نخلهای طلای افتخاری هفتادونهمین فستیوال کن
- شناسه خبر: 97592
- تاریخ و زمان ارسال: 22 اردیبهشت 1405 ساعت 11:19

هنرمندنیوز: باربارا استرایسند، خواننده، هنرپیشه و کارگردان و همچنین پتر جکسون، کارگردان نیوزیلندی، پس از آنیس واردا، مارکو بلوکیو، جودی فاستر، مریل استریپ و روبرت دنیرو در سال گذشته، نخل های طلائی افتخاری ۷۹ مین فستیوال کن را دریافت می کنند.
باربارا استرایسند و زندگی هنری پر بارش
برای بزرگداشت زندگی هنری با شکوه “باربرا استرایسند” ، هنرمند اسطورهای، خواننده ای با صدائی ناب، ترانه سرا، بازیگر، کارگردان، تهیهکننده، فیلمنامهنویس، نماد درخشان رویای آمریکایی و درخشش او در سینما و بر روی صحنه ی کمدی موزیکال ها، درروز ۲۳ مه ، به او نخل طلای افتخاری داده می شود. این مراسم بهصورت زنده از کاخ جشنوارهها پخش خواهد شد.
“باربارا استرایسند” در مورد این جایزه میگوید: «با غرور و فروتنی ژرف ، خوشنودم که به جمع برندگان نخل طلای افتخاری میپیوندم؛ هنرمندانی که کارشان سالها الهامبخش من بوده اند. در این روزهای سخت، سینما توانائی باز کردن دلها و ذهنهای ما به روی داستانهایی دارد که انسانیت مشترکمان را بازتاب می دهند و دیدگاههایی که ما را به یاد آسیبپذیری و تابآوریمان میاندازند. سینما مرزها و سیاست را فراتر میرود و برنیروی تخیل برای شکلدادن به جهانی مهربانتر تکیه میکند.
بدون این بخواهیم از عدد ها برای سنجیدن ارزش یک هنرمند استفاده کنیم، باز هم شاید بد نباشد چند تای آن ها را به کار بببندیم. در سینما: ۱۹ نقشآفرینی و ۳ کارگردانی، ۲ اسکار و نخستین زنی که جایزهی بهترین ترانهی متن فیلم را در سال ۱۹۷۷ دریافت کرد، ۱۱ گلدن گلوب و نخستین زنی که جایزهی بهترین کارگردانی را در سال ۱۹۸۴ ربود. در موسیقی: ۳۷ آلبوم استودیویی، ۱۳ موسیقی متن، ۱۰ جایزهی گرمی، تنها هنرمندی که در شش دههی پی در پی آلبومهایش در سر فروش قرار گرفت و زن هنرمندی که تا سال ۲۰۲۳ بیشترین آلبومهای شماره یک را در تاریخ داشته است. “باربرا استرایسند” به قلهی صنعت سرگرمی رسید، جائی که هیچکس پیش از او نرسیده بود. اما این آمار خیرهکننده در مقایسه با تأثیرش بر فرهنگ پاپ نیمهی دوم قرن بیستم، رنگ می بازد.
“باربرا استرایسند” به همان اندازهی صدای توانا، شفاف و دو اکتاو ی خود (متزو سوپرانو )، در آزاد، مستقل، خارقالعاده و نا متعارف زندگی کردن و در آفرینش هایش، تواناست. . “آیریس نابلوک”، رئیس جشنوارهی کن، میگوید: «امسال، ما می خواستیم هنرمندی را گرامی بداریم که با نیروی هنر و پافشاری بر آزادی خود، جایگاهش را تثبیت کرده است. بهعنوان یک زن، خوشنودم که میتوانم ستایشمان را به این آفریننده تمام و کمال، این شهروند دلاور، که ویژگی اش زمان را درنوردیده و همچنان الهامبخش است، ابراز کنم.»
او الگویی برای همهی زنان، بهویژه به هنگام رودروئی وایستادگی دربرابر سختی ها به شمار می آید. فیلم «ینتل» نمونهی بارز این ادعا ست. او که در سال ۱۹۶۳ تحت تأثیر داستان “ایزاک باشویس سینگر” قرار گرفته بود، حقوق آن را خرید، اما فیلم ۲۰ سال پس از آن اکران شد. در واقع، اراده و دلیری او سبب شد تا کار به سرانجام برسد که البته ، پس از تهیه سناریو از اثر، افزون بر بازی در آن، فیلم را نیزکارگردانی کرد. نخستین اثر او تاریخساز شد: برای نخستین بار بود که هالیوود بودجهی بزرگی را به یک زن کارگردان اختصاص میداد. در این داستان رهائیی از بندها، تغییر چهره دادن و پیشگامی برای شکستن قوانین موجود و جایگزین کردن آنها با قانون خویش، به این پی می بریم که همه اینها استعارهای است از سرنوشت خود او.
پس از این فیلم، دو فیلم «پرنس جذر و مد» (۷ نامزدی اسکار) و «درسهای اغواگری» (۲ نامزدی اسکار)، ساخته شدند و بازسازی فیلم «آینهی دوچهره» اثر آندره کایات، انجام گرفت.
کسی که از کودکی آرزوی بازیگری داشت، ابتدا به ناچار به موسیقی روی آورد. با تلاش و کار بسیار این هدف، بسیار زود و به شکلی توانمند نسج گرفت. در آغاز، در ۱۸ سالگی، با کاردر کابارهها خود را نشان داد، سپس در ۲۰ سالگی بر صحنهی برادوی، در ۲۱ سالگی با انخستین آلبوم موسیقیاش و در ۲۶ سالگی با رفتن جلوی دوربین برای فیلم «دختر بامزه»، ساخته ی ویلیام وایلر، به نخسین اسکارش دست یافت.
کمدین خیرهکننده، خوانندهی بیهمتا، پرانرژی، بامزه و جذاب، “باربرا استرایسند” به دنبال کمال است و آن را با حرفهایگری بیش از اندازه به دست می آورد. البته او در همه ی کارهایش احساس و صداقت برا هم فراموش نمی کند.. . او در کمدی موزیکال ها مانند «سلام، دالی!» (۱۹۶۹)، «ستارهای متولد شده» (۱۹۷۶)، و همچنین در کمدیهای کلاسیک مانند «جغد و گربه» (۱۹۷۰)، «زن من دیوانه است» (۱۹۷۴)، «پدرزن، والدین و من» (۲۰۰۳) درخشیده و تماشاگران را در فیلمهای دراماتیک مانند «دیوانه» (۱۹۸۷)، یا یکی از زیباترین داستانهای عشقی سینمای هالیوود پس از جنگ، «بهترین سالهای زندگی ما» (۱۹۷۳)، دگرگون کرده است.
به گفتهی تیری فرمو، مدیرکل جشنواره: « باربرا استرایسند»، این ستاره ی جهانی، پیش از هر چیز، هنرمندی است که پروژههایی را به دست می گیردکه شبیه خود او هستند، مال او هستند و او آنها را با همه ی جهان سهیم می شود. او خط پیوند افسانهای است میان برادوی و هالیوود، میان صحنه های کمدی موزیکال و پرده ی بزرگ سینما. شنیدن صدا و دیدن بازیاش یاد آور بخشی از بهترین سالهای زندگی ما می شود.
به موازات این پیروزی های خیرهکننده، “باربرا استرایسند” با همه ی وجود، خود را وقف فعالیتهای اجتماعی نیز کرده است. او بهویژه به سلامت قلب زنان توجه ویژه ای دارد و با پر پا نهادن “مرکز قلب زنان باربرا استرایسند” در مؤسسهی قلب” سدارس-سینای”، به درمان آن ها کمک میکند. ” بنیاد استرایسند” او که در سال ۱۹۸۶ تأسیس شد، از برابری جنسیتی وحقوق اقلیتها، پاسداری از محیطزیست، پژوهش های پزشکی و آموزش هنری برای کودکان محروم هواداری میکند.
بنابراین جشنوارهی کن بسیار سرقراز است که برای نخستین بارمیزبان این «دختر بامزه» ی اسطورهای در فستیوال می شود.

“پتر جکسون”، کارگردان نیوزیلندی، با سینمائی جسورانه و پیشرو
پس ازهنرمندانی که در آغاز نامشان رفت، ،نخل طلای افتخاری امسال به پتر جکسون، فیلمساز نیوزیلندی، کارگردانی داده می شود که با جسارت هنری و نو آوری فنی چشمگیر، توانسته سینمای پرفروش هالیوودی و سینمای هنری را با هم در هم بیامیزد.
“پتر جکسون” میگوید: «دریافت نخل طلای افتخاری در کن یکی از بزرگترین لحظههای زندگی حرفهای من خواهد بود. کن نقش تعیینکنندهای در مسیر سینمایی من داشته است. در سال ۱۹۸۸، با اولین فیلمم، «مزهی بد»، در بازار فیلم کن حضور داشتم و در سال ۲۰۰۱، بخشهایی از «ارباب حلقهها» را، هفت ماه پیش از اکران جهانی آن، در این فستیوال به نمایش گذاشتیم. بسیار سپاسگزارم که جشنوارهی کن، که همیشه سینمای جسورانه و پیشرو را گرامی داشته، من را در کنار هنرمندانی قرار میدهد که کارشان همچنان الهامبخش من است.»
در ماه مه ۲۰۰۱، در حالی که “باز لورمن” با «مولن روژ»، پنجاه و چهارمین جشنوارهی کن را گشوده بود و نانی مورتی آماده دریافت نخل طلا برای «اتاق پسر» از دست لیو اولمان، رئیس هیئت داوران، بود. نمایش ۲۶ دقیقه ای از نحستین نگاره و پلانهای خیرهکنندهی «ارباب حلقه ها»، آن هم هفت ماه پیش از اکران جهانی آن واز فیلمی که هنوز در مرحلهی تدوین بود، در سئانسی برای خبرنگاران، زندگی پتر جکسون را تغییر داد.
ترس آغازین به هیجان همگان تبدیل شدو پیروزی خیرهکنندهی سهگانهی «ارباب حلقهها» را به دنبال آورد.” پتر جکسون” و “نیو لاین سینما”، با این ریسک جسورانه، پادر راه افتخار و شناخت جهانی نهادند چرا که هم منتقدان و هم تماشاگران با آن همراه شدندو با ۱۷ جایزهی اسکار (از جمله ۱۱ جایزه برای آخرین بخش )، برابر با «بنهور» و «تایتانیک» با سرمایهگذاری ده برابر کمتر، به ۳ میلیارد دلار فروش دست یافتند و هشتمین درجه ی پرفروش تاریخ سینما را از آن خود کردند.
بیست و پنج سال پس از ان، جشنوارهی کن در مراسم گشایش خود، در روز۱۲ مه ۲۰۲۶، از پتر جکسون بزرگداشت به عمل می آورد.
“آیریس نابلوک”، رئیس جشنواره، میگوید: «در هفتاد و نهمین دوره ی خود، جشنواره کن به کارگردانی خوش آمد می گوید که یک نیروی آفرینش بی پایان و بزرگی دارد و ژانر فانتزی قهرمانانه را به اوج رسانده است.
تییری فرمو، مدیرکل جشنواره، هم می افزاید : «به روشنی میتوان گفت که دوران پیش و پس از ” پتر جکسون” وجود دارد. سینمای غول پیکر و هنر سرگرم کننده ی بلندپروازانه، از ویژگی های اوست. او سینمای هالیوودی و مفهوم نمایش بزرگ را برای همیشه تغییر داد. اما پتر جکسون را نباید تنها یک تکنیسین بسیارتوانا دانست، بلکه بیش از هر چیز، او یک داستانسرای بزرگ و هنرمندی غافلگیر کننده است.
در واقع، شمار اندکی از فیلمسازان چنین تغییرات سرنوشت سازی در کار خود ایجاد کردهاند. پتر جکسون، کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس، یکی از آنهاست. سهگانهی اسطورهای «ارباب حلقهها» که از سال ۲۰۰۱ آغاز شد، شیوهی ساخت نگاره هار آفریدن دنیاهای ویژه و روایت داستانها را در سینما دگرگون کرد. برگرفتن از شاهکار ادبیات فانتزی جی.آر.آر. تالکین، که تا آن زمان نا ممکن به نظر می رسید، چالشی بزرگ به شمار می اید. پس از چند پیروزی هنری («مزهی بد»، ۱۹۸۷؛ «مردهی مغزی»، ۱۹۹۲؛ «موجودات آسمانی»، ۱۹۹۴)، جکسون کار آغاز سه بخش را به دست گرفت که با فاصلهی یک سال اکران شدند: «یاران حلقه» (۲۰۰۱)، «دو برج» (۲۰۰۲) و «بازگشت پادشاه» (۲۰۰۳). این سهگانه بهطور کامل و هم زمان در نیوزیلند فیلمبرداری شدند. کشوری که علاوه بر میزبانی از فیلمبرداری، کار پساتولید افکتهای ویژه، تدوین و میکس صدا را نیز بر عهده داشت. این پروژه چالشی لژیستیکی عظیم بود: ۲ سال پیشتولید، ۲۷۴ روز فیلمبرداری، ۳ سال پساتولید، ۲۰٬۶۰۲ بازیگر نقش مکمل، ۲٬۴۰۰ تکنسین و بودجهای معادل یک میلیون دلار در روز.
در این سهگانه، همهچیز بی اندازه خیرهکنندهاست : معدنهای تاریک موریا، رویارویی افسانهای گندالف و بالروگ، نبرد پایان دنیا در درهی هلم، حملهی شگفتانگیز سوارکاران روهان در دشتهای پلنور و نبرد نهایی در دروازههای موردور در میان انبوه کارزارهای بیرحمانه وپر از وحشیگری. همراه با استودیوی افکتهای ویژهی «وتا افاکس» در ولینگتون (که بعداً روی «آواتار» نیز کار کرد)، جکسون بین الگوریتمهایی که امکان آفرینش صحنههای شلوغ و نبردهای حماسی را فراهم میکنند و تکنیکهای قدیمی سینماتوگرافی (مانند بازی با موقعیت دوربین، دکورهای طبیعی و لنزها، بدون دستکاری دیجیتال) رفت و آمد میکند. این درهم آمیحتگی ظریف، اصالت پروژه را نگه می دارد و به سهگانه اجازه میدهد تا از زمانها بگذرد و جهان تالکین را به بخشی جداییناپذیر از فرهنگ مردمی تبدیل کند، تا جائی که حتی امروز و پس از پیروزی جهانی و پس از بازسازی افسانه ای “کینگ گونگ”، در سال ۲۰۰۵ ، جکسون چند سال بعد، دوباره به “سرزمین میانه” ی تالکین بازگشت و سهگانهی «هابیت» را بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ ساخت.
این داستانگوی بزرگ، به تازگی پروژههای مستند ناب اما به همان اندازه باشکوه را برگزیده است . برای نمونه، او در فیلم «برای سربازان افتاده» (۲۰۱۸) با ۶۰۰ ساعت مصاحبه و ۱۰۰ ساعت فیلمهای بایگانیی بازسازی و رنگآمیزیشده، به جنگ جهانی اول میپردازد.
مینیسریال «بیتل ها: بگ بک» (۲۰۲۱) نیز با تدوین ۶۰ ساعت فیلم بایگانینشده از ضبط آلبوم «بگذار باشد» در اوایل ۱۹۶۹، یکی دیگر از کارهای ناب اوست.
گفتنی است که در همان سال، تالکین خود درخواست بیتل ها را برای برداشتی از «ارباب حلقهها»، با کارگردانی استنلی کوبریک، همراه با جان لنون در نقش گالوم، پل مککارتنی در نقش فرودو، جورج هریسون در نقش گندالف و رینگو استار در نقش سم را رد کرده بود. اما بزرگترین هوادارشان، ۳۲ سال بعد، این کاستی را جبران کرد.
هفتاد و نهمین جشنوارهی فیلم کن از سهشنبه ۱۲ مه تا شنبه ۲۳ مه ۲۰۲۶ برگزار خواهد شد.
