انتخابات شوراها؛ تقدم ثبات شهری بر رقابت سیاسی
- شناسه خبر: 98811
- تاریخ و زمان ارسال: 26 آگوست 2026 ساعت 16:39

یادداشت – هنرمندنیوز | داود یاراحمدی: کشور در مقطعی حساس و پیچیده قرار دارد؛ وضعیتی که میتوان آن را «نه جنگ و نه صلح» نامید. در چنین فضایی، تصمیمهای سیاسی و اجرایی باید با توجه به حفظ آرامش عمومی، انسجام اجتماعی، تابآوری شهری و آمادگی نهادهای خدمترسان اتخاذ شود. انتخابات شوراهای اسلامی شهر، یکی از پایههای مهم مردمسالاری محلی است و در تعیین مسیر توسعه شهری، نظارت بر شهرداریها و انتخاب شهرداران نقشی مؤثر دارد. بنابراین، طرح بحث درباره تغییر احتمالی زمان برگزاری انتخابات، نباید به معنای کماهمیت دانستن رأی مردم یا تضعیف جایگاه شوراها تلقی شود.
با این حال، کیفیت و شرایط برگزاری انتخابات به اندازه اصل آن اهمیت دارد. انتخاباتی که در فضایی آکنده از نگرانی، شایعه، فشار روانی، نااطمینانی امنیتی و دوقطبیهای شدید اجتماعی برگزار شود، ممکن است نتواند ظرفیت کامل خود را برای تقویت مشارکت مدنی و اعتماد عمومی نشان دهد. در چنین شرایطی، مسئولان باید میان دو ضرورت مهم توازن برقرار کنند: پاسداری از حق شهروندان برای انتخاب مدیران محلی و حفاظت از آرامش، امنیت و انسجام ملی.
از سوی دیگر تهدیدهای منطقهای، احتمال بروز بحرانهای پیشبینیناپذیر و فشارهای روانی ناشی از شرایط اقتصادی ناشی از جنگ و ناکارآمدی برخی مسئولین ، تصمیمگیری درست و دقیق درباره زمان برگزاری انتخابات شوراها ، ضرورت آن را دوچندان کرده است. هر تصمیم در این زمینه باید بر پایه قانون، ارزیابیهای کارشناسی و مصلحت عمومی باشد، نه تابع ملاحظات جناحی و منافع کوتاهمدت سیاسی.
رقابت انتخاباتی، ذاتاً روند کارکردی مردمسالاری است؛ اما زمانی که از اخلاق سیاسی و منافع عمومی فاصله بگیرد، میتواند به تخریب متقابل، شایعهسازی، دوقطبیسازی و تعمیق شکافهای اجتماعی بجای وحدت ملی منجر شود. این آسیبها در شرایط عادی نیز شاید قابل تأمل باشند، اما در موقعیت حساس فعلی، التهاب ناشی از رقابتهای سیاسی میتواند پیامدهایی فراتر از یک انتخابات مرسوم را به همراه داشته باشد. زیرا ممکن است در جریان تبلیغات انتخابات شوراها خواسته یا ناخواسته از سوی حامیان، سیاست گذاران جناحها و احزاب سیاسی، در رسانهها و شبکههای اجتماعی و… ، منجر به تخریب رقبا و سرمایه اجتماعی وفاق ملی را رقم زده و و زمینه را برای سوءاستفاده عناصر خارجی مترصد برای به آشوب کشیدن فضای کشور را فراهم آورد.
تجربه ناآرامیهای ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ نشان داد که آرامش شهری بدون اطلاعرسانی شفاف، توجه به مطالبات معترضان، پیشگیری از انباشت نارضایتیها و مواجهه مسئولانه با شایعات پایدار نمیماند؛ وضعیتی که میتواند زمینه را برای سوءاستفاده عناصر فرصتطلب در سطح شهر فراهم کند. البته این تجربه نباید بهانهای برای محدودکردن گفتوگوی عمومی در شکلگیری یک انتخاب بی حاشیه باشد؛ بلکه باید انگیزهای برای تقویت گفتوگو، اعتمادسازی و مدیریت مسئولانه فضای اجتماعی از سوی رسانهها و نهادهای عمومی تلقی شود.
در وضعیت تهدیدهای خارجی و بیثباتی منطقهای، “وحدت ملی” تنها یک شعار نیست؛ بلکه بخشی از قدرت اجتماعی و توان بازدارندگی کشور محسوب میشود. جامعهای که در آن شهروندان، رسانهها، نهادهای عمومی و مدیران شهری در فضایی آرام و مبتنی بر اعتماد متقابل تعامل کنند، در برابر بحرانهای پیشرو توان بیشتری خواهد داشت. از این منظر، امنیت روانی و اجتماعی شهروندان ضرورتی لازم در راستای “منافع ملی” است؛ زیرا هر آشفتگی داخلی میتواند در محاسبات دشمنان اثر بگذارد و زمینه برداشتهای نادرست یا اقدامات ماجراجویانه را برای کشور فراهم کنند.
در این میان، اطلاعرسانی دقیق از چرایی و چگونگی برگزاری انتخابات شوراها ؛ سریع و قابل فهم، اهمیت ویژهای دارد. در غیر اینصورت، خلأ خبری معمولاً با شایعه پر میشود و شایعه در دوره بحران میتواند به اندازه اختلال در خدمات شهری، “آرامش ذهنی” و “تابآوری” در رویاروی با اتفاقات پیشبینی نشده جامعه را آسیبپذیر کند.
در این میان رسانهها، فعالان فرهنگی، مساجد، سراهای محله، گروههای داوطلب، تشکلهای مردمی و سازمانهای مردمنهاد نیز وظیفهای مهم در ایجاد گستره و افزایش تابآوری اجتماعی دارند. این نهادها میتوانند زمینه آموزشهای شهروندی، همیاری محلهای، گفتوگوی اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی را فراخور شرایط محیطی بوجود آمده را فراهم کنند.
از سوی دیگر شهرداری در روزهای بحرانی، صرفاً مجری پروژههای عمرانی نیست؛ بلکه یکی از ارکان اصلی حفظ جریان زندگی روزمره شهر است. حملونقل عمومی، آتشنشانی، مدیریت پسماند، خدمات ایمنی، امدادرسانی، نگهداشت معابر، پشتیبانی از مراکز درمانی و ساماندهی فضاهای عمومی و… همگی به مدیریتی منسجم، میدانی و آماده نیاز دارند. با توجه به به شرایط جنگی کشور، مدیریت بحرانمحور باید بر آمادگی عملیاتی، فرماندهی روشن، تقسیم کار دقیق، ارتباط مستمر میان مناطق و ستاد مرکزی و ارزیابی مداوم عملکرد استوار باشد.
هر تغییر گسترده و شتابزده در مدیریت شهری، در صورتی که بدون برنامه روشن برای انتقال مسئولیت و جانشینپروری انجام شود، میتواند انسجام عملیاتی شهر را مختل کند. انتخابات شوراها، حتی اگر در آرامش کامل برگزار شود، پس از اعلام نتایج وارد مرحلهای زمانبر ؛ تشکیل شورای جدید، تعیین اولویتها، انتخاب هیئترئیسه و انتخاب شهردار میشود. در کلانشهری مانند تهران، تغییر شهردار معمولاً به بازتنظیم یا تغییر در معاونتها، مناطق، سازمانها و شرکتهای وابسته نیز منتهی خواهد شد.
از این رو، در شرایط “نه جنگ و نه صلح” که هر لحظه فضای شهری نیاز به آمادگی لازم برای رویارویی با هر گونه بحران را دارد، باید میان تغییرات مدیریتی و حفظ تداوم خدمات حیاتی توازن برقرار شود. انتقال مدیریت در وضعیت عادی به خودی خود نیاز به زمان و تمرکز دارد؛ اما زمانی که شهر باید همزمان برای بحرانهای احتمالی، تأمین خدمات عمومی و تهدیدهای پیشبینیناپذیر از سوی دشمنان آماده باشد، هر خلأ مدیریتی میتواند هزینهزا شود.
بر این اساس، تا روشنشدن چشمانداز صلح پایدار(پیشنهاد وزارت کشور:انتخابات ۴۵ روز پس از توقف اعلان جنگ) و تثبیت شرایط منطقهای، در صورت تشخیص نهادهای مسئول و حفظ حقوق شهروندان، و کارشناسی دقیق زمانبندی برای انتخابات شوراها، میتواند فرصتی برای صیانت از ثبات شهری، کاهش التهابات اجتماعی و تضمین تداوم خدمات شهر را برای مردم ، شهر و کشور رقم زد.
در صورت ضرورت استمرار موقت مدیریت فعلی تهران، این موضوع نباید به معنای توقف اصلاحات یا تعطیلی نظارت باشد. ثبات زمانی ارزشمند است که با پاسخگویی، شفافیت و اصلاح مستمر همراه شود. علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در صورت تداوم مسئولیت باید تمرکز خود را بر ارتقای آمادگی بحران، تقویت هماهنگی مناطق، کاستیها و زمین ماندههای شهری، تکمیل پروژههای خسارت دیده مردمی و اولویتدار شهری در طول جنگ و پاسخگویی روشنتر به افکار عمومی قرار دهد.
همچنین، عملکرد شهرداران مناطق، معاونتها و مدیران سازمانهای وابسته باید بهصورت مستمر و دقیق ارزیابی شود و در صورت ضرورت، تغییر مدیریتی انجام گیرد. این تغییرات باید مرحلهای، هدفمند و مبتنی بر کارنامه و شاخصهای عملکردی باشد، نه ناگهانی و متاثر از ملاحظات سیاسی یا روابط شخصی.
شهر در شرایط حساس، به مدیرانی نیاز دارد که از شناخت محلی، توان تصمیمگیری سریع، تجربه میدانی و قابلیت تعامل مؤثر با شهروندان و نهادهای مسئول برخوردار باشند.
