آینده حرفهایام را در ادامهدادن یک نگاه جستوجوگر میبینم
- شناسه خبر: 99840
- تاریخ و زمان ارسال: 23 دسامبر 2023 ساعت 15:05

ستاره (نجمه) خانی از نمایشگاه اخیرش در گالری چنار تهران با عنوان «تمام آن چیزی که داریم» میگوید:
«تمام آن چیزی که داریم» از مواجهه من با یک بازار محلی صدساله در شمال ایران شکل گرفت؛ جایی که مردم حاصل کار و زندگیشان را برای فروش میآورند. گاهی تمام بساط یک نفر چند بادمجان، سبدی تخممرغ یا مشتی سبزی است، اما پشت همین مقدار اندک، زمان زیادی از کار، مراقبت و امید وجود دارد. چیزی که برای من اهمیت پیدا کرد، همین نسبت میان اندکبودنِ آنچه میبینیم و بزرگیِ زندگیای بود که در آن نهفته است.
در عکسها، آدمها اغلب مستقیماً دیده نمیشوند، اما حضورشان در حاصل دستهایشان احساس میشود؛ در شیوه چیدن محصولات، در کیسهها و ظرفها و در چیزهایی که با خود به بازار آوردهاند. میخواستم نگاه از ظاهر آشنای این خوراکیها عبور کند و به رابطه آنها با زمین، خانواده و ضرورت ادامه دادن زندگی برسد.
قصد نداشتم تصویری آرمانی از زندگی روستایی بسازم یا دشواری معاش را به منظرهای زیبا تبدیل کنم. برای من، این مجموعه درباره کرامت آدمها و ارزشی است که نمیتوان آن را فقط با مقدار یا قیمت محصولات سنجید. عنوان مجموعه هم به همین معنا اشاره دارد: آنچه روی این بساطها میبینیم، فقط چیزهایی برای فروش نیست؛ بخشی از زندگی مردم است که پیش روی دیگران گذاشتهاند.
چه هنرمندان و چه عواملی در مجموعه شما تأثیر داشتند؟
در شکلگیری «تمام آن چیزی که داریم»، بیش از آنکه تأثیر یک هنرمند مشخص برایم تعیینکننده باشد، خودِ مواجهه با این بازار و شیوه زندگی آدمهای آن اهمیت داشت. بازاری با قدمتی صدساله در شمال ایران که مردم در آن حاصل کاشتن، پرورشدادن، برداشتکردن، صیدکردن یا ساختن را با خود میآورند. برای من، همین پیوند نزدیک میان آدمها و آنچه عرضه میکنند، نقطه آغاز مجموعه بود.
چیزی که توجهم را جلب کرد، فاصله میان اندکبودنِ ظاهری این داشتهها و حجم زندگیای بود که پشت آنها قرار داشت؛ چند بادمجان یا سبدی تخممرغ ممکن است سهم کوچکی از یک بساط باشند، اما حاصل زمان، زحمت، مراقبت و دانشی هستند که گاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. رابطه انسان با زمین، حافظهای که در چیزهای روزمره باقی میماند و تلاش برای ادامه دادن زندگی، مهمترین عوامل تأثیرگذار بر نگاه من در این مجموعه بودند. نمیخواستم بازار را صرفاً بهعنوان منظرهای رنگارنگ ثبت کنم؛ میخواستم به آنچه در نگاه اول دیده نمیشود، نزدیک شوم.
به گمان شما ارتباط مخاطب با آثارتان در چه سطحی شکل میگیرد و اصولاً تا چه حد این ارتباط برایتان مهم است؟
فکر میکنم این ارتباط میتواند از یک مواجهه بسیار ساده و آشنا شروع شود؛ دیدن سبزی، برنج، تخممرغ یا میوههایی که بخشی از زندگی روزمره ما هستند. ممکن است مخاطب ابتدا با رنگها، بافتها و چیدمان این چیزها ارتباط بگیرد، اما برای من مهم است که نگاه در همان سطح باقی نماند و پرسشی درباره زندگیِ پشت آنها شکل بگیرد: چه کسی این محصول را پرورش داده؟ چه میزان کار و مراقبت در آن وجود دارد؟ و زندگی چه کسانی به فروش آن وابسته است؟
ارتباط با مخاطب برایم بسیار مهم است، اما نه به این معنا که همه باید به برداشت یکسانی برسند. دوست دارم عکسها فضایی برای مکث، یادآوری و تأمل ایجاد کنند. ممکن است کسی در آنها خاطره بازارهای کودکیاش را پیدا کند و دیگری به رابطه میان کار، معاش و کرامت انسانی فکر کند. برای من، همین تغییر کوچک در شیوه دیدن ارزشمند است؛ اینکه چیزی که معمولاً فقط «کالا» میبینیم، دوباره به زندگی و دستهایی که آن را به وجود آوردهاند، پیوند بخورد.
چه آیندهای برای زندگی حرفهای هنری خود متصور هستید؟
آینده حرفهایام را در ادامهدادن یک نگاه جستوجوگر میبینم؛ نگاهی که از موقعیتهای روزمره شروع میکند، اما به پرسشهای عمیقتری درباره حضور انسان، حافظه و شیوههای دوامآوردن میرسد. دوست دارم مجموعههایم حاصل مشاهده و زمان باشند، نه صرفاً تولید تصویر برای یک نمایشگاه.
در «تمام آن چیزی که داریم»، حضور آدمها از طریق حاصل کار و داشتههایشان احساس میشود. برای من این مسیر ظرفیت ادامهداشتن دارد: اینکه چگونه میتوان از خلال اشیا، فضاها و ردهای باقیمانده، درباره زندگی انسان حرف زد. میخواهم در کارهای آیندهام این زبان شخصی را دقیقتر کنم و به مجموعههایی برسم که هم از تجربهای مشخص میآیند و هم امکان ارتباط با تجربههای دیگران را دارند.
نقش گالریها، منتقدان و کیوریتورها را در پیشبرد هنر، بهخصوص در نمایشگاه اخیر خود، چطور میبینید؟
برای من، گالری، منتقد و کیوریتور هر کدام میتوانند به شکل متفاوتی به دیدهشدن و فهم یک مجموعه کمک کنند. گالری فقط محل قرارگرفتن آثار روی دیوار نیست؛ نحوه ارائه، فاصله میان عکسها و ریتم مواجهه مخاطب میتواند بر خوانش مجموعه تأثیر بگذارد. کیوریتور میتواند در روشنشدن رابطه میان آثار و شکلگرفتن ساختار نمایش نقش داشته باشد، و منتقد با طرح پرسش و خوانشی مستقل، امکان دیدن جنبههایی را فراهم کند که شاید حتی برای خود هنرمند آشکار نبودهاند.
در مورد نمایش «تمام آن چیزی که داریم» در گالری چنار، مسئله مهم برای من این بود که عکسها صرفاً به تصاویری زیبا از محصولات یک بازار تقلیل پیدا نکنند و پیوندشان با کار، زندگی و کرامت انسانی حفظ شود. به نظرم ارزش این همراهیها زمانی بیشتر میشود که به پیچیدگی اثر مجال بدهند؛ نه اینکه معنایی قطعی به آن تحمیل کنند یا زندگی آدمهای حاضر در مجموعه را رمانتیک و آرمانی جلوه دهند.
فکر میکنید در نمایشگاه بعدی چند کار داشته باشید و آیا برنامهای برای ادامه کار خود دارید؟
هنوز تعداد مشخصی برای آثار نمایشگاه بعدی در نظر نگرفتهام. ترجیح میدهم تعداد عکسها از دل روند شکلگیری مجموعه و نیاز آن به وجود بیاید، نه اینکه از ابتدا خودم را به یک عدد متعهد کنم. برایم مهمتر است که هر عکس در کنار عکسهای دیگر نقش داشته باشد و چیزی به تجربه کلی مجموعه اضافه کند.
قصد دارم در نمایشگاه بعدی مجموعهای درباره «بودن» یا «سایهای از بودن» نشان بدهم؛ درباره حضور انسان و نشانههایی که از این حضور باقی میماند، حتی زمانی که خودِ او در تصویر دیده نمیشود. این را ادامهای بر پرسشهای مجموعه فعلی میبینم: اگر در «تمام آن چیزی که داریم» از طریق حاصل کار و داشتههای آدمها به زندگیشان نزدیک میشوم، در مجموعه بعدی میخواهم رابطه میان حضور و غیاب را دنبال کنم؛ اینکه گاهی یک شیء، یک فضای خالی یا ردّی کوچک چگونه میتواند از بودنِ کسی سخن بگوید.






