“کریسیتان مونجیو”، همراه با ربودن نخل طلای۷۹ مین جشنواره کن، دو جایزه دیگر را نیز از آن خود کرد
- شناسه خبر: 97742
- تاریخ و زمان ارسال: 5 خرداد 1405 ساعت 12:08

هنرمندنیوز: “وضع دنیا امروز چندان خوب نیست و من از این میراثی که داریم برای قرزندانمان بر جا می گذاریم، چندان سرافراز نیستم “. این سخنان “کربستیان مونجیو”، کارگردان بنام رومانیائی بود که به هنگام گرفتن دومین تخل طلا ی خود برای فیلم “فیورد” بر زبان آورد. در این فیلم، کارگردان دو سر یک رفتار و اندیشه ی خشکه مقدسانه را در برا بر هم می گذارد.
کریستیان مونجیو در این فیلم، داستان خانواده گئورگیو را روایت میکند که از یک زن نروژی و یک مرد رومانیائی تشکیل شده است . این زوج بسیار مذهبی، تصمیم گرفته بودند که به همراه پنج فرزندشان در روستایی دورافتاده در دل فیوردهای نروژ زندگی کنند. آنها خیلی زود با همسایگان خود، خانواده هالبرگ، دوست میشوند و با وجود تفاوتهای ژرف در شیوه تربیتی، فرزندانشان به هم نزدیک میشوند. اما تراز این زندگی زمانی به هم میریزد که دختر بزرگ خانواده، الیا، با کبودیهایی روی بدنش به مدرسه میرود و این کادر آموزشی را به شک درباره ی خشونت والدین وا می دارد.

پس از مشاهده این نشانههای نگرانکننده، خدمات اجتماعی تصمیم میگیرند درباره والدین، میهای (سباستین استن) و لیسبت (رناته رینسوه)، که مسیحیانی بنیادگرا هستند، کند و کاو کنند. این پا در میانی به رویارویی میان باورهای مذهبی خانواده و قوانین پیش رفته ی نروژ، کشور میزبان، می انجامد. در آن جاست که برخورد واقعی فرهنگ ها برجسته می شوند و این پرسش را پیش رو می گذارند که تا کجا می توان تربیت سخت گیرانه ی کاتولیکی زمان های دور را با ارزش های فرا پیشروی جامعه امروز نروژ همپا ساخت بدون این که سلول خانوادگی در هم بپاشد و به ویژه جوانان از آن رنج نبرند.
مقامات با پیش کشیدن قوانین نروژ، راه جداسازی دلخراش کودکان را از خانواده بر می گزینند، در حالی که گروه های مذهبی برای هواداری از این خانواده بسیج میشوند. هیچ کدام از این دو گروه، علیرغم این که کوردکان در دل ماجرا هستند، به سود و ارامش آنها نمی اندیشند. آیا جدا کردن یک کودک شیرخواره از مادر کمکی به مسئله ی برخورد با خشونت پدر و مادر می کند، که می دانیم واکاوی آن تا چه انداز ه دشوار است چرا که واکنش کودکان نسبت به آن گاه سالها پس از برتابیدن این شکنجه ها، به دللایل بسیار، در بزرگسالی چهره نشان می دهند و سرنوشت سازهستند ؟ از سوی دیگر، خشونتی که هر از گاه از زبان کودکان و اعتراف های پدر و مادر وافعیتشان ثابت می شود، چرا توسط هواداران سنت های فرون وسطائی پیش کشیده نمی شود ؟ چرا دیگر سخنی از آنها نمی رود، بلکه سنت های رایج یا پذیرفته شده در جامعه ی رومانیائی سخن نخست را می زنند ؟ این ها کسانی هستند که در نروژ زندگی می کنند اما کماکان خواستار پیاده کردن سنت های خود هستند و می خواهند کشور میزبان را به پس روی بکشانند.
مونجیو گر چه جانب هیچیک را نمیگیرد و نشان میدهد که هر طرف چگونه با سرسختی پشت ایدئولوژی خود سنگر میگیرد، اما به باور من وشماری دیگر، علیرغم اعتراف پدر به کتک ردن و توجیه آن با پیش کشیدن موضع انجیل، بیشتر گرایش به تبرئه کردن خانواده پیدا می کند. در حالی که خود از همان آغاز فیلم، در پلانی نشان می دهد که کودک، گرچه تنبیه شده و چندان میلی به رفتن به سوی پدر و پوزش خواهی ندارد، زیر فشار مادر به این کار تن در می دهد.
“کریستیان مونجیو” که با فیلم برنده ی نخل طلای پیشین خود، “چهار ماه، سه هقته ، دو روز” درسال ۲۰۰۷، با سردی یک سلاح سرد ، یک پدیده ی دردناک اجتماعی را به نگاره کشیده بود، در فیلم “فیورد”، همان دقت قرمی خود را به کار می بندد و به ریشه ی بنیاد گرائی، احساس گناه، پاسداری از ارزش های کهن، اگر نخواهیم بگوئیم کهنه، با میزآنسنی خوب ، ارزش های ناساگار را روبروی هم می گذارد. اما باز هم در پایان، برخلاف فیلمی که از آن یاد شد که با بی سویه گی تاثیر خود را می گذاشت و بیننده را بدون هیچ تردیدی به جهت گیری می کشاند، در فیلم فیورد، سود و پاسداری از روان و تحول کودکان، آن هم در دورانی که صد ها فرسنگ با آموزش های مدهبی قرن ها پیش فاصله دارد، در کفه ی ترازو چندان سنگینی نمی کندو این شک، با پایان گویای فیلم سنگین تر می شود.
به هر رو، این فیلم جز سزاوارترین فیلم هائی بود که در میان شمار بالائی از فیلم های بیش از اندازه دراز و گاه بی ارزش، خودنمائی می کرد. شاید بد نباشد که از این پس زمان مناسب تر و کوتاه تری برای فیلم های برگزیده در نظر گرفته شود که کارگردانان، از توانا و ناتوان، ما را با درازگوئی های بیهوده شان خسته نکنند.
گفتنی است که “کریستیان منجیو”، جایزه فیپرشی و “اکومنیک” (جایزه انجکن کلیسای کاتولیک) را هم از آن خود کرد.
نویسنده: شهلا رستمی
