدر از حمایت خانواده و اطرافیانتان برخوردار بودهاید؟
از نوجوانی حمایت مادرم را داشتم که بسیار برایم ارزشمند است؛ و البته اساتید خوبی که همیشه به من دلگرمی میدادند. فکر میکنم ادامه دادن یک مسیر هنری در نهایت نیاز به انگیزه و پشتکار شخصی خودِ آدم هم دارد. برای من هم در طول این سالها، در کنار حمایت اطرافیان، علاقه و باور خودم به نقاشی باعث شد حتی در دورههایی که مسیر سختتر بود، آن را ادامه بدهم.

مشتاقیم بدانیم از چه زمانی احساس کردید نقاشی محور اصلی زندگی شما شده است؟
از کودکی از نقاشی کردن لذت میبردم و بهتدریج متوجه شدم که این کار فقط یک علاقه یا سرگرمی نیست، بلکه تبدیل به بخش مهمی از زندگیام شده است. در طول سالها، با وجود اینکه مسیر دانشگاهیام به معماری رسید، نقاشی را هیچوقت کنار نگذاشتم و همیشه در کنار معماری ادامهاش دادم. اتفاقاً فکر میکنم همین همزمانی نقاشی و معماری باعث شد هرکدام روی نگاه من به دیگری تأثیر بگذارد.
یادتان هست اولین نقاشی که کشیدید در چه سنی بوده و موضوع و متریالش چه بوده؟
واقعاً یادم نیست! یادم است که دفتر فیلی داشتم و تمام اتفاقات روزمره و آرزوهایم را داخلش نقاشی میکردم. چیزی که بهطور مشخص به یاد دارم این است که اولین متریالم مدادرنگی بود.

اصولاً فکر میکنید هنر به چه شکلی میتواند در بلوغ انسان مدرن مؤثر واقع شود؟
به نظر من هنر میتواند انسان معاصر را به دیدن و فکر کردن عمیقتر دعوت کند. در دنیایی که سرعت زندگی و حجم اطلاعات زیاد شده، هنر فرصتی برای مکث، تأمل و مواجهه با خود و جهان اطراف ایجاد میکند. هنر همچنین میتواند باعث شود انسان با تجربهها و نگاههای متفاوت آشنا شود و در نتیجه، درک و همدلی بیشتری نسبت به دیگران پیدا کند.
- مینا بنی هاشمی
