زنگ خطر برای سینمای داستانی فارس، شیراز در جشنواره تهران غایب ماند
- شناسه خبر: 99521
- تاریخ و زمان ارسال: 30 سپتامبر 2026 ساعت 11:20

هنرمندنیوز: فهرست فیلمهای راهیافته به بخش ملی چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، یک بار دیگر نام شیراز را در میان غایبان این بخش قرار داد، اتفاقی که شاید در نگاه نخست صرفاً یک نتیجه جشنوارهای به نظر برسد اما برای کسانی که وضعیت سینمای فارس را از نزدیک دنبال میکنند، باید به عنوان نشانهای جدی از یک مسئله ساختاری مورد توجه قرار گیرد.
در این دوره ۶۳ فیلم کوتاه داستانی به بخش ملی جشنواره راه یافتهاند و بخش قابل توجهی از این آثار از تهران آمدهاند. در مقابل، شهرهایی مانند لاهیجان، سنندج، ارومیه، یزد، مهاباد، گناوه و چند شهر دیگر توانستهاند نمایندگانی در این فهرست داشته باشند. پرسش ساده و در عین حال جدی این است که شیراز کجاست؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان صرفاً در کیفیت چند فیلم یا عملکرد چند فیلمساز جستوجو کرد. مسئله امروز سینمای داستانی فارس سالیان زیادیست، پیش از آنکه مسئله کمبود استعداد باشد، مسئله فقدان یک زنجیره حرفهای و منسجم از آموزش، تولید، حمایت، نقد، نمایش، شبکهسازی و هدایت استعدادهاست.
نیک میدانیم فارس از منظر سرمایه انسانی سینما ظرفیت بالایی دارد. در این استان نویسندگان، کارگردانان، فیلمبرداران، تدوینگران، صدابرداران، طراحان صحنه و لباس، تهیهکنندگان و فیلمسازان جوان و مستقلی فعالیت میکنند که در بسیاری موارد با امکانات محدود و سرمایه شخصی دست به تولید میزنند. آثار مستند، تجربی و انیمیشن تولید شده در سالهای اخیر نیز نشان دادهاند که استعداد و انگیزه در استان وجود دارد. بنابراین مسئله را نمیتوان با گزاره “شیراز فیلمساز ندارد” توضیح داد و توجیه کرد.
در سینمای حرفهای، استعداد به تنهایی کافی نیست. یک فیلمساز برای رسیدن به اثر قابل رقابت به فیلمنامهای که بارها بازنویسی و ارزیابی شده، مشاوره تخصصی، گروه حرفهای، امکانات تولید، منابع مالی، دسترسی به تجهیزات، پستولید مناسب، امکان نمایش و در نهایت شبکهای برای عرضه و حضور جشنوارهای نیاز دارد. اگر این زنجیره در یک استان شکل نگیرد، تولیدهای پراکنده الزاماً به شکلگیری سینمای قدرتمند منجر نمیشوند.
از سوی دیگر، نمیتوان از مسئله تمرکز در سینمای ایران چشم پوشید. تهران همچنان بخش بزرگی از زیرساخت تولید، سرمایه، آموزش، دفاتر تهیه و تولید، نیروهای تخصصی، رویدادهای حرفهای و ارتباطات سینمایی کشور را در خود متمرکز کرده است. نتیجه طبیعی چنین تمرکزی، افزایش امکان تولید و دیدهشدن آثار پایتخت است. بدون تردید تمرکززدایی از سینمای ایران یک ضرورت برای توسعه متوازن فرهنگیست.
شهرستانها زمانی میتوانند در برابر این تمرکز ایستادگی کنند که خودشان صاحب زیرساخت و اکوسیستم سینمایی باشند. نمیتوان از فیلمساز شهرستانی انتظار داشت با امکانات بسیار محدود با فیلمسازی رقابت کند که به شبکه گستردهای از عوامل حرفهای، تجهیزات، سرمایه و ارتباطات دسترسی دارد و در عین حال از استانها خواست صرفاً با تولید بیشتر، فاصله موجود را جبران کنند.
اما یکی از حلقههای مفقوده، آموزش مستمر و حرفهای است. برگزاری چند کارگاه پراکنده در طول سال، جای یک نظام آموزشی هدفمند را نمیگیرد. فیلمساز جوان باید بتواند از مرحله ایده و فیلمنامه تا تولید و پستولید، در یک مسیر مشخص از مشاوره و انتقال تجربه بهرهمند شود. نشستهای منظم نقد و تحلیل فیلم در دفتر انجمن، کارگاههای تخصصی فیلمنامه، کارگردانی، تهیهکنندگی، فیلمبرداری، تدوین و صدا و همچنین برنامههای منتورینگ میتوانند کیفیت تولیدات استان را به شکل محسوسی ارتقا دهند.
در کنار آموزش، نبود یک پاتوق حرفهای و مستمر برای نمایش و گفتوگوی سینمایی نیز احساس میشود. سینما زمانی رشد میکند که فیلم دیده شود، درباره آن گفتوگو شود، نقد شود و فیلمساز در معرض دیدگاههای متفاوت قرار بگیرد. نمایش فیلم بدون گفتوگوی تخصصی، بخش مهمی از کارکرد فرهنگی خود را از دست میدهد.
مسئله انجمنها نیز باید با صراحت بررسی شود. انجمنها قرار است ستونهای اجتماعی و حرفهای سینمای یک استان باشند، بستری برای ارتباط میان فیلمسازان، آموزش، تولید، گفتوگو و پیگیری مطالبات صنفی و فرهنگی. با این حال، عملکرد سالهای اخیر برخی ساختارهای سینمایی استان با ظرفیت واقعی فارس فاصله داشته است.
تعطیلی جشنواره فیلم کوتاه شیراز، کم رنگ شدنِ فعالیت انجمن فیلم کوتاه و نبود یک جریان منظم و مستمر برای حمایت از تولید داستانی، خلأیی ایجاد کرده که آثار آن امروز در خروجی ملی سینمای استان دیده میشود. استانی با این وسعت، سبقه و پیشینه فرهنگی، نیازمند انجمنهایی فعال، پاسخگو، تخصصمحور و جریانساز است.
متاسفانه چند سال است در شیراز خبری از برگزاری منظم پیچینگ حرفهای نیست و جشنواره منطقهای انجمن سینمای جوانان نیز که قرار بود در شیراز برگزار شود، به مرحله اجرا نرسید، اتفاقاتی که نشان میدهد بخشی از جریان حرفهای سینمای استان از رویدادهای تخصصی و فرصتهای ارتباطی مؤثر محروم مانده است.
البته آسیبشناسی سینمای فارس زمانی معتبر است که خود سینماگران نیز سهم خود را در این وضعیت ببینند. یکی از مشکلات جدی، پراکندگی نیروها و فعالیتهای جزیرهای است. گروههای مختلف در مقاطع گوناگون فعالیت میکنند، اما ارتباط میان آنها پایدار نیست و انرژی جمعی سینمای استان گاهی در حلقههای محدود مصرف میشود. رقابت حرفهای میتواند موتور رشد باشد.
باید پذیرفت حذف یکدیگر، بی اعتمادی و شکلگیری حلقههای بسته، نتیجهای جز فرسایش سرمایه اجتماعی سینما در استان نداشته و سینمای فارس بیش از آنکه به تقسیمبندیهای درونگروهی نیاز داشته باشد، به یک نقطه اتصال مشترک نیاز دارد.
از سوی دیگر باید درباره کیفیت تولید نیز صریح بود. افزایش تعداد فیلمها به خودی خود نشانه توسعه سینما نیست. ممکن است هر سال آثار متعددی تولید شوند، اما وقتی بخشی از این تولیدات از نظر فیلمنامه، ساختار دراماتیک، میزانسن، طراحی بصری، بازیهای مضحک بدلیل حضور اسپانسر بازیگران، طراحی صدا، تدوین و زبان سینمایی به استاندارد رقابت ملی نزدیک نمیشوند، صرف افزایش تعداد تولید، مسئله را حل نخواهد کرد و تنها رزومه ای برای مدیران دست و پا میکند.
شیراز با وجود برخورداری از گروه سینمایی هنر شهر آفتاب و جایگاه قابل توجه در حوزه زیرساخت و اکران، در تولید سینمایی همچنان عملکرد ضعیفی دارد، واقعیتی که حاصل سالها غفلت از اصلِ تولید و تمرکز بیش از اندازه بر ساختوساز و توسعه زیرساخت بوده است.
فراموش نکنیم سالن و ساختمان بهتنهایی سینما نمیسازند، سینما را فیلمساز، فیلمنامه، سرمایهگذاری هدفمند و استمرار تولید میسازد. وقتی فیلمساز مستعد پس از رسیدن به مرحلهای از رشد حرفهای، برای ادامه مسیر استان را ترک میکند و ظرفیت او در جایی دیگر به کار گرفته میشود، یعنی سازوکار موجود در حفظ و پرورش سرمایه انسانی سینما موفق عمل نکرده است. این روند باید متوقف شود و سیاست فرهنگی فارس از “زیرساختمحوری” به سمت “تولیدمحوری” حرکت کند.
سیاست حمایتی نیز باید از “تعداد تولید” به سمت “کیفیت و اثرگذاری تولید” حرکت کند. حمایت میتواند بر اساس طرح، فیلمنامه، سابقه گروه تولید، قابلیت اجرایی، برنامه تولید و چشمانداز عرضه اثر تعریف شود و پس از تولید نیز میزان حضور و دستاورد اثر ارزیابی شود. شفافیت در این فرآیند فارغ از غرضورزی، تنگچشمی، بُخل و حَسَد میتواند اعتماد میان فیلمسازان و نهادهای فرهنگی را افزایش دهد.
از طرفی اقتصادِ سینمای مستقل نیز مسئلهای جداگانه است. در شرایط اقتصادی کنونی، بسیاری از فیلمسازان مستقل توان تأمین هزینههای تولید را ندارند. حمایت مؤثر الزاماً به معنای پرداخت مستقیم بودجه نیست، فراهم کردن تجهیزات، لوکیشن، امکانات پستولید، خدمات فنی، مشاوره تخصصی، حمایت رسانهای، تسهیل حضور جشنوارهای و ایجاد ارتباط با سرمایهگذاران بخش خصوصی نیز میتواند بخشی از یک نظام حمایتی باشد.
اما در چنین شرایطی، مدیریت سینمایی استان باید از مدیریت “رویداد محور” به مدیریت “توسعه محور” حرکت کند. انتشار خبر موفقیت فیلمسازان، برگزاری مراسم و نشستهای مناسبتی ارزشمند است، اما کافی نیست. سینمای فارس به برنامهای چندساله با اهداف مشخص، بودجه روشن، شاخصهای ارزیابی و خروجی قابل اندازهگیری نیاز دارد.
حضور مدیری که از بدنه سینما شناخت دارد، میتواند فرصت مناسبی برای آغاز این مسیر باشد، فرصتی که باید با مشارکت واقعی سینماگران همراه شود. بدنه سینما نیز باید از این فرصت استفاده کند و مطالبات خود را از سطح گلایههای پراکنده به پیشنهادهای مشخص و اجرایی تبدیل کند.
اکنون میتوان چند مطالبه روشن را در دستور کار قرار داد که عبارت اند از: احیای جشنواره فیلم کوتاه شیراز، بازفعالسازی انجمن فیلم کوتاه، بازتعریف و تقویت نقش انجمن سینمای جوانان، ایجاد پاتوق دائمی نمایش و تحلیل فیلم، طراحی نظام آموزشی مستمر، راهاندازی پیچینگ حرفهای، ایجاد بانک اطلاعاتی فیلمسازان و تولیدات استان، تدوین سازوکار شفاف حمایت از تولید، تسهیل دسترسی فیلمسازان مستقل به امکانات و ایجاد شبکهای برای معرفی آثار فارس به جشنوارهها و بازارهای ملی.
همچنین پیشنهاد میشود یک شورای تخصصی سینمای فارس با حضور نمایندگان طیفهای مختلف سینمای استان فارغ از برچسب زدنهای رایج تشکیل شود، شورایی با مأموریت مشخص و زمانبندی روشن که وضعیت تولید، آموزش، بودجه، انجمنها، جشنوارهها و ظرفیتهای انسانی استان را بررسی کند و برای هر بخش برنامه عملیاتی ارائه دهد.
این شورا نباید به محفلی تازه برای توزیع فرصتها تبدیل شود. ترکیب آن باید بر پایه تخصص، تجربه، کارنامه و تنوع دیدگاهها شکل بگیرد و گزارش عملکرد آن نیز برای بدنه سینمای استان قابل دسترسی باشد.
در این میان، خانه فیلمسازان، انجمن فیلم کوتاه شیراز و انجمن سینماجوانان دفتر شیراز، نیز میتواند نقش مهمی در ایجاد گفتوگو و نزدیک کردن طیفهای مختلف ایفا کند. برگزاری نشستهای سینمایی به مناسبت روز سینما، فارغ از گرایشهای مختلف، نشان داد که امکان شکلگیری گفتوگو میان سینماگران وجود دارد. این ظرفیت باید از یک رویداد مناسبتی فراتر برود و به یک جریان مستمر تبدیل شود.
نباید فراموش کنیم فارس در حیطهٔ سینما دلسوز کم ندارد. فیلمسازانی هستند که سالها با امکانات محدود تولید کردهاند، منتقدانی هستند که دغدغه رشد سینمای استان را دارند، مدرسان، تهیهکنندگان، پژوهشگران و نیروهای جوانی حضور دارند که میتوانند در صورت ایجاد یک سازوکار درست، بخشی از بار این مسیر را بر دوش بکشند.
همهٔ این ها در حالیست که عملکرد مدیریتهای گذشته را میتوان نقد و بررسی کرد و از نقاط ضعف آن درس گرفت، اما گذشته دیگر قابل بازگشت نیست. آنچه اهمیت دارد این است که این تجربهها به اصلاح مسیر آینده منجر شوند.
غیبت شیراز در بخش داستانی چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران باید یک هشدار جدی و در عین حال یک فرصت تلقی شود، فرصتی برای اینکه مدیران فرهنگی، انجمنها، خانه فیلمسازان و بدنه سینمای فارس دور یک میز بنشینند و بدون تعارف درباره وضعیت موجود گفتوگو کنند.
و حرف پایانی و جمع بندی اینکه اگر قرار است شیراز دوباره یکی از قطبهای سینمایی کشور باشد، زمان آن رسیده است که همه ظرفیتهای موجود از حالت جزیرهای خارج شوند و حول یک هدف مشترک قرار بگیرند، ساختن سینمایی حرفهای، مستقل، باکیفیت و در شأن نام فارس و شیراز.
نویسنده: محمد ناصریراد
مستندساز و فعال فرهنگی
