این نمایش تجربه زیستی تمام مردم «ایران» است
- شناسه خبر: 99510
- تاریخ و زمان ارسال: 30 سپتامبر 2026 ساعت 10:56

هنرمندنیوز: نمایش «غیرمستقیم» با کارگردانی «فرشید برقی»، نویسندگی «سجاد داغستانی» و تهیه کنندگی «شهربانو عبدالهی» در سالن «مهرگان» روی صحنه می رود، نمایشی که در خلاصه آن نوشته شده است: گناه من فقط این بود که یه زن بودم تو این مملکت… بعد از تماشای این اجرا در روز ابتدایی؛ با کارگردان و بازیگران «غیرمستقیم» هم صحبت شده ایم که با هم میخوانیم.
*چه چیزی باعث شد تصمیم بگیرید «غیرمستقیم» را در این مقطع از زمان روی صحنه ببرید؟ آیا اتفاق یا دغدغه مشخصی جرقه اولیه نمایش بود؟
فرشید برقی: ایده «غیرمستقیم» از دغدغهای اجتماعی شکل گرفت که سالهاست با من همراه بوده است. وضعیت ایران و تغییرات و اتفاقاتی که در جامعه شاهد آن هستیم، باعث شد این دغدغه در این مقطع برای من جدیتر شود. احساس کردم هنر و تئاتر میتواند راهی برای بیان بخشی از این نگاه و تجربه باشد. به همین دلیل تصمیم گرفتم این موضوع را در قالب نمایش دنبال کنم و با زبان خود تئاتر با آن مواجه شوم.

*شما در «غیرمستقیم» بازی میکنید و دراماتورژ کار هم هستید؛ دراماتورژی این نمایش چقدر تحت تأثیر اتفاقات و دغدغههای امروز جامعه بوده و چطور تلاش کردید این مسائل بدون شعارزدگی وارد متن و اجرا شوند؟
فرهنگ روشنی: حقیقتا وظیفه دراماتورژ این است که بار درام متن را افزایش دهد و بستگی به امکانات اجرایی موجود متن را دستخوش تغییرات کند. در کنار اینها سعی کرده ام جوری که به شعار نرسد تلنگری به مسائل اجتماعی روز هم بزنیم.
*فکر میکنید برای روایت بعضی از اتفاقات و دغدغههای امروز جامعه، تئاتر و گفتوگو میتواند تأثیرگذارتر از روایت مستقیم باشد؟
سجاد حسین پور: این روزها به قدری دغدغه ها مشترک شده است که تئاتر، گفتگو و هنر می تواند مکملی برای فروکش کردن خشم های ما باشد ولی جایگزین خیر.
شهریار نیک پیکران: بله، به نظر من تئاتر و گفتگو در بسیاری از موارد میتوانند از روایت مستقیم تأثیرگذارتر باشند؛ چون مخاطب را فقط با یک خبر یا ادعا مواجه نمیکنند، بلکه او را در موقعیتی قرار میدهند که خودش فکر کند و با دیدگاههای مختلف روبهرو شود. به نظر من تأثیر واقعی زمانی اتفاق میافتد که بعد از تمام شدن اجرای نمایش، مخاطب هنوز درگیر سؤال و فکر کردن به موضوع آن باشد.

*نمایش تا چه اندازه از اتفاقات و فضای واقعی جامعه امروز الهام گرفته است؟
الناز وکیلی: نمایش غیر مستقیم کاملا رئال و برگرفته از دنیایی که در آن زیست می کنیم ساخته شده است، غیر مستقیم در دل جامعه و خیابانها و حتی خانه هایمان جا دارد، غیر مستقیم هر روز در کنار گوشمان زمزمه میشود و صدای آن برای ما بسیار آشنا است.
محدثه صفاری: تقریبا همه اتفاق و المان های این نمایش بازتابی از اتفاقات بیرونی را برای ما به نمایش می گذارد و فضای همزادپنداری را برای اکثریت فراهم می کند، عشق المانی ست که برای همه ما مشترک است.
*کدام بخش یا موقعیت نمایش برای خود شما از همه واقعیتر و نزدیکتر به زندگی روزمره بود؟
فرهنگ روشنی: خب صحنه پایانی که خودم به متن اضافه کرده ام، تجربه زیستی تمام مردم ایران در سه چهار سال گذشته بود.
نازنین میهن: شاید واقعیترین بخش نمایش، مواجهه با مرگ در دل بحرانهای آشنا و تجربه فقدان باشد، مرگی که فقط پایان یک زندگی نیست، بلکه زندگی آدمهای باقی مانده را هم تغییر میدهد.
برای من، درد فقدان زمانی واقعیتر میشود که آدم نمیتواند نبودن دیگری را بپذیرد. نمایش از همینجا به مرز میان سوگ، عشق و فروپاشی روانی میرسد. در نهایت، درباره آدمهایی است که بعد از مرگ دیگری، باید با جای خالی او زندگی کنند.

*چقدر به بازیگران اجازه دادید در شکلگیری شخصیتها و دیالوگها نظر و پیشنهاد خودشان را وارد کنند؟ آیا چیزی در روند تمرینها تغییر کرد که ابتدا در ذهن شما نبود؟
فرشید برقی: من به نظر و پیشنهاد بازیگران گوش میدهم و اگر در راستای هدف نمایش باشد، از آن استقبال میکنم. اما در نهایت وظیفه کارگردان است که این پیشنهادها را انتخاب، هدایت و در چهارچوب کلی اثر قرار دهد. در روند تمرینها هم تغییراتی شکل گرفت که ابتدا در ذهنم نبود. معتقدم در مسیر نمایش تغییراتی شکل می گیرد که ابتدا در ذهنمان نبوده است؛ چون وقتی یک اثر وارد مسیر اجرا میشود، بعضی جزئیات در طول راه روشنتر شده و به تدریج پختهتر میشوند.
*آیا مخاطب امروز حوصله شنیدن حرفهای جدی و اجتماعی روی صحنه را دارد یا باید با شیوههای تازهتری او را درگیر کرد؟
سجاد حسین پور: در این شکی نیست که مخاطب با شیوه های دیگر هم ارتباط برقرار می کند ولی حرف های جدی می تواند تاثیر به سزایی روی مشکلات و خشم های ما باشد و نکته قابل توجه آن همزادپنداری کردن است.
الناز وکیلی: از نظر من به دلیل مشغله های عجیب و دغدغه های ذهنی مخاطب حتی در کارهای کمدی هم به دنبال راه فرار میگردد اما در غیر مستقیم به یک کوچه بن بست میرسد که مجبور است با حقیقت رو به رو شود، این کار باعث برون ریزی مخاطب میشود که درحال حاضر بسیار کم می شود به آن نقطه رسید.
*آیا تهیه کنندگی و سرمایه گذاری در تئاتر در این شرایط اقتصادی ریسک نیست؟ این کار برای شما بیشتر علاقه است یا حالت سرمایه گذاری دارد؟
شهربانو عبدالهی: قطعاً در شرایط اقتصادی امروز، تهیهکنندگی و سرمایهگذاری در تئاتر ریسک دارد و نمیتوان منکر آن شد. اما برای من، تئاتر قبل از اینکه یک سرمایهگذاری صرفاً مالی باشد، یک علاقه و باور جدی به هنر است. ارزش یک اثر فقط با میزان سود مالی سنجیده نمیشود و تأثیری که بر مخاطب و فضای فرهنگی میگذارد هم ارزشمند است. با این حال، به عنوان یک زن مستقل، سعی میکنم در کنار علاقه، با شناخت ریسک و نگاه حرفهای وارد هر پروژه شوم.

*تفاوت بازی در یک نمایش صرفاً سرگرمکننده با نمایشی که دغدغههای اجتماعی دارد برای شما چیست؟
مهسا افتخاری: به نظر من در نمایش سرگرمکننده، هدف اصلی ایجاد لذت و ارتباط با مخاطب است، اما در نمایش اجتماعی، بازیگر مسئولیت بیشتری نسبت به معنا و تأثیر بازی خود دارد. اینجا بازیگر فقط نقش را اجرا نمیکند، بلکه باید دغدغه و لایههای انسانی شخصیت را هم به مخاطب منتقل کند. به همین دلیل، بازی در یک اثر اجتماعی برای من نیازمند آگاهی، حساسیت و صداقت بیشتری است چون دوست دارم تماشاگر علاوه بر لذت بردن، بعد از نمایش چیزی برای فکر کردن با خودش ببرد.
محدثه صفاری: در هر دو تحلیل شخصیت و کند و کاو شخصیت اتفاق می افتد، در نمایش سرگرم کننده شما سعی می کنید که درک کنید و به باور برسید و بعد باور و درک به عملکرد تبدیل می شود، در نمایشی که دغدغه های اجتماعی دارد برای ما راحت تر است چون آن را زندگی کرده ایم و برای ما ملموس تر است، هرچند به مرور دردناک تر می شود و برای اینکه روی صحنه دوام بیاوریم انرژی زیادی می طلبد.
*در شرایط امروز ایران که مردم به دنبال فرصتی برای پناه بردن به نمایش ها و فیلمهای کمدی هستند، آیا تئاترهای اینچنینی همچنان مخاطب دارند؟
مدیا رحمانی: بله؛ آدمی در روزگار تنگ، گاه به خنده پناه میبرد و گاه به آینهای که بتواند حالِ خویش را در آن ببیند. تماشاگر شاید برای گریز از سنگینی روزگار به کمدی پناه ببرد، اما هنوز دلهایی هستند که تاب نگاه کردن دارند. نمایش میتواند تمثالی از همین روزگار پیش چشم نهد؛ نه برای آنکه رنج را سبک کند، بلکه برای آنکه آنچه را در هیاهوی زندگی پنهان مانده، آشکارتر بنماید. از این رو، تا پرسش و رنج در زندگی آدمی باقیست، برای چنین تئاتری نیز مخاطب وجود دارد.
*جذابترین و دوست داشتنی بخش از تئاتر امروز ایران برای شما کدام است؟
نگین موید: به نظر من جذابترین و دوست داشتنیترین بخش تئاتر امروز ایران، جایی است که تئاتر دیگر صرفاً برای سرگرمی نیست و تبدیل می شود به صدای بخشی از جامعه که شاید در زندگی واقعی کمتر شنیده می شود، برای من، اجرای نمایش «غیر مستقیم» نمونهای از همین نگاه است؛ روایتی درباره خشونت و دختری که قربانی تجاوز شده و این مسئله باعث تغییرات زیادی در روند زندگی او شده، اما در واقع قصه یک نفر نیست. ما تلاش می کنیم از خلال زندگی این دختر، بخشی از درد و زخم امروز جامعه را روی صحنه بیاوریم؛ چیزهایی که شاید دیدن و شنیدنشان تلخ باشد اما نادیده گرفتنشان تلختر است، فکر می کنم قدرت تئاتر همینجا است: اینکه تماشاگر را با یک مسئله واقعی روبهرو کنیم و بعد از تمام شدن نمایش، چیزی را در ذهن و احساس او باقی بگذاریم. برای من، تئاتر زمانی جذاب است که فقط «اجرا» نباشد؛ آینهای باشد از زمانهای که در آن زندگی می کنیم.
مهشاد غلامحسین نژاد: خلاقیتی که بعضی از کارگردانهای جوان کشور برای متون کلاسیک یا مدرن دارند. همچنین گرایش به سبک پست مدرنسیم که باعث پیشرفت و تنوع اجراها شده است. ضمن اینکه در برخی از اجراها ما حضور فعال مخاطب را میبینیم که این موضوع به شخصه برای من بسیار جذاب است.
*به نظر شما یک بازیگر تا چه اندازه باید نسبت به اتفاقات اجتماعی و سیاسی روز جامعه حساس باشد؟
شهریار نیک پیکران: به نظر من یک بازیگر باید نسبت به اتفاقات اجتماعی و سیاسی جامعه حساس و آگاه باشد اما این حساسیت به معنی واکنش نشان دادن به هر اتفاق یا داشتن موضع درباره همه چیز نیست؛ مهمتر از آن، آگاهی و توانایی دیدن مسائل از چند زاویه است. برای من، حساس بودن با «سیاسی شدن» فرق دارد؛ حساسیت اجتماعی یعنی نسبت به انسان و جامعه بیتفاوت نباشیم.
مهسا افتخاری: بازیگر باید نسبت به اتفاقات اجتماعی و سیاسی جامعه آگاه و حساس باشد، چون بخشی از کار او شناخت انسان و زمانهای است که در آن زندگی میکند. این آگاهی کمک میکند شخصیتها را عمیقتر و واقعیتر درک و اجرا کند. البته حساس بودن به معنای واکنش نشان دادن به هر اتفاق نیست، بلکه مهمتر از آن، داشتن نگاه مستقل و آگاهانه است. برای من، بازیگر خوب کسی است که نبض جامعه را بشناسد و بتواند آن را صادقانه در هنرش منعکس کند.

*نمایش دیالوگمحور است؛ در دورهای که مخاطب بیشتر به تصویر و سرعت عادت کرده، چطور تلاش کردید صرفِ گفتوگو باعث از دست رفتن ریتم نمایش نشود؟
نازنین میهن: دیالوگ محور بودن نمایش برای ما به معنای کند شدن ریتم نبود. تلاش کردیم هر دیالوگ یک کنش و ضرورت دراماتیک داشته باشد. مکث، سکوت، میزانسن و بازی بدن نیز در ساختن ریتم نقش داشتند. تغییر انرژی و تنش میان شخصیتها اجازه نمیداد گفتوگوها یکنواخت شوند. هدفمان این بود که مخاطب حتی در سکوتها هم احساس کند اتفاقی در حال رخ دادن است.
*نمایش تا حدودی با وقایع و دغدغههای امروز جامعه درگیر است. هنرمند در چنین شرایطی چقدر باید واقعیتهای جامعه را بازتاب دهد و چقدر باید از آن فاصله بگیرد؟
فرشید برقی: به نظر من هنرمند نمیتواند از جامعهای که در آن زندگی میکند جدا باشد؛ هنرمند در هر دورهای بازتابی از زمانه و شرایط اجتماعی خودش است. دغدغه هنرمند باید انسان و وضعیت جامعه باشد، همانطور که در دورههای مختلف تاریخ، هنر با زندگی و تحولات اجتماعی پیوند داشته است. البته این بازتاب لزوماً به معنای بازنمایی مستقیم واقعیت نیست؛ هنر میتواند با فاصله گرفتن از واقعیت، آن را عمیقتر و از زاویهای دیگر نشان دهد.
نویسنده: عباسعلی اسکتی
عکس: محمد مهدی قائم پناه
