مطبوعات در انتظار تصمیم رئیسجمهور!
- شناسه خبر: 98319
- تاریخ و زمان ارسال: 28 جولای 2026 ساعت 13:47

هنرمندنیوز | یادداشت مهدی احمدی، مدیرمسئول: امروز افزایش بهای تکنسخه روزنامه نه یک انتخاب دلخواه، نه یک سیاست سودجویانه و نه حتی یک تصمیم عادی اقتصادی، بلکه نتیجه مستقیم فشارهای انباشتهای است که بر دوش مطبوعات سنگینی میکند؛ فشارهایی که از گرانی کاغذ و زینک و چاپ آغاز میشود و تا بیپناهی کامل رسانههای مکتوب در برابر نوسانات بازار و کمکاری متولیان ادامه مییابد.
پرسش اصلی اینجاست که چرا باید کاغذ رول مطبوعات، که شاهرگ تولید روزنامه و مجله است، ناگهان در معرض واردات محدود و قیمتگذاری بر مبنای ارز آزاد قرار گیرد، بیآنکه برای این وضعیت چارهای اندیشیده شود؟ چرا باید نیاز اولیه و حیاتی مطبوعات، یعنی کاغذ، زینک و خدمات چاپ، همانند کالاهای صرفاً تجاری دیده شود، حال آنکه در همه جای دنیا رسانه مکتوب نه فقط یک محصول اقتصادی، بلکه کالایی فرهنگی، آموزشی، هویتی و حتی امنیتی به شمار میرود؟ چگونه است که در بسیاری از کشورها، دولتها برای حفظ تنوع رسانهای، صیانت از گردش حرفهای خبر، تقویت تحلیل مکتوب و جلوگیری از نابودی مطبوعات، یارانههای هدفمند، معافیتهای مؤثر و حمایتهای روشن در نظر میگیرند، اما در اینجا روزنامه باید برای ابتداییترین ملزومات خود نیز در بازار بیرحم و بیثبات رها شود؟
مسئله فقط بالا رفتن قیمت کاغذ نیست. مسئله این است که مطبوعات کاغذی در عمل به حال خود واگذاشته شدهاند. آنچه امروز بر روزنامهها میگذرد، فقط پیامد تورم عمومی نیست؛ حاصل نگاه نادرستی است که مطبوعات را نه بهعنوان یک رکن فرهنگی و اجتماعی، بلکه همچون یک بنگاه معمولی میبیند که باید خود به هر ترتیب از پس مشکلات برآید. اگر روزنامه کالایی فرهنگی است، چرا مواد اولیه آن از دایره حمایت فرهنگی بیرون مانده است؟ اگر نقش مطبوعات در شکلدهی افکار عمومی، تقویت سواد رسانهای، مقابله با شایعه، تبیین واقعیتها و حفظ حافظه جمعی کشور پذیرفته شده است، چرا در سیاستگذاری، نشانی از این فهم دیده نمیشود؟ اگر همه بر ضرورت مرجعیت رسانهای داخلی تأکید میکنند، چرا یکی از مهمترین بسترهای این مرجعیت، یعنی مطبوعات حرفهای، در عمل تنها گذاشته شده است؟
در این میان، انتظار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کمیسیون فرهنگی مجلس و دیگر نهادهای مسئول، انتظاری حداقلی و روشن است. هیچ صنفی بدون مطالبهگری زنده نمیماند و هیچ حوزهای بدون پشتیبانی سیاستگذار، در میان امواج سهمگین گرانی و بحران، دوام نمیآورد. اینکه اهالی مطبوعات با همه دشواریها، همچنان بار کار را بر دوش میکشند، از سر تعهد است، نه از سر بینیازی. اما آیا وقت آن نرسیده است که متولیان امر نیز سهم خود را در این مسئولیت بپذیرند؟ آیا زمان آن نرسیده که بهجای سکوت، انفعال و وعدههای کلی، برنامهای مشخص برای تأمین کاغذ مطبوعات، تثبیت نسبی هزینههای چاپ و تسهیل دسترسی رسانهها به ملزومات تولید تدوین شود؟ مگر میتوان از مطبوعات انتظار داشت در خط مقدم اطلاعرسانی، امیدآفرینی، مقابله با جنگ روایتها و دفاع از منافع ملی بایستند، اما در تأمین ابتداییترین ابزار کارشان نیز بیپناه رها شوند؟

امروز در روزگاری زندگی میکنیم که بخش مهمی از منازعات در عرصه روایت، تفسیر، خبر، تحلیل و اثرگذاری رسانهای جریان دارد. در چنین وضعی، هر رسانه مسئول و حرفهای، سنگری برای حفظ عقلانیت عمومی، افزایش آگاهی اجتماعی و مقابله با آشفتگی خبری است. مطبوعات، بهویژه روزنامههای ریشهدار، هنوز هم جایگاهی یگانه در تولید تحلیل، ثبت واقعیت و ایجاد اعتماد دارند. این جایگاه را نمیتوان با چند کانال بیهویت یا چند صفحه بیمسئولیت در فضای مجازی جایگزین کرد. درست به همین دلیل است که حمایت از مطبوعات، نه یک لطف، بلکه یک ضرورت ملی و فرهنگی است.
با این همه، اهالی رسانه و مطبوعات نیز به خوبی میدانند که رسالت آنان با سختیهای اقتصادی تعطیل نمیشود. کار روزنامه، حتی در دشوارترین شرایط، ادامه دادن است؛ دیدن، نوشتن، نقد کردن، تبیین کردن و همزمان حفظ امید و مسئولیتپذیری اجتماعی. ما از مشکلات میگوییم، اما به مشکلات تقلیل پیدا نمیکنیم. ما از فشارهای اقتصادی انتقاد میکنیم، اما رسالت حرفهای خود را کنار نمیگذاریم. روزنامه اگر روزنامه باشد، حتی در تنگنا نیز از اطلاعرسانی درست، دفاع از حقیقت، همراهی با مردم و مراقبت از منافع عمومی دست نمیکشد. اما این ایستادگی حرفهای، هرگز نباید بهانهای برای بیتفاوتی مسئولان شود. اینکه مطبوعات هنوز ایستادهاند، دلیل بر مساعد بودن حال آنان نیست؛ نشانه صبوری و غیرت حرفهای آنهاست.
امروز افزایش بهای روزنامه، تنها یک تغییر عددی در قیمت روی جلد نیست؛ نشانه وضعیتی است که اگر برای آن تدبیری اندیشیده نشود، میتواند دامنه آسیب را از اقتصاد رسانه به کیفیت محتوا، امنیت شغلی روزنامهنگاران، تنوع مطبوعاتی و در نهایت به سلامت فضای عمومی کشور بکشاند. وقتی روزنامه ضعیف شود، میدان برای روایتهای غیرمسئول، شایعات بیمنبع و جریانهای بیپاسخگو بازتر میشود. تضعیف مطبوعات، تضعیف یکی از ستونهای فرهنگ عمومی است.
از همین رو، ماجرا دیگر فقط یک مطالبه صنفی نیست؛ مسئله، بودن یا نبودن روزنامههاست. اگر قرار است مطبوعات کاغذی آرامآرام حذف شوند و عزمی برای حفظ آنها در کار نباشد، بهتر است این واقعیت بیپرده به مردم و اهالی رسانه گفته شود. اگر هم هنوز قرار است روزنامهها بمانند و نقش خود را ایفا کنند، وقت آن رسیده که برای نجات این حوزه، تصمیمی فوری و عملی گرفته شود. در پایان، روی سخن ما با رئیسجمهور محترم است. ما بهخوبی از دشواریها و پیچیدگیهای مسائل سیاسی و اقتصادی کشور آگاهیم، اما جناب آقای پزشکیان، اکنون زمان آن فرارسیده است که برای مشکلات و مطالبات اهالی مطبوعات، تدبیری جدی، مؤثر و راهگشا اندیشیده شود؛ نه صرفاً در حد شعار، ابراز همدلی و قدردانی، یا ارجاع مسئولیت میان دستگاههای اجرایی و تقنینی، بلکه با اتخاذ تصمیمی عملی، کارگروهی متشکل از نمایندگان بدنه مطبوعات، مدیران مسئول، فعالان صنفی و مسئولان ذیربط تشکیل شود تا با قید فوریت، مسائل و مشکلات این حوزه را بهصورت دقیق بررسی کرده و راهکارهای اجرایی، مؤثر و قابل تحقق برای تأمین مواد اولیه، کاهش هزینههای تولید و حمایت از استمرار فعالیت مطبوعات ارائه و پیگیری کند.
مطبوعات کشور امروز بیش از هر زمان دیگر به سازوکاری پایدار برای تأمین مواد اولیه، حمایت هدفمند، تسهیل فرآیندهای تولید و بهرسمیت شناختن جایگاه فرهنگی خود نیاز دارند. اگر قرار است رسانههای مسئول داخلی در میدان بمانند، باید امکان ماندن نیز برای آنها فراهم شود. و اگر قرار است روزنامهها همچنان به رسالت حرفهای و اجتماعی خود پایبند بمانند، دولت و نهادهای متولی نیز باید به وظایف خود در قبال این حوزه عمل کنند. باقی بقایتان.
