مشکل فرهنگ فقط بودجه نیست؛ مسئله، شیوه حکمرانی فرهنگی است
- شناسه خبر: 98540
- تاریخ و زمان ارسال: 11 آگوست 2026 ساعت 17:20

هنرمندنیوز – یادداشت: فرهنگ را نمیتوان صرفاً با بودجه بیشتر، بخشنامه بیشتر یا برگزاری برنامههای بیشتر اصلاح کرد. همانطور که نمیتوان با افزایش تعداد جلسات، خلاقیت تولید کرد. فرهنگ، پیش از هر چیز، به اعتماد، آزادی عمل حرفهای، ثبات تصمیمگیری و میدان دادن به نیروهای متخصص نیاز دارد.
یکی از چالشهای جدی امروز این است که هنوز در بسیاری از موارد، مرز میان «سیاستگذاری فرهنگی» و «اجرای فرهنگی» روشن نیست. نهادی که باید سیاستگذار و ناظر باشد، گاهی وارد جزئیترین امور اجرایی میشود و در نتیجه، هم بار سنگینی بر دوش ساختار رسمی قرار میگیرد و هم فرصت کافی برای نقشآفرینی بخش خصوصی و نهادهای مستقل باقی نمیماند.
این وضعیت در بلندمدت به نفع هیچکس نیست
نه دولت میتواند به تنهایی تمام ظرفیت فرهنگی کشور را فعال کند و نه منطقی است که از یک ساختار دولتی انتظار داشته باشیم همه مسائل هنر، از تولید و توزیع گرفته تا آموزش، اقتصاد، بازار و ارتباط با مخاطب را خودش حل کند.
فرهنگ متعلق به جامعه است، نه فقط دستگاههای فرهنگی.
اگر قرار است تغییری واقعی در این حوزه اتفاق بیفتد، باید پذیرفت که بخشی از راهحل در بیرون از ساختارهای رسمی قرار دارد؛ در مؤسسات خصوصی، تشکلهای تخصصی، انجمنها، هنرمندان، کارآفرینان فرهنگی و مجموعههایی که میتوانند با چابکی و نگاه حرفهای وارد میدان شوند.
البته خصوصی بودن به خودی خود امتیاز نیست. نهاد مستقل زمانی میتواند اثرگذار باشد که حرفهای، شفاف، پاسخگو و دارای برنامه باشد. بخش خصوصی فرهنگی نیز نباید صرفاً به عنوان پیمانکار اجرای برنامههای دولتی دیده شود. این بخش میتواند و باید در ایدهپردازی، تولید، سرمایهگذاری، ایجاد بازار و توسعه مخاطب نقش داشته باشد.
از سوی دیگر، باید با پدیدهای جدیتر نیز روبهرو شویم: پراکندهکاری و موازیکاری در فرهنگ.
گاهی برای یک مسئله مشخص، چند مجموعه مختلف با منابع متفاوت فعالیت میکنند، اما خروجی نهایی الزاماً متناسب با این میزان انرژی و هزینه نیست. مشکل الزاماً از نیت یا تلاش افراد و مجموعهها ناشی نمیشود؛ مشکل از نبود یک نقشه راه مشترک و تقسیم کار روشن است.
راه اصلاح این وضعیت، حذف مجموعهها نیست؛ اتصال آنها به یکدیگر است
دولت باید سیاستگذاری کند، زیرساخت بسازد، از جریانهای فرهنگی حمایت کند و در جایی که بازار توان پوشش ندارد، مداخله مؤثر داشته باشد. در مقابل، نهادهای مستقل و خصوصی باید میدان اجرا، خلاقیت و نوآوری را در دست بگیرند. دانشگاه، هنرمند، رسانه و جامعه مدنی نیز هر کدام باید جایگاه خود را در این منظومه پیدا کنند.
این تقسیم کار اگر درست اتفاق بیفتد، نه تنها از بار دولت کم میکند، بلکه کیفیت سیاستگذاری فرهنگی را هم افزایش میدهد؛ چرا که تصمیمگیرنده از میدان واقعی فرهنگ و هنر فاصله نخواهد گرفت.
خانه هنر ایرانیان نیز با چنین نگاهی تعریف شده است
این مجموعه یک مؤسسه مستقل و خصوصی است و قرار نیست جایگزین متولیان رسمی فرهنگ و هنر در کشور شود. اتفاقاً معتقدیم متولیان رسمی، جایگاه مهم و غیرقابل جایگزینی خود را دارند. اما در کنار این ساختار رسمی، وجود مجموعههای مستقل و تخصصی میتواند به عنوان یک ظرفیت مکمل عمل کند؛ ظرفیتی که بتواند میان هنرمندان، فعالان فرهنگی، بخش خصوصی، مخاطبان و نهادهای رسمی ارتباط ایجاد کند.
ما اگر واقعاً به توسعه فرهنگی اعتقاد داریم، باید از انحصار در اجرا فاصله بگیریم.
این به معنای کنار گذاشتن دولت نیست؛ به معنای هوشمندتر شدن نقش دولت است.
دولت قوی در فرهنگ، دولتی نیست که همه کارها را خودش انجام دهد؛ دولتی است که بتواند قواعد درست را ایجاد کند، از فعالان واقعی حمایت کند، مسیر را برای آنها هموار کند و در نهایت پاسخگوی سیاستهای کلان فرهنگی کشور باشد.
از سوی دیگر، فعالان خصوصی و مستقل هم باید این مسئولیت را بپذیرند که استقلال بدون پاسخگویی معنا ندارد. اگر قرار است فضای بیشتری برای آنها ایجاد شود، باید در مقابل، کیفیت، شفافیت، تخصص و مسئولیت اجتماعی خود را اثبات کنند.
به گمان من، یکی از مهمترین مطالبات امروز حوزه فرهنگ باید همین باشد: بازتعریف رابطه دولت و جامعه فرهنگی.
رابطهای که در آن دولت فقط دستوردهنده و جامعه فرهنگی فقط اجراکننده نباشد؛ بلکه هر دو طرف، خود را بخشی از یک مسئله مشترک بدانند.
فرهنگ ایران برای ادامه مسیر، بیش از هر چیز به اعتماد نیاز دارد؛ اعتماد به هنرمند، اعتماد به متخصص، اعتماد به بخش خصوصی و اعتماد به نهادهای مستقل.
اگر این اعتماد شکل بگیرد، بسیاری از ظرفیتهایی که امروز بلااستفاده ماندهاند، فعال خواهند شد.
مسئله فرهنگ را نمیتوان با یک بودجه سالانه، یک جشنواره یا چند مصوبه حل کرد. فرهنگ حاصل یک فرآیند بلندمدت و جمعی است.
وقت آن رسیده است که به جای اینکه بپرسیم «چه نهادی باید این کار را انجام دهد؟»، بپرسیم «چه کسی میتواند این کار را بهتر انجام دهد؟»
همین تغییر ساده در نگاه، شاید یکی از مهمترین گامها برای عبور از وضعیت موجود باشد.
نویسنده: علیزاده، قائممقام خانه هنر ایرانیان
